نبردهای هوایی ایران (14)
پ ـ پیامدهای تهاجم هوایی دشمن و خسارات وارده (2) با عنایت به مطالب پیشین و با رویکرد راهبردی به نقاط قوت و ضعف، آسیب‏پذیری و فرصت‏های پیش‏روی دشمن در شروع جنگ تحمیلی، نکات چندی در خصوص غافلگیری سامانه پدافند هوایی کشور بهصورت واقع‏بینانه قابلطرح می‏باشد که در سطور زیر به اهم آنها اشاره می‏شود.

نخست: کاهش نقش و قدرت در سامانه‏های سطوح مختلف فرماندهی ارتش و نهاجا؛

دوم: طولانی شدن و تغییر مکرر فرایند وضعیت آماده‏باش و انتخاب زمان حمله مناسب (ساعت 1400 روز آخر شهریور) از سوی دشمن؛ سوم: نواقص پوشش راداری در سامانه پدافند هوایی کشور؛ چهارم: عوامل سیاسی و حمایت آشکار و پنهان استکبار جهانی شرق و غرب، همراه با سکوت مجامع بین‏المللی از تجاوزهای آشکار رژیم بعث عراق و…؛ پنجم: قطع نظر از مسائل نظامی، بسیاری از عوامل سیاسی، اختلافات داخلی و عوامل پیرامونی در جلوگیری از آمادگی کامل ارتش جمهوری اسلامی ایران و تحریک، تطمیع عراق در تجاوز و حمله هوایی، زمینی و دریایی و اشغال منطقه وسیعی از خاک کشورمان، دخیل بوده‏اند.

با این حال، باید اذعان داشت که با وجود تهدیدهای جدّی و سوابق آشکار دشمن، نیروهای مسلّح و نهاجا به دلایل مختلف از آمادگی عملیاتی لازم برخوردار نبودند. آمادگی درجه (3-ب)[1] جهت پایگاه‏های سوم و چهارم و (3- الف) و سایر پایگاه‏های نهاجا، به‌رغم سرنگونی دو فروند هواپیمای «اف5» پایگاه دزفول و اسارت «سیدالاسرا حسین لشکری» و جاویدالاثر شدن «محمّد زارع‌نعمتی»، چندان هشدارآمیز تلقّی نشدند. به همین دلیل اغلب پایگاه‏های نهاجا مورد تهاجم هواپیماهای شکاری و حتی بمب‏افکن‏های راهبردی دشمن قرار گرفته و اقدامات اوّلیه و قابل‌ملاحظه‌ای صورت نگرفت. دشمن در تهاجم اوّلیه خود، همان‏طور که انتظار داشت، با کمترین واکنش از سوی پدافند هوایی نیروهای خودی مواجه شد. با این توصیف، قطع‌نظر از مسائل نظامی، برخی عوامل سیاسی، اختلافات داخلی و رویدادهای پیرامونی در عدم آمادگی کامل ارتش جمهوری اسلامی ایران سهیم بوده که همراه با تحریک رژیم بعث، در مجموع، روند تجاوز و حمله هوایی به حریم جمهوری اسلامی ایران را شکل داده است.

در پایان، جهت ارائه اطلاعات تکمیلی و این‏که حمله سراسری ارتش عراق در باور اغلب مسئولین کشور نمی‌گنجید (و حتی تصوّر چنین جسارتی را از سوی رژیم عراق نداشتند)، به نقل این عبارت کوتاه از «حجت‌الاسلام موسوی جزایری»، امام‌جمعه اهواز و سخنان فرماندهی معظم کل قوا در خصوص یورش هوایی 31 شهریور 1359 اکتفا می‏شود:

«در مسجد بودم که صدای انفجار شدیدی را شنیدم. نمی‏دانستم چه خبر است. به منزل که رسیدم کسی تماس گرفت و گفت که مراکز نظامی و فرودگاه‏های کشور را زده‏اند. معلوم نبود کودتای داخلی است یا حمله نظامی»[2].

مقام معظم رهبری نیز در دومین سالگرد تهاجم سراسری رژیم بعث عراق (در مقام ریاست جمهوری کشور) فرمودند:

«انتظار دولت‏هایی که جنگ را راه انداختند این بود که (ظرف) یک هفته رژیم را ساقط کنند… و ما گرچه با خرابکاران جنگیده بودیم ولی تجربه جنگ مدرن را نداشتیم… و (بیش از همه) دشمن را جدّی نگرفتیم و این چیز خطرناکی است».

به ‌هر تقدیر به لطف الهی دشمن نتوانست به اهداف تعیین‌شده خود دست یابد. جنگنده بمب‌افکن‌های نیروی هوایی عراق در مرتبه نخست، تنها موفق شدند خسارات اندکی به نیروی هوایی و برخی تأسیسات کشور وارد کنند. نمی‏توان این واقعیت را انکار نمود که صدمات واردشده ازسوی بمب‌افکن‌های «تی‌یو22» در پایگاه یکم ترابری مهرآباد بیش از سایر نقاط بود؛ اگرچه آنتونی کوردزمن، محقق آمریکایی در این خصوص می‏گوید که خلبانان عراقی از مهارت‏های لازم جهت انهدام اهداف خویش در نخستین تهاجم سراسری برخوردار نبودند[3]. از جانب دیگر به رغم مشکلات و مسائل موجود،  نباید این نکته را از نظر دور داشت که این تهاجم به‌ظاهر غافل‏گیرانه، ضمن افزایش انگیزه و روحیه نیروی انسانی نهاجا به ویژه خلبانان این یگان‌های عملیاتی، فصل جدیدی از مقاومت را در تاریخ نبردهای هوایی دفاع مقدس گشود. زیرا با آغاز تهاجم هوایی دشمن، کلیه کارکنان غیور و شجاع نیروی هوایی در پایگاه‌های هوایی که با پایان وقت اداری در حال ترک محل خدمت بودند، با مشاهده حمله دشمن حتی بدون به صدا درآمدن «آژیر احضار کارکنان» به محل خدمت خود بازگشتند. گویا همگی یقین داشتند که در این برهه حساس در برابر یک آزمون بزرگ قرار گرفته و اکنون تاریخ، مسئولیت بزرگی را بر دوش آنها محول کرده است. لذا با نهایت توان کوشیدند تا خسارات وارده در اسرع وقت ترمیم و جبران شود. باندها و مناطق پروازی به‌سرعت وصف ‌ناپذیری توسط کارکنان مهندسی و فنّی بازسازی و هواپیماها تجهیز و آماده پرواز شدند.

«سرلشکر عبوسی» بدون توجه به این روحیه بسیار بالا و ظرفیت‏های نهفته‏ای که در آحاد کارکنان نهاجا متبلور بود، در مقایسه‏ای یک‏سویه، توان مهندسی نیروی هوایی ایران را نسبت به عراق در سطح بالاتری ارزیابی می‏نماید و اذعان کرده که نیروهای عراقی برای ترمیم باندهای پروازی حداقل به 48 ساعت زمان نیاز داشتند.

نهاجا با همه کاستی‏ها و موانع پیش‏رو به فرماندهی سرهنگ خلبان جواد فکوری (فرماندهی نهاجا و وزیر دفاع)، در برابر حریفی به نام «سرتیپ خلبان ستاد محمّد جاسم الجبوری» و به‌نوعی عملاً در برابر سپهبد خلبان عدنان خیراله (وزیر دفاع عراق) ایستاده بود که نیروی هوایی خود را با پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی، تجهیز و تقویت می‏کردند.

به گفته «ژنرال عبوسی»: ژنرال جاسم الجبوری فردی شایسته بود که در سال 1979 (1358) به فرماندهی نیروی هوایی منصوب شد. او را برای ارتقای آموزش خلبانان برگزیدند، امّا این انتخاب نوعی کسب آمادگی برای جنگ با ایران بود. او خلبان هواپیمای هانتر انگلیسی بود و دوره آموزشی را در آمریکا طی کرده بود. افزون براین، فردی جسور بود که در کلیه تمرینات آموزشی شرکت می‏کرد و در میان خلبانان عراقی به‌همراه سپهبد خلبان عدنان خیراله دارای وجهه و محبوبیت ویژه‌ای بودند[4].

با چنین پیشینه‏ای، آنان قصد داشتند تا با تهاجم پیش‏دستانه و «کسب برتری هوایی»، موجبات راهبرد پیروزی برق‏آسای ارتش عراق را میسّر سازند. به هر روی، عوامل متعددی موجب شدند تا از یکسو زمینه‏‏‏‏‏‏های کاهش کیفی و کمی توانمندی‏‏‏‏‏‏های آموزشی، عملیاتی- تاکتیکی، آماد و پشتیبانی (لجستیک)، نیروی انسانی و … در نتیجه افت قابل ملاحظه توان رزمی ارتش و نهاجا شود و از سوی دیگر ارتش عراق برای برنامه‏ریزی و تدارک یک حمله تجاوزکارانه تحریک و ترغیب گردد. در واقع در حالی که همزمان با مرحله تثبیت انقلاب اسلامی، به هنگامی که سامانه ارتش و نهاجا مشغول تعدیل پیکره خود با رهنامه جدید دفاعی بود، رژیم عراق مبادرت به تقویت همه‏جانبه ارتش به ویژه نیروی هوایی خود کرد. لذا در مجموع، این حقیقت تلخ درک می‏شود که سرمداران رژیم بعث عراق از قبل چشم‏ طمع، قصد و نیت سوء و اندیشه حمله به ایران را در سر می‏پروراندند و متاسفانه جهت نیل به اهداف پلید خود با توجه به کم‏رنگ شدن بازدارندگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به‏جای استقبال از اندیشه‏‏‏‏‏‏های ضداستکباری انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) در منطقه و از بین رفتن تضاد‏‏‏‏‏های ناسیونالیستی و عربی- ایرانی به دلیل سقوط شاه، در مقابل با فرصت‏طلبی به نوعی دیگر به پدیده پان عربیسم در عراق و منطقه دامن زد و جنگ را به ایران تحمیل کرد.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]– در وضعیت آمادگی درجه (3-ب) نیروی مدافع در پشت جنگ‏افزارها نشسته و در انتظار دستور آتش است. البته باید اذعان داشت که قرار گرفتن در آمادگی «3-ب» برای مدت طولانی امکان‏پذیر نبوده و لاجرم بسیاری از الزامات خلبانان شکاری و سامانه‏های پدافندی نهاجا به تعویق می‏افتاد.

[2]– «راوی: روایت اهواز» (1389) تهران: انتشارات مرکز پژوهش‏های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص 30.

[3]– کوردزمن، انتونیو/ واگنر، ابراهام (1389) «درس‏های جنگ مدرن: جنگ ایران و عراق» ترجمه حسین یکتا، تهران: انتشارات مرزوبوم، ص 111.

[4]– ام.وودز و دیگران (1393) «جنگ ایران و عراق از دیدگاه: فرماندهان صدام» تهران: نشر مرزوبوم،ص 334-330

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده