مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-49
چگونگي تسلیح عراق توسط شوروي جنگ عراق عليه ايران يا به­عبارتي ديگر «جنگ تحميلي»، ويژگي­هاي خاص و تقريبأ منحصر به فردي داشت. يكي از اين ويژگي­ها، كمك رساني نظامي هم ­زمان دو بلوك شرق و غرب به رژيم بغداد بود. بعد از جنگ جهاني دوم، سابقه نداشت كه دو كشور آمريكا و شوروي كه در رأس دو قطب جهاني قرار داشتند، در يك مقطع زماني از يك كشور حمايت نمايند. آنها، معمولأ در تمامي رخدادهاي سياسي و نظامي طرف يكي از دو طرف مناقشه را گرفته و از آن طرفداري مي­نمودند. تحت اين شرايط، كمك رساني آمريكا و شوروي و اذناب آنها به عراق و تحريم هم زمان جمهوري اسلامي ايران، واقعه­اي بود كه تا آن زمان، مشابه عيني نداشت. در اين حوزه نيز، آمريكا نقشي جدي و تأثيرگذار داشت.

به اين معنا كه، اگر دولت­مردان و سياستمداران آمريكا با اين اقدام كه برخلاف اصول بين­الملل و بي­طرفي كشورها انجام شده و اقدامي يك­سويه در جهت تقويت سياسي – نظامي حكومت بعث عراق تلقي مي­گرديد، مخالف بودند، موضوع را به صحن سازمان ملل و شوراي امنيت كشانده و حداقل، در حوزه سياسي به مقابله با آن مي­پرداختند. بديهي است كه اين اقدام مي­توانست موقعيت ايران را در تمامي جهات بسيار تقويت نمايد. ليكن، سكوت آمريكاييان كه به منزله همراهي با اين اقدام بود، دولت شوروي و اعضاي پيمان ورشو را در مسير كمك به دولت بعثي عراق تحريك و ثابت قدم نمود. دولتمردان ارتش اتحاد جماهير شوروي سابق كه در اول جنگ موضع بي­طرفي را اتخاذ نموده بود، خيلي زود وارد عرصه نبرد شده و با ارزيابي ضعف­هاي ساختاري ارتش عراق در وضعيت دفاع و حمله، در توسعه نيروهاي مسلح آن كشور و طرح­ريزي راهبردهاي تهاجمي عراق نيز نقش فعال و محوري پيدا كردند.  كمك­هاي شوروي به عراق در اين مرحله در مقايسه با كمك ساير كشورها بسيار برجسته­تر و نمايان­تر بود و تا اندازه­اي، تأثيرات سرنوشت ­ساز بر روند تحولات جنگ داشت.

در اواسط سال 1981 و تحت شرايطي كه عمليات­هاي گسترده و چهارگانه رزمندگان ارتش و سپاه[1] كه منجر به آزاد سازي قسمت اعظمي از متصرفات عراق در داخل كشور گرديد، آغاز نشده بود، اتحاد جماهير شوروي فروش تسليحات به عراق را از سر گرفت. تا اواخر همان سال، گزارش­ها حاكي از ورود مقادير قابل متنابهي از تسليحات شوروي از جمله بيش از 200 تانك تي 55 و تي 62 و موشك­هاي سام 6 مي­نمود. در نوامبر 1982 تعداد 1000 تا 1200 مستشار نظامی شوروی به عراق مراجعت کردند و با امضاي قرارداد تسليحاتي به ارزش 2 ميليارد دلار كه موضوع آن تأمين تانك­هاي تي62 و تي72، جنگنده­هاي ميگ 23 و 25، موشك­هاي سطح به سطح «اسكاد بي» و «اس اس 21» بود، حجم محموله­هاي شوروي به عراق به ميزان قابل توجهي افزايش يافت.(كينگ و كارش، 1387: 207) ارسال تانک­های تی -72 به عراق توان دفاعی عراق را برای  مقابله با تهاجمات ایران به نحوی مؤثر تقویت کرد به ­طوری که برخی از ناظران، تجهیزات ارسالی به عراق را صرف نظر از ابعاد سیاسی آن، به لحاظ نظامی دارای "اهمیت راهبردي" ذکر کردند.

مدتي بعد و در اواسط سال 1982، يكي از مسئولان حزب كمونيست شوروي درباره علل ارسال سلاح به عراق گفت: «شوروي ارسال سلاح به عراق را به ­خاطر بازگرداندن موازنه نظامي و سياسي ميان ایران و عراق از سر گرفت و نه به خاطر اين كه جنگ ادامه يابد. ايرانيان اميدهاي زيادي به برتري قدرت نيروي انساني خود دارند و ممكن است اين برتري به توازن نظامي اخلال وارد آورد و از اين رو، شوروي ارسال سلاح به عراق را آغاز كرده است و اين كار همچنان ادامه دارد. هدف­ از چنين معاملات، آن است كه از پيروزي مهاجم كنوني يعني جمهوري اسلامي ايران جلوگيري شود. طرف مهاجم تا زماني كه معتقد باشد پيروزي نظامي­اش امكان­پذير است، حاضر نخواهد شد در گفتگوهاي صلح و پايان دادن به نبرد شركت جويد.»

گسترش مناسبات همه جانبه عراق و شوروي، اين امكان را فراهم ساخت تا روس­ها اهداف جديد سياست خارجي خود را در منطقه و در برابر ايران پي­گيري كرده و در مقابل، عراقي­ها نيز با برخورداري از حمايت سياسي – نظامي شوروي، تجهيزات نظامي و كمك­هاي مستشاري دريافت كنند. قرارداد تسليحاتي 1983 كه پس از آن معاملات كوچك­تري هم انجام شد، روابط شوروي و عراق را به سطح قبل از جنگ رساند و از سرگيري تداركات تسليحاتي شوروي، به عراق امكان داد تا آرايش جنگي خود را مدرن كند و به­طور قابل توجهي افزايش دهد.(كينگ و كارش: همان) «طه ياسين رمضان» از مسئولان وقت دولت عراق در  مصاحبه­اي با مجله "الدستور" ضمن انتقاد از آمريكا و تأكيد بر اين مسأله كه «موضع آمريكا پر از تضاد است» با اشاره به موضع شوروي گفت‌: «اتحاد شوروي موضع خود را روشن ساخته است… روابط فعلي عراق با اتحاد شوروي در تمامي جنبه­ها رو به گسترش مي­رود.»(وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نشريه شماره 1229، مورخ: 29/1/1366)‌ 

چند ماه پس از آن، وي به مسكو سفر كرد و در بازگشت به بغداد گفت: «در اين ديدار، صورت جلسه هجدهمين دوره كميته همكاري­ مشترك عراق و شوروي در زمينه­هاي اقتصادي، علمي و فني به امضاء رسيد.» وي در قاهره نيز به ­طور رسمي اعلام كرد: «شوروي در كنار ما هستند و در توسعه نيروهاي مسلح ما شركت دارند.» «رالف كينگ»[2] و «افرايم كارش»[3] نيز در كتاب «جنگ ايران- عراق، پيامدهاي سياسي، تحليل نظامي» در خصوص همكاري­هاي شوروي سابق با حكومت صدام در طول جنگ تحميلي چنين مي­گويند: «تا سال 1984، اتحاد شوروي موضعي نسبتأ غيرعلني به طرفداري از عراق اتخاذ كرده بود. در ماه مارس، هيأت نمايندگان شوروي و از جمله مسئولان و مديران صدور تسليحات اين كشور، از بغداد ديدار كردند و ماه بعد – چنان كه بعدها فاش شد- موافقتنامه­اي منعقد كردند كه به موجب آن عراق مبلغ دو ميليارد دلار براي پروژه­هاي اقتصادي خود وام دريافت مي­كرد.» آنها ادامه مي­دهند: «گرايش بيشتر و  علني­تر به عراق، خطر زيادي براي شوروي نداشت، زيرا اگرچه اتحاد شوروي ظاهرأ نفوذ كمي در ايران داشت، اما احتمال اينكه رهبران ايران بار ديگر از ايالات متحده استقبال كنند، بسيار ضعيف بود و ايالات متحده نيز با اين نظريه روس­ها كه عراق نبايد شكست بخورد، موافق بود.»(كينگ و كارش،1387: 100)   

براساس گزارش هفته نامه «فارين ريپورت»[4] چاپ لندن در مورد كمك­هاي تسليحاتي شوروي به عراق، روس­ها از اول ماه ژانويه 1987 يك قطار هوايي به ­منظور تحويل اسلحه به عراق به ­كار انداختند و    موشك­هاي زمين به زمين با برد متوسط از نوع اسكاد-B ، تانك­هاي جديد تي-72، هواپيماهاي ميگ 23 و ميگ 25 كه به ­صورت قطعات جداگانه حمل مي­شد و موشك­هاي ضد هواپيما از انواع گوناگون همراه با تكنسين­هاي روسي را به عراق فرستاد. علاوه بر آن، ‌حكومت مسكو چهار فروند هواپيماي سوخت رسان از نوع توپولوف 72 براي سوخت رساني از آسمان به هواپيماهاي جنگي و بمب­افكن­هاي عراق به آن كشور تحويل داد.(دروديان، 1387: 25) «جيمز بيل»[5] يكي از محققان آمريكايي، طي مقاله­اي در مورد كمك­هاي شوروي به عراق نوشت: «شوروي با عراق روابط بسيار نزديك و حدود 60 درصد از تجهيزات نظامي آن كشور را تأمين مي­كند و علاوه بر هواپيماهايي مانند ميگ 25،23،21 در حال حاضر ميگ 29 و هزاران فروند موشك زمين به زمين اسكاد و فراگ به عراق واگذار نموده است. مستشاران شوروي با مقامات نظامي عراق براساس يك برنامه منظم، همكاري مي­كنند. شكي وجود ندارد كه اتحاد جماهير شوروي بزرگترين قدرت خارجي است كه از عراق حمايت مي­كند.»(مصباحي،1368: 418)     

با توجه به شواهد، قراين و اطلاعات موجود، آقاي هاشمي به­ عنوان فرمانده عالي طي جنگ سخناني در مورد كمك تسليحاتي شوروي به عراق و دلايل آن گفت: «ما مي­دانيم كه 70 تا 80 درصد تسليحات عراق از آن روس­ها است.»(پيشين، جلد اول:52)  

در ژانويه 1987، اتحاد شوروي رسمأ از ادامه جنگ(ستيزه جويي) ايران انتقاد كرد و نماينده شوروي در سازمان ملل متحد اظهار داشت كه كشورش به­ طورجدي به حمايت از عراق ادامه مي­دهد.(كينگ و كارش، 1387: 102) اعترافات خلبانان اسير عراقي نيز مؤيد حضور مستشاران نظامي شوروي و كشورهاي وابسته به آنها همچون يوگسلاوي سابق و هند، در عراق مي­باشد. در همين ارتباط، اكثر خلبانان اسير عراقي به اين موضوع بسيار مهم، اشاره مستقيم داشته­اند. از جمله خلباني كه در اين خصوص اعتراف نموده­اند، مي­توان به سروان خلبان محمد راجح سليمان خلبان سوخوي 22 كه در تاريخ 16/8/1361 در حوالي شوش به اسارت درآمده، ستوانيكم امجد خليل ابراهيم خلبان سوخوي 22 كه در تاريخ 23/6/1362 در منطقه مريوان به اسارت درآمده، سروان رياض فرج محمد خلبان ميراژ اف1 كه در تاريخ 3/8/1366 در منطقه پازنان به اسارت درآمده، سروان طلال خليل ابراهيم خلبان ميراژ اف1 كه در تاريخ 14/1/1367 در نزديكي پالايشگاه اصفهان به اسارت درآمده، سرگرد شاكر احمد شاكرسلاله خلبان سوخوي 22 كه در تاريخ 28/12/1366 در منطقه سرپل ذهاب به اسارت درآمده و سروان محمد گرهاب منشي خلبان ميگ 23 كه در تاريخ  21/6/1365 در منطقه تنگه فني به اسارت درآمده است، اشاره نمود كه اظهارات آنان، تمامأ اثبات كننده حضور خلبانان روسي، هندي، يوگسلاوي سابق و فرانسه در عراق و در طول هشت سال جنگ تحميلي  مي­باشد كه با هدف آموزش خلبان­هاي عراقي صورت پذيرفته است.[6]

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1- منظور اجرای عملیات­های " ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس" است.

2- Ralph King.

3- Efraim Karsh.

4- Foreign Report.

5- James Bill.

6- براي كسب اطلاعات بيشتر در اين خصوص و مطالعه كامل سوابق، به مركز مطالعات و تحقيقات نظري نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران مراجعه گردد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده