نبردهای هوایی ایران (12)
ب ـ اهداف تهاجم پیشدستانه و میزان موفقیت نیروی هوایی عراق (2) در راستای اعلامیه بالا، فرماندهان ارتش عراق در طراحی تجاوز هوایی سراسری به یگان‏های عملیاتی نهاجا، با استفاده از زمان گرینویچ، حملات هوایی خود را بهگونهای برنامه‏ریزی کرده بودند که زمان روی هدف و رها ساختن بمبها، همگی ساعت 14:00 به‏وقت ایران یعنی لحظه پایان خدمت رسمی ادارای و تعویض نوبت­کاری‏ یگان‏های عملیاتی و نگهداری نهاجا باشد. از این روی، وقتی کارکنان نیروی هوایی در حال ترک محل خدمت خود بودند، با حمله ناجوانمردانه هواپیماهای متجاوز عراق و بمباران پایگاه‏ها مواجه شدند. البته سامانه بمب‏های هواپیماهای عراقی به گونه‏ای بود که برای ایجاد تأخیر و رهایی هواپیماهای بمب‏افکن از ترکش بمب‏ها، ابتدا چتری که روی بمب‏ها تعبیه شده بود، باز می‏شد.

به همین خاطر افرادی که از کارکرد این سامانه تأخیری اطلاع دقیقی نداشتند، با مشاهده تعداد زیادی چتر، ابتدا گمان کردند که عراق در حال پیاده کردن چترباز در پایگاه است، امّا لحظاتی بعد صدای انفجار مهیب بمب‏ها همگان را از تجاوز عراق آگاه ساخته و برخی را متحیر و بهت زده کرد.

برابر اعلامیه شماره یک سرفرماندهی نیروهای مسلّح عراق، نیروی هوایی این کشور با حمله به هشت پایگاه هوایی: مهرآباد، تبریز، همدان، دزفول، امیدیه، بوشهر، شیراز و اصفهان، یک پایگاه هوانیروز در کرمانشاه و فرودگاه چندمنظوره‏ اهواز، و انجام 192 نوبت پرواز بدون این‏که با تهدید جدّی از سوی شبکه پدافندی نهاجا مواجه شود، عملیات خود را با حداقل تلفات (سقوط یک فروند هواپیما) و کسبِ یک موفّقیت نسبی انجام داد. براساس اسناد، شواهد و قرائن ازجمله اظهارات ژنرال حمدانی فرمانده گارد ریاست جمهوری عراق، دشمن تصّور می‏کرد با این یورش همانند حمله هوایی اسرائیل به مصر در سال 1967 (که 65درصد از هواپیماهای نیروهای هوایی کشورهای عربی در روی زمین نابود شدند)، بخش عمده توان رزمی نهاجا نابود و پیروزی برق‏آسا نصیب او خواهد شد.[1]!

اما در خصوص میزان موفقیت و یا ناکامی عملیات پیش‏دستانه نیروی هوایی عراق و به ظاهر غافگیری سامانه دفاعی کشور، دو رویکرد به ظاهر متفاوت اما در واقع مکمل و یکسان به دلایل زیر وجود دارد: نخست؛ این‏که سامانه پدافند هوایی نهاجا به­رغم آگاهی از تحوّلات مرزی و دریافت گزارش‌های متقن از یک تجاوز هوایی و قریب‌الوقوع، ظاهراً غافل­گیر شده و اقدام مؤثری علیه هواپیماهای متجاوز انجام نداد. به گفته «سرلشکر عبوسی» و اخبار جراید رسمی عراق، «خلبانان قهرمان ما همگی سالم (به‌جز یک مورد) به پایگاه‏های خود مراجعت نمودند». به علاوه به سقوط یک فروند جنگنده و آسیب دیدن یک فروند دیگر اشاره دارد.

البته در این یورش ترفندهای مختلف و مخفی‏کاری نیروی هوایی ارتش بعث در حمله به ایران که شرح آن گذشت را نباید نادیده گرفت که نمونه‏ای از آنها در گزاره‏های بعدی ارائه شده است.

دوم، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اگرچه نتوانست اقدامی جدّی علیه هواپیماهای متجاوز اعمال نماید، ولی با توجه به تدابیری که بویژه در ابعاد پدافندغیرعامل اندیشیده بود، موجب کاهش چشمگیر تلفات و صدمات به نیروها و تجهیزات خودی گردید. به گفته «سرلشکر عبوسی»، خلبانان عراقی در آن روز حتی یک فروند هواپیمای شکاری نهاجا را در محوطه‏ باز و جایگاه‏های پارک هواپیما در محل‏های بدون آشیانه بتنی (شیلتر) نیافتند.

سوم، اقدامات مهندسی نهاجا در ترمیم باندهای پروازی و معابر خزش به‌همراه آماده سازی هواپیماها برای دشمن غیرمنتظره بود. آنها تصوّر نمی‌کردند که دسته‏های پروازی انتقام (البرز و آلفا-رد) با آن وضعیت آشفته بتوانند حدود دو ساعت پس از یورش سراسری، به خاک عراق حمله کنند.

«سرلشکر عبوسی»[2] در خصوص مخفی‌کاری نیروهای مسلّح رژیم بعث، فرایند آماده‏سازی هواپیماها و باندهای پروازی و روند واکنش سریع نهاجا می‏گوید: «من و دیگر مسئولین پایگاه، 48 ساعت قبل از یورش هوایی و حتی در روز اجرای عملیات رزمی واقعی، از انجام قطعی مأموریت خود آگاهی نداشتیم»[3]، بنابراین در آن روز به خلبانان تحت امر خود گفتم: گرچه مأموریت شما به‌ظاهر عملیاتی علیه ایران است، ولی نوعی آموزش در قالب برنامه‏های تعلیماتی است که ماه‏ها روی آن کارکرده‌ایم. البته روز عملیات با خود فکر می‏کردم که این ممکن است مأموریتی واقعی باشد، چراکه در تمرین‏ها معمولاً همچون رانندگان تاکسی عمل می‏کردیم، به‌این‌ترتیب که موتور را روشن می‏کردیم، شتاب موتور را به 150 (دور در دقیقه) می‏رسانیدیم، دور موتور را کاهش می‏دادیم، موتور را خاموش می‏کردیم و برمی‏گشتیم و پارک می‏کردیم. ولی این بار به ما نگفتند موتورها را خاموش‌کنیم و به محل پارک برگردیم. به‌این‌ترتیب وقتی با دیگر خلبانان روی باند پرواز قرار گرفتیم و کسی دستور توقف عملیات را به ما نداد، فهمیدم که وارد جنگ (واقعی) شده‏ایم».

وی ادامه می‌دهد؛ در اولین پرواز وقتی بر فراز پایگاه‏های ایران رسیدیم (برخلاف گزارش غربی‏ها) اثری از هواپیماهای ایران را روی زمین نیافتیم؟! او با اشاره به روند آماده‏سازی باندها و انواع هواپیماها برای پرواز با اظهار تعجب چنین می‏گوید: «اقدامات مهندسی ایرانیان و فرایند آماده سازی هواپیماهای شکاری برای انجام عملیات هوایی علیه ما بسیار عالی بود. آنها کارشان را تا شروع یورش مجدد و حمله هوایی دوم ما در همان روز و روز بعد تکمیل کرده و تعداد زیادی هواپیمای آماده برای انجام مأموریت داشتند. عصر همان روزی که ما به ایران حمله کردیم، آنها نیز به پایگاه هوایی الشعبیه و الکوت حمله کردند»[4]!

این اعترافات نشان می‏دهد که از یک‌سو ارتش عراق به اهداف تعیین شده خود نائل نشد و از سوی دیگر سامانه فرماندهی، خلبانان و سایر کارکنان غیور نهاجا به‏رغم غافلگیری اوّلیه پس از مواجهه با یورش هوایی دشمن، چنان درخشیده‏اند که کلیه محاسبات قبلی ارتش بعث عراق و صدامیان را برهم زده‏اند. بنابراین، در یک جمع‏بندی باید اذعان داشت که با وجود سوابق تجاوزهای آشکار و پنهان ارتش عراق، تقریباً کلیه پایگاه‏های مرزی غرب و جنوبی کشور و منطقه هوایی مهرآباد، مورد تهاجم هواپیماهای شکاری و حتی بمب‏افکن‏های دشمن قرار می‏گیرند و اقدامات قابل ملاحظه‏ای به هنگام تهاجم اولیه از سوی سامانه پدافند هوایی کشور انجام نمی‏گیرد. هرچند به‏ظاهر بر اساس اسناد و مدارک روی کاغذ، ما از هوشیاری و آمادگی نسبی برخوردار بودیم، اما در عمل چنین نشد به گونه‏ای که در تهاجم اولیه (ساعت1400 مورخ 31 شهریور) دشمن همان‏طور که انتظار داشت، با غافل‌گیری و کمترین واکنش از سوی پدافند هوایی نیروهای خودی مواجه شد.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]– ام.وودز و دیگران (1391) «جنگ ایران و عراق از دیدگاه: فرمانده گارد ریاست جمهوری صدام» تهران: انتشارات مرزوبوم، ص85.

[2]– وی از فرماندهان متعصب بعثی نیروی هوایی عراق بود که به عنوان خلبان شکاری-بمب‏افکن سابقه حضور در جنگ اعراب-اسرائیل در سال 1973 میلادی داشته و در عملیات پیشدستانه 31 شهریور دسته‏های پروازی هواپیماهای شکاری بمب‏افکن «سوخو22» از پایگاه هوایی کرکوک «الحریه» که به پایگاه‏های غربی و شهید نوژه همدان تک کردند را با درجه سرهنگی لیدری و رهبری می‌کرده است.

[3]­- البته در این خصوص «ژنرال حمدانی» فرمانده گارد ریاست جمهوری عراق چنین عنوان کرده است که: «فرماندهان ارتش عراق (نیروی زمینی، هوایی و دریایی) در جلسه توجیه عملیاتی ششم ژوئیه 1980 (15 تیر 1359) در تصمیم قطعی حمله به ایران همگی حضور داشتند و موظف شدند تا مراتب را به کلیه واحدهای درگیر اعلام کنند».

[4]– ام.وودز و دیگران (1393) «جنگ ایران و عراق از دیدگاه: فرماندهان صدام» تهران: انتشارات مرزوبوم، صص 335 – 332.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده