نبردهای هوایی ایران (7)
-2نیروی هوایی در دوران انقلاب اسلامی (2) جالب است بدانید، با انفجار اولین بمبهای عراق در پایگاههای نیروی هوایی، نهتنها سیل روزافزون تقاضاها از روی میز مدیریت آموزش عملیاتی حذف شد، بلکه ما با گروه زیادی از خلبانها مواجه شدیم که تعدادی از آنها حتی بهرغم میل خود و با بهانههای واهی از نیرو کنار گذاشته شده بودند و در واقع زخم خورده بودند. آنها یک درخواست داشتند؛ یک دست لباس پرواز تحویلشان شود و به مصاف دشمن بعثی بروند. خیلیها حتی اسمی از برقراری حقوق و مزایا هم نمیآوردند! دیری نگذشت که نام تعدادی از همین قهرمانان بی بدیل در خیل شهدا، اسرا و جانبازان جنگ تحمیلی فهرست شد![1]»

الف ـ مرور روند درگیری‏های مرزی با رژیم حاکم بر عراق

پس از کودتای عبد‏الکریم قاسم در سال 1958و بویژه با به قدرت رسیدن حکومت بعث در در عراق و اعلام خروج نیروهای انگلیسی از خلیج‏ فارس از سال 1969 میلادی، روابط این کشور با ایران به سردی گرایید به گونه‏ای که در فروردین 1348 شمسی، معاون وزیر امورخارجه وقت عراق به فرستاده دولت ایران چنین گفت: «دولت عراق شط‏العرب ]اروند[ را جزیی از قلمرو خود می‌داند و کشتی‌های مزین به پرچم ایران را در آن راه نخواهد داد و اگر افراد نیروی دریایی ایران دخالت نمایند، متمسک به قوه قهریه خواهد شد». متقابلاً ارتش ایران در واکنش به اقدامات عراق، با اسکورت شناورهای خود را به سوی خرمشهر روانه کرد[2]. در این رابطه، نیروی دریایی ایران کشتی‌های «ابن‌سینا» و «آریامهر» را که پرچم ایران بر بالای آنها افراشته بود، همراه با راهنمایان ایرانی از اروندرود به سوی آبهای آزاد در خلیج ‌فارس روانه نمود. این درحالی بود که نیروی هوایی ایران، علاوه بر اعلام آماده‏باش به پایگاه همدان به منظور تهاجم جنگنده‏های «اف4» یا «فانتوم» به بغداد، جنگنده‏های مافوق صوت «اف5» خود به همراه هواپیماهای شکاری «اف86» را نیز از پایگاه هوایی دزفول برفراز این شناور‌ها برای پوشش و پشتیبانی هوایی به پرواز درآورد. در همان سال، همزمان با اوج‏گیری جنگ سرد، متقابلاً کیسینجر از ایران بازدید کرد و روابط نزدیکی بین ایران و آمریکا شکل گرفت که نتیجه آن انعقاد قراردادهای سنگین تسلیحاتی و اقتصادی تا سقف پنج میلیارد دلار بین ایران و آمریکا بود. به‏علاوه، طی سال‌های53- 1352 در مرزهای شمالی دو کشور درگیری‌های شدیدی رخ داد که برجسته‌ترین آنها برخورد 21 بهمن 1352 در مهران موسوم به «یکشنبه خونین» بود که پس از آن دولت عراق ادعا کرد که ایران پنج کیلومتر از خاک این کشور را اشغال و درپی آن دادخواست خود را به شورای امنیت سازمان ملل برد[3]. سرانجام دبیرکل سازمان ملل، نماینده خود را به مرزهای دو کشور گسیل داشت و در پی آن، ایران و عراق به رغم حرکت ظاهری در دو جهت مخالف، با هم توافق کردند تا مناقشات مرزی را از راه‏های مسالمت‏آمیز حل و فصل کنند. سرانجام شورای امنیت قطعنامه348 خود را بر پایه هماهنگی هر دو کشور ایران و عراق که دربرگیرنده موارد زیر بود صادر کرد: «آتش‏بس، عقب‏نشینی بی‌درنگ و همزمان نیروها به پشت مرزهایی که در گذشته بوده، جلوگیری از درگیری‌های دوباره، جلوگیری از برداشتن گام‏های دشمنی و از سرگیری گفتگوهای پیشین».

این قطعنامه سرآغاز دوره نوینی در کنار نهادن ناهماهنگی‌های میان دو کشور ایران و عراق در آن مقطع زمانی گردید و نتیجه بحران ایجاد شده، عهدنامه 1975 {الجزایر} بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به قدرت رسیدن صدام حسین به عنوان رئیس جمهور عراق، وی که از امضا کنندگان اصلی این قرارداد بود، در آستانه تجاوز ارتش عراق (26/6/1359) آن را به صورت یک‏طرفه پاره و ملغی اعلام کرد.

در خصوص درگیری با دشمن بعثی در این دوران باید گفت که از همان ماه‏های نخستین، فعالیت‏های نهاجا برای خنثی‏سازی توطئه‏های دشمن آغاز شد و در سه ماهه اول سال 1358، تجاوزات هوایی و تحرکات نیروی هوایی عراق به تواتر بیشتری به ثبت می‏رسد و این نیرو برای اولین بار در کلیه 11 پایگاه هوایی خود به حالت آماده‏باش جنگی کامل از نوع (ج) اعلام می‏کند. در ادامه، در همان روزهای آغازین بهار 1359شمسی، یعنی 18 فروردین، برای اولین‏بار برابر ابلاغیه واصله از سماجا وضعیت آمادگی نهاجا برای مقابله با تهاجمات گسترده عراق پررنگ شده (وضعیت آمادگی 3-الف) و به تبع آن معاونت عملیاتی نهاجا طی شماره نامه 4-1/06- 201/ ن‏هـ 3 از پایگاه‏های شکاری می‏خواهد تا توان رزمی خود را بررسی و اعلام دارند. در ضمن ستاد نهاجا ‎مبادرت به تهیه «دستور رزمی البرز» می‏تماید[4]. به دنبال آن در مورخ 4/4/1359، ستوان‏یکم خلبان غلامحسین باستانی طی یک مأموریت رزمی شناسایی مسلح در مرز شلمچه هواپیمایش ساقط و به درجه رفیع شهادت نایل می‏شود.

در مورخ 27/4/59، با افشای طرح کودتای «نقاب»[5] که با همدستی ارتش عراق و شاپور بختیار و حمایت تلویحی برخی از قدرت‏های بزرگ شکل گرفته بود، تعدادی از خلبانان نهاجا دستگیر و برخی اعدام می‏شوند.

در مورخ 17 و 19/6/59 ارتش بعث پاسگاه‏های «خان‏لیلی» و «میمک» را تسخیر می‏نماید و نیروی هوای، لاجرم به مقابله با آن عملیات رزمی انجام می‏دهد که در این راه یک فروند جنگنده اف4 نهاجا سقوط می‏کند و شادروان محمود اسکندری[6] خلبان کابین جلو موفق به ترک هواپیما می‏گردد و خلبان کابین عقب (ستوان1 علی ایلخانی) پس از پریدن شهید می‏شود و نیز بر اثر سقوط یک فروند بالگرد نهاجا، سرگرد شمس‏بیگی فرمانده گردان31 شکاری همدان همراه با سروان بیژن فعلی و ستوان2 علی اکبر رشیدی خلبانان بالگرد به شهادت می‏رسند.

روز 27 شهریور 1359 (چهار روز قبل از حمله سرتاسری رژیم بعث)، به دلیل سقوط دو فروند هواپیمای جنگنده «اف5ئی» توسط پدافند دشمن در دو دسته پروازی مختلف و شهادت سروان (جاویدالاسر) محمد زارع نعمتی و «اسارت سیدالاسرا شهید حسین لشکری»، نقطه عطفی قبل از شروع جنگ تحمیلی تلقی می‏شود. چرا که در تاریخ فوق حین یک مأموریت شناسایی مسلح در حوالی مهران و غرب آبدانان که توسط یک دسته پروازی دو فروندی هواپیمای «اف5ئی» به لیدری شادروان سرگرد خلبان جواد ورتوان، ستوان‏یکم خلبان حسین لشکری به عنوان شماره-2 پرواز مزبور، مورد اصابت موشک زمین به هوای دشمن قرار می‏گیرد و به ناچار هواپیما را ترک و با چتر نجات فرود آمده و به اسارت دشمن در می‏آید. پس از این سانحه توسط نیروی هوایی ارتش نامه‏ای به شماره 2-8/03-1600 مورخ 30/6/59 به وزارت دفاع ملی و سماجا و دیگر سازمان‌های در پیوند با زندانی جنگی شدن او و رویداد سرنگونی هواپیمای جنگنده بمب‌افکن «اف5ئی» نیروی هوایی ارسال می‏شود.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]– مهرنیا، احمد (1393) «ستاره‌های نبردهای هوایی»، تهران: انتشارات سوره مهر، جلد دوم، ص 201. 

[2]– کوردزمن، آنتونی/ واگنر، ابراهام (1389) «درس‏های جنگ مدرن: جنگ ایران و عراق» ترجمه حسین یکتا، تهران: انتشارات مرز و بوم، ص 70.

[3]– ولایتی، علی‏اکبر(1376)، «تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه ج.ا.ایران» تهران: دفتر نشر مرکز فرهنگ اسلامی، ص 499.

[4]– در واقع عملیات «کمان-99» با پرواز 140 فروند از جنگنده‏های نهاجا در پگاهان روز اول مهر 1359 روی عراق براساس طرح مزبور شکل گرفت.

[5]– نقاب یا «نجات قیام ایران بزرگ»، نام گروه طرفدار شاپور بختیار (آخرین نخست وزیر رژیم ستم‌شاهی) در ایران بود که غرض اصلی آنها براندازی نظام نوپای ج.ا.ایران بود، اگرچه هدف ثانویه و در عین حال مهم این حرکت به نوعی ضربه زدن به قدرت هوایی و حتی بازدارندگی ارتش، از طریق سلب اعتماد، محدود کردن فعالیت و اتهام خیانت، تلقی می‏شد. به ظاهر قرار بود که این گروه همزمان با یورش جنگنده‏های عراقی، پایگاه سوم شکاری همدان (موسوم به شهید نوژه) تصرف و بخش عملیات هوایی را از آنجا آغاز و هدایت نمایند. طرح این توطئه ساعاتی قبل از شکل‌گیری توسط یکی از خلبانان نهاجا فاش و با پی‌گیریِ نماینده وقت حضرت امام(ره) در ارتش (حضرت آیت­الله خامنه­ای) روند اجرای آن در همان مراحل اولیه شکل­گیری در نطفه خفه شد. در این رابطه تعدادی از خلبانان و کارکنان نهاجا و نزاجا تیرباران شدند.

6- شادروان محمود اسکندری از قهرمانان به نام نهاجا که در عملیات‏های خطیری شرکت داشت و متاسفانه در سال 1380 در یک سانحه رانندگی جان سپرد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده