مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-45
كمكهاي همه جانبه مصر و اردن زمانی که جنگ در سال 1980 آغاز شد، كشور مصر هنوز در حاشیه سیاست اعراب قرار داشت. در واکنش اولیه، سادات رئیس جمهور مصر بیطرفی قاهره را اعلام و هر دو طرف را محکوم کرد. به نظر ميرسيد كه او دلایل خوبی برای تنفر از تلاش صدام برای بهرهگیری از انزوای دیپلماتیک مصر و دوری از سیاستهای امام خمینی(ره) با توجه به نقش اصول گرایان مصر داشته باشد. اما اين وضعيت زياد دوام نيافت و مصر اولين كشوري گرديد كه در اين حوزه به نفع حكومت بعث عراق، وارد عمل شد. «انور سادات» رئیس جمهور وقت مصر كه به دليل امضاي توافقنامه «كمپ ديويد» مورد لعن اعراب قرار گرفته و تمامي كشورهاي عربي، سفارتخانههاي خود در قاهره را تعطيل و اقدام به قطع رابطه سياسي با آن كشور نموده بودند، اين شرايط را فرصتي بسيار مغتنم براي بازگشت به جمع كشورهاي عربي قلمداد كرده و به بهترين نحو ممكن نيز از آن استفاده نمود. سادات، در تاریخ 6/7/1359 يا به عبارتي، تنها یک هفته پس از آغاز تهاجم ارتش بعث عراق، این جنگ را موقعیتی عالی برای سرنگونی رهبر ایران دانست و اظهار داشت «تمام کشورهای صاحب نفت در حوزة خلیج فارس، از این کودتا استقبال خواهند.»(رستمي، 242:1385)

 

دولت مصر گرایش و تمایل خود را به همکاری با عراق، آشکار ساخته و از سال 1981 كه موضوع «پان عربیسم» را در توجيه كمك‌هاي همه جانبه خود به عراق مطرح ساختند، به ‌طور جدي و گسترده فعاليت‌هاي خود را در اين حوزه تقويت و تشديد نمودند. روابط عراق و مصر روزبه‌روز دوستانه‌تر مي‌گرديد. بالغ بر یک میلیون مصری در عراق زندگی می‌کردند و کاهش وجوه ارسالی آنان یقیناً بر اقتصاد کشور عراق تأثیر سوء داشت؛ اما جنگ می‌توانست پیامدهای دیگری هم داشته باشد. [1] مصر علاوه بر کمک‌های مالی، تسلیحاتی، سیاسی و اطلاعاتی به عراق، تعداد زیادی از نیروهای نظامی و مردمی خود را به میدان نبرد با ایران فرستاد که در جریان چندین عملیات، تعدادی از آنها كشته شده و يا به اسارت درآمدند.[2] یکی از پیامدهای فتح خرمشهر، مطرح شدن مسأله بازگشت مصر به اتحادیة عرب بود. بسیاری از اعراب در قبال پیروزی ایران و شکست عراق در خرمشهر، به این نتیجه رسیدند که تنها دخالت مصر و یا حداقل تهدید از سوی دولت آن کشور برای مداخلة نظامی در اين جنگ، می‌تواند عراق را از شکست نجات دهد.(بنی‌لوحی، 1378: 209)

صدام هم در وضعيتي قرار داشت كه از هرگونه پيشنهاد كمك به شدت استقبال مي‌نمود، بنابراين شرايط زماني براي هر دو كشور فراهم گرديده بود تا نسبت به برقراري ارتباط اقدام نمايند. همچنين، ارتش مصر در مسير تغيير و تحول از سلاح‌هاي شرقي به غربي بود، لذا اين فرصت مي‌توانست شرايطي را براي آنها فراهم آورد تا نسبت به واگذاري سلاح‌هاي شرقي به عراق، ما به ازاي اخذ درآمد و بالا بردن موقعيت سياسي خود  در سطح منطقه، استفاده نمايند. همچنین، پس از شکست عراق در فتح خرمشهر، صدام از دولت مصر درخواست کمک کرد و اعلام داشت که اگر ارتش مصر به بغداد بیاید، از سوی وی، مورد استقبال قرار خواهند گرفت.(همان: 211) کشور عراق در سال 1980، یک میلیارد دلار سلاح و تجهیزات از مصر دریافت کرد.(تیمرمن، همان: صص184-183) مصر که در آن زمان جنگ ‌افزارهای روسی خود را به سلاح‌ها و تجهیزات آمریکایی تبدیل می‌کرد، در فوریة 1981 تعداد 100 تانک تي54 و تي55 را همراه با اضافة مهمات آنها، به عراق فرستاد. (محمودزاده،2:1384) از این رو: «دولت مصر در اواخر سپتامبر 1980 برابر با دهه اول مهرماه 1359، به دنبال رایزنی سادات با کارتر، اعلام کرد که جنگ افزارهایی به ارزش یک میلیارد دلار که ساخت شوروی هستند، به فروش رسانیده است.»(طالع،93:1389)

كشور مصر، به‌ عنوان یک واسطه و رابط میان عراق و کشورهای غربی و خاصه آمریکایی‌ها، نقش غير قابل انكاري را در طول مدت اين جنگ ايفاء ‌نمود. روزنامه الاتحاد نوشت: «مصر با فروش و ارسال قطعات هواپیما، مهمات، توپخانه و سلاح‌های ساخت خود به قیمت تمام شده به عراق و افزایش تعداد کارکنان و کارشناسان خود در عراق موافقت کرده است.»(خبرگزاری مهر، 23/5/1365،Mehr News.Com) علاوه‌ بر همة این کمک‌ها، حدود 15 تا 17 هزار نفر از داوطلبان مصری در ارتش عراق خدمت می‌کردند. براساس خبرهایی که در آن مقطع از بحرین رسیده است، مصر، 200 فروند هواپیما و 300 دستگاه زره پوش جنگی به عراق ارسال کرده است. حمایت مصری‌ها از عراق به حدی بود که آنها حاضر بودند در دفاع از صدام، وارد جنگ با ایران شوند. از همین رو، پس از عملیات بیت المقدس كه منجر به آزاد سازي خرمشهر گرديد، «عبدالحلیم ابوغزاله» وزیر دفاع وقت مصر به آمریکا سفر کرد و در ملاقات با «الکساندر هیگ»[3] وزیر خارجة وقت و «واینبرگر» وزیر دفاع وقت آمریکا گفت: «در صورتی که امنیت عراق تهدید شود، مصر به نفع این کشور وارد جنگ خواهد شد.»(دروديان، 1387 : 87)

«طه یاسین رمضان» معاون رئیس جمهور عراق، در تیرماه 1361 در گفتگو با روزنامه «اکتبر»[4] چاپ مصر اعلام کرد «10 هزار سرباز مصری در ارتش عراق، با ایران مشغول نبرد هستند.» اما مدتي بعد و در سال 1983، حسني مبارک مي‌گويد: «مصر نیرو به عراق اعزام نخواهد کرد، اما مقادیر زیادی سلاح و قطعات یدکی در اختیار این کشور قرار داده است.» گزارش‌هاي واصله حاکی از آن است که در سال 1982   معامله‌‌ای به ارزش یک میلیارد دلار و در سال 1985 یک معامله دو میلیارد دلاری بین این دو کشور صورت گرفته است.(كينگ و كارش،1387: 89) «انور سادات» رئیس جمهور وقت مصر در مورد تهاجم عراق علیه ایران گفت: «جنگ عراق با ایران، یک موقعیت عالی براساس سرنگونی آیت‌الله خمینی(ره) است و تمام کشورهای صاحب نفت حوزة خلیج فارس از آن استقبال خواهند کرد. در حالی که کویت کنفرانسی را برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق پیشنهاد کرده است، کشورهای عرب یکی پس از دیگری حمایت خود را عراق اعلام می‌کنند.» مصری‌ها، طی سال‌های 1981 تا 1984 به میزان 7/2 میلیارد دلار فقط سلاح به عراق تحویل دادند.(اردستانی، 1378: 125) 

در ماه می 1984، بلافاصله پس از آن که وزیر مصر اطمینان داده بود که کشورش در کنار عراق باقي خواهد ماند و کمک‌های درخواستی را اعطاء خواهد کرد، صدام خواستار پذیرش مجدد مصر در اتحادیه عرب گردید. در ماه مارس 1985، زمانی که جنگ شهرها از سرگرفته شد، مبارک و شاه حسین هر دو به نشانه همبستگی از بغداد دیدن کردند. کشور اردن نیز از جمله کشورهای بسیار مؤثر در پشتیبانی از عراق به شمار می‌رود. بي‌شك تنها توجه به گوشه‌هايي از اظهارات ملك حسين در جريان برگزاري جلسة عادي كابينة اردن در تاريخ 2/1/1359 (1980) موضع آن كشور را در قبال جنگ در حال وقوع بين ايران و عراق، نشان مي‌داد: «وظيفة اعراب است كه براي وحدت خود و جلوگيري از سرايت خطرات، هركجا كه باشد همكاري كنند، ما وظيفه داريم كه جهان اسلام را آرام و قرين همبستگي داشته باشيم؛ ما به ‌عنوان كشوري عربي نبايد اجازه دهيم هيچگونه تجاوزي از هر مصدر كه باشد به هيچ جزيي از خاك عراق صورت گيرد.» (مناقبتي، 1375: صص 88و87) 

جالب‌ترین نکته در مورد نقش اعراب در کمک به صدام، آن است که «ملک حسین» پادشاه وقت اردن، شلیک کنندة اولین گلوله‌ای بود که از یک دستگاه تانک در جنگ ایران و عراق شلیک شد. «حامد المجبوری» وزیر خارجة عراق در گفت‌وگو روزنامة الحیات، گفت: «22 سپتامبر 1980 (31 شهریور ماه 1359) بود که صدام و ملک حسین شاه اردن، در نزدیکی خطوط آتش، روی یک دستگاه تانک رفتند و پادشاه اردن با شلیک اولین گلوله، آغاز جنگ را تبریک گفت.»(رستمي،1385: 245) ملک حسین، پادشاه اردن در روز سیزدهم جنگ که عراق در کلیة جبهه‌ها با مشکل روبرو شده بود و کشورهای منطقه را به کمک طلبیده بود، اعلام کرد: «اگر کاری باشد که من بتوانم انجام دهم، یک لحظه درنگ نخواهم کرد. اگر ضرورت داشته باشد، من به طرفداری از عراق دخالت خواهم کرد.» این کشور ضمن حمایت‌های تبلیغی، اطلاعاتی و سیاسی از عراق در طول جنگ، یکی از کشورهای کلیدی در تقویت ماشین جنگی عراق بود و مرزهای کشور را برای تدارک رسانی به عراق از طریق بندر عقبه، کاملاً بر روی واردات جنگی و پشتیبانی عراق گشوده بود.[5] «ملک حسین» پادشاه اردن در این رابطه گفته است: «شوروی از من خواست که راه زمینی بندر عقبه را در اختیار عراق بگذارم.»

در همان زمان، خبرگزاری فارس نیز گزارش داد که ملک حسین پادشاه اردن گفته است: «در این جنگ ما با عراق هستیم، زیرا از قومیت عرب نمی‌توانیم چشم پوشی کنیم. حالا ما آماده‌‌ایم با فارس‌ها بجنگیم. هر چند آنها هم برادران دینی ما هستند، ولی با این وجود، من شب‌ها اغلب نمی‌توانم بخوابم، زیرا این فکر مرا آزار می‌دهد که اگر ارتش عراق شکست بخورد، کار ما در اینجا ساخته است.»(بني لوحي، 1378: 189)  هم‌زمان با این اخبار و در تأیید آن، خبرگزاری رویتر اعلام کرد که «اردن 40 هزار سرباز مسلح به تانک‌های سنگین و موشک‌های زمین به هوا را در مرز عراق آمادة جنگ با ایران مستقر کرده است. این اقدام در پی فرمان بسیج عمومی شاه حسین صورت گرفته است.»(رستمي،1385: 252) در ماه‌هاي اول جنگ، خبري منتشر گرديد مبني بر اينكه كشور اردن 4 تيپ خود را وارد عراق كرده است كه 2 تيپ براي سركوب ملت عراق عازم شمال گرديده و 2 تيپ ديگر عازم ميدان جنگ با جمهوري اسلامي شده است.(بني لوحي، 1378: 181)

همچنين، سران کشور اردن پیشنهاد اعزام 20 هزار نیروی نظامی به بغداد را داده بودند. در حالی که قبل از آن نیز تعداد زیادی نظامی اردنی به منظور كمك به ارتش عراق، محافظت از تأسیسات مهم عراق را برعهده گرفته بودند. «طه یاسین رمضان» در مورد حضور نیروهای عربی در عراق، تنها رقم 14000 نفر {چهارده هزار} را تأیید کرد كه  از کشورهای مصر، اردن، یمن، سودان، مراکش و تونس به ارتش خلقی عراق کمک کرده‌اند. شايان ذكر است كه تعدادی از كشورهای منطقه‌ا‌یی، علاوه بر كمك‌هاي مالي، با اعزام نيرو نيز حضوري مستقیم در جنگ داشتند. اردن، در ميان كشورهاي عربي، بيشترين و بالاترين درصد همكاري را با سران رژيم صدام داشت. اين حسن روابط، پس از كنفرانس سران كشورهای عربی در بغداد و تونس افزایش یافت، روابط بین عراق و اردن روز به روز نزدیك‌تر و عمیق‌تر شده تا آنجا كه «ملك حسین» پادشاه اردن، به صراحت و آشكارا به نفع عراق و علیه ایران موضع ‌گیری كرده و با كمك‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی فراوانش از جمله اعطای وام‌های چند میلیون دلاری به عراق، حمایت و پشتیبانی خود و كشورش را از رژيم بعث عراق اعلام مي‌نمود. بندر عقبه كه برای حمل و نقل سلاح و تجهیزات نظامی سبك و سنگین در اختیار عراق قرار گرفته بود و به‌عنوان تنها سیستم حمل و نقل بعثيون عمل مي‌نمود، بالاترين امتيازي بود كه يك كشور عربي مي‌توانست به صداميان واگذار نمايد چرا كه اين مهم در ارتباط با حفظ شرايط اقتصادي متوازن، بسيار مهم و تأثيرگذار بود.

 

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1- اگرچه پیروزی ایران از نظر ظاهری مصر را تهدید نمی‌کرد، اما چنین نتیجه‌ای می‌توانست پیامدهای ناگواری براي آنها به بار آورد. شور و اشتیاق تازه‌ای که پیروزی ایران می‌تواند به سیاست خارجی این کشور تزریق کند، می‌تواند در جامعه‌ای نارضایتی به شکل اشتیاق مذهبی خود را  نشان     می‌دهد نیز انعکاس پیدا کند.

2- در تاريخ 7 مهرماه 1359، پايگاه دريائي ارتش در جزيره خارك اعلام مي‌نمايد كه دو فروند ميگ عراقي مورد اصابت سلاح‌هاي ضد هوائي پاسگاه گره واقع و سرنگون شده‌اند. اعلاميه‌هاي اين پايگاه كه در ساعت‌هاي 1800 و 2000 همان روز صادر مي‌گردد، حاكي از آن مي‌باشد كه اجساد دو خلبان اين هواپيماهاي ساقط شده از آب گرفته شده و محرز گرديده كه آنان، تبعه مصر  بوده‌اند.

3- Alexander Haige. 

4- October. 

5- جورج شولتز که قبل از انتصاب به سمت وزير امور خارجه آمریکا در سال 1982، برای شرکت مهندسی ساختمانی گروه بجتل- که یکی از بزرگترین شرکت‌‌های ساخت پالایشگاه و احداث لوله نفت محسوب می‌شد- کار می‌کرد، مقدمات قرارداد یک میلیارد دلاری بجتل را با عراق برای احداث لوله نفتی از عراق به بندر عقبه فراهم ساخت. تيمرمن، 355:1373؛ آمریکایی‌ها موافقت رژيم صهيونيستي را در این زمینه به‌دست آورند و به عراقی‌ها درباره امنیت خطوط لوله نفت عراق که به بنادر مدیترانه و دریای سرخ متصل می‌شد، اطمینان دادند. در عین حال دولت ریگان به دلیل مشکلاتی که وجود داشت با نگرانی چشم به موفقیت خطوط لوله عقبه دوخته بود. عراقی‌ها  امیدوار بودند با توجه به عدم صدور نفت از اسکله‌های البکر و العمیه و قطع صدور نفت از سوریه، صادرات نفت خود را از 750 هزار بشکه در روز به بیش از یک میلیون بشکه افزایش دهند تا مشکلات و کمبود نقدینگی عراق برطرف شود. دروديان،1387: 87.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده