چرا و چگونه باید از جنگ بدانیم-4
جنگ تحميلي هشت ساله از دريچه آمار ما در برش و قطعهاي از تاريخ، در جنگي هشت ساله و طولاني مدت شركت كرديم، با 36ميليون نفر جمعيت كه در پايان جنگ گفته شد جمعيت ما به 42ميليون نفر رسيده است. حال دقت كنيم از منظر آمار جمعيتي چگونه در جنگ شركت نموديم. 2ميليون و 500هزار سرباز پاكباز ارتش اسلام با متوسط زماني 21 ماه در جنگ شركت كردند. آمار بزرگي است. 270هزار پايور، افسر، درجهدار، كارمند و دانشجوي ارتش در جنگ شركت كردند كه 212هزار نفر از آنان مستقيماً در جنگ حضور داشتند، با متوسط زماني 5 سال (60 ماه) حضور در جنگ. دوميليون و 130هزار بسيجي مخلص جان بر كف با متوسط زماني 11 ماه[1] در جنگ حضور داشتند.

چون­كه بسيجي‌هاي عزيز سر شغل و كار خود بودند و حرفه ديگري داشتند، براي عمليات تهاجمي يا دفاعي فعال به جبهه مي‌آمدند، پس از انجام آن شهيد يا مجروح مي‌شدند و يا سالم برمي‌گشتند. در مجموع تعداد عزيزان شهادت­طلب و رزمنده سپاهي، جهادي، كميته، شهرباني و ژاندارمري، عشاير ايلاتي و پيش­مرگان كرد مسلمان حدود 180هزار نفر با متوسط 24 الي 60 ماه در جبهه‌ها حضور داشتند. اين آمارها را در نظر بگيريد، نتيجه‌ تكان­دهنده‌اي خواهيم گرفت. جمع آماري كه تاكنون گفتيم حدوداً 5 ميليون نفر مي‌شدند. هر خانواده رزمنده را هم اگر متوسط 5 نفر در نظر بگيريم (پدر، مادر، خواهران، برادران، همسر و فرزند) نتيجه 25ميليون مي‌شود و اگر مهاجرين جنگي را هم كه 5/1ميليون نفر بودند به آن اضافه كنيم، نتيجه مي‌گيريم قریب به27ميليون نفر از جمعيت يك كشور 36ميليوني مستقيماً درگير جنگ بوده‌اند. ديگراني هم كه حضور نداشتند، مثل يك پيرزن روستايي يا پيرمردي روستايي كه فرزندي هم ندارد كه به جنگ بفرستد، كارگر، صنعت‌گر، پيشه‌ور يا دانش‌آموز و دانشجويي كه تحصيل مي‌كرده و به هر شكلي در پشت جبهه، در صنايع، در مزارع و مراكز علمي به جنگ كمك مي‌كرده‌اند، را به آمار اضافه كنيم به علاوه آنانی که در استان‌های مرزی درگیر جنگ باقی ماندند و مقاومت کردند مثل دزفول، کرمانشاه، آبادان و اهواز چيزي نزديك به 30ميليون نفر مي‌شده‌اند؛ يعني 30ميليون نفر از 36ميليون نفر درگير دفاع مقدس بوده‌اند. آيا رواست اين قطعه‌ از تاريخ‌مان را به فراموشي بسپاريم، يا روي آن نظر نداشته باشيم يا در آن تعمق نداشته باشيم؟ قطعه‌اي از تاريخ كه 30ميليون نفر از 36ميليون نفر كل جمعيت كشور آنرا رقم زده‌اند، اين يك آمار از جمعيت كلان ايران اسلامي حاضر در جنگ است. حال به جمعيت و آمار شهدا و مجروحين و آزادگان بپردازيم.

ايثار در آينه آمار

حال به اين آمار هم كه در ستاد بنياد شهيد هست دقت فرماييد. ملت ما از 15 خرداد 42 تا پيروزي انقلاب 2838 شهيد تقديم كرده است. شرارت‌هاي منافقين و ضد انقلاب ـ مثل به اصطلاح مجاهدين خلق كه به حق منافقين هستند، فدائيانِ خلق اكثريت و اقليت، كوموله، دموكرات و … ـ16986 شهيد از ما گرفته‌ است كه بيشتر آنان را منافقين گرفته‌اند. از چهره‌هاي شاخصي همچون شهيد بهشتي و شهداي محراب گرفته تا كاسب، جوان دانشجو، دانش‌آموز، زن خانه‌دار تا مسئولين بلندپايه نظام، رجايي، باهنر، هفتادودو تن و ديگران كه آخرينش امير شهداي نيروهاي مسلح، شهيد سپهبد صيادشيرازي بوده است. اشرار و قاچاقچيان 2772 نفر شهيد از ما گرفته‌اند؛ البته اين آمارها تا سال 78 است.

حال دقت كنيد كه تلفات مستقيم ما در جبهه جنگ 172هزار و56 شهيد است. در بمباران شهرها، صدام 15959 شهيد از ما گرفته است. به اين ترتيب جمع شهداي جنگ 188015 نفر است. تعداد ساير شهدا مثل كسي كه در مأموريت بوده و وسيله نقليه‌اش دچار حادثه مي­شده است و به خاطر مأموريت جان باخته، 6878 شهيد است. جمع كل 217هزار و 489 شهيد از 15 خرداد 42 تا سال78 تقدیم اسلام و انقلاب شده است.

از اين آمارها، آمار شهداي پایور و وظیفه ارتش، به يك روايت 23% شهداست، به روايت ديگر 7/21% است. علت اختلاف اين است كه در يك روايت پرسنل تحت آموزش جزء پرسنل سازمانی محسوب شده­اند و در روايت ديگر جزء آمار محسوب نشده‌اند. حال اگر آمار بالاتر را فرض كنيم 23% شهدا از ارتش، 21% (و به روايتي 8/19%) شهدای پایور و وظیفه از سپاه بوده (سپاه از اردیبهشت سال64 سرباز وظیفه به جبهه­ها اعزام نمود، لذا آمار شهدای سپاه تا قبل از آن به عزیزان پایور سپاه تعلق دارد) و 43% شهدا از بسيج مي‌باشند. يك نتيجه­گیری مهم آماری یعنی نتیجه اول در همين‌جا از اين چند عدد آماري اينكه: ما  همه مديون بسيجيم. نه تنها من ارتشي، كه برادران سپاهي­مان نيز مديون هستند. همه مديونيم؛ چرا كه بسيجيان داوطلبانه آمدند و نيروي موظف نبودند و بيشترين شهدا را تقديم كردند. 3% شهدا هم مربوط به ناجاست و مابقي مربوط به جهاد سازندگي، عشاير و ساير اقشار هستند.[2]

يك دقت و نتيجه آماري ديگر که نتیجه دوم است این­که تعداد دانشجويان شهيد ما 2895 شهيد بوده است، روحانيون شهيد ما 4254[3] شهيد هستند. دانشجويان ما به نسبت جمعیت خودشان و جمعیت کشور 3 برابر ديگر اقشار مملكت (بجز روحانیون) شهيد دادند. يعني در صفوف اول جهاد و دفاع مقدس بوده‌اند، در انقلاب هم چنين بود. ولي نكته حساس اين آمار اينجاست كه روحانيون به نسبت جمعیت خودشان و جمعیت کشور 5 برابر ديگر طيف‌ها و اقشار مردم و قریب به دو برابر دانشجويان شهيد داده‌اند. آن زمان تعداد دانشجويان ما سه برابر تعداد روحانيون ما بود. يعني روحانيون در اولين صف جهاد و دفاع مقدس بوده‌اند، دقت كنيم كه پرچم­دار انقلاب روحانيون به زعامت امام خميني(ره) بودند و پیشتاز و جلودار دفاع مقدس هم روحانيون بودند و بعد از آنها دانشجويان. اين نكته جالبي است كه حوزه، بعد دانشگاه خاكريز اول و صف­شكنان ما در انقلاب و دفاع مقدس بوده‌اند. يعني انقلاب و دفاع ما در ساختار جمعيتي، ديني و علمي بوده است. يك آمار هم از اقليت‌ها بدهيم: 88 شهيد مسيحي داريم، 18 شهيد كليمي و 9 شهيد زرتشتي. و يك آمار هم از شيرزنان ايران اسلامي،6427 شهيده زن داريم.[4] چه نتيجه‌اي مي‌گيريم؟ اينكه همه ملت ما با هر دين، قوميت، زبان و هر سن و شغل و در هر قشري در دفاع حضور داشتند.

یک نکته مهم و حساس، ولی نامشهود در این آمارها هست که با یک تحلیل ساده، یعنی نتیجه­گیری سوم به ما می­گوید: منافقین از صدام نامرد و جانی، نامردتر و خون­آشام­ترند: دقت کنید صدام با موشک­باران و بمباران از مردم غیرنظامی و بی­دفاع ما در شهرها و روستاها 15959 نفر شهید گرفته است که این شهدا به صورت رویارو و با سلاح انفرادی و نارنجک و بمب دستی و مواد منفجره یا تله انفجاری شهید نشده­اند، بلکه با بمب و… از راه دور شهید شده­اند، ولی منافقین و ضدانقلاب و البته بیشتر از همه منافقین قریب به 17هزار نفر (16986) از مردم غیرنظامی و بی­دفاع، زن و مرد و پیر و جوان، روحانی و کاسب، دانشجو، ائمه جمعه و جماعت، مسئولین نظام، رئیس جمهور و نخست وزیر و نمایندگان مجلس را با سلاح انفرادی و نارنجک و تله انفجاری شهید کرده­اند، کسانی را که هم­وطن آنان بوده­اند، آن­هم در زمان جنگ با دشمن خارج، به شهادت رسانده­اند، پس منافقین از نظر کیفی و کمی از صدام خونریز، نامردتر و درنده­خوتر بوده و هستند. در این تحلیل یک تبصره دیگر هم هست و آن اینکه منافقین حتی از محمدرضاشاه خائن و مزدور امریکا این شخص بی­دین و جانی نیز خونریزتر و جنایتکارتر بودند. چه اینکه بر اساس آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی تعداد عزیزانی که به دست شاه جلاد به شهادت رسیدند، 2838 نفر بوده، ولی منافقین هشت برابر این تعداد از مردم مظلوم ایران اسلامی را شهید کرده­اند و اسم خود را هم مجاهدین خلق گذاشته­اند.

 

منبع: جرا و چگونه باید از جنگ بدانیم، آراسته، ناصر، 1391، ایران سبز، تهران

 


[1] . به نقل از سخنرانی سردار سرلشکر بسیجی دکتر فیروزآبادی، ریاست محترم ستاد کل نیروهای مسلح در سالروز بسیج در سال 89.

[2] . آمار منتشره از اداره اطلاعات و آمار بنیاد شهید، مندرج در روزنامه جام­جم، مورخ 26/6/84، صفحه 17 به قلم هادی قلم­نویس مسئول اداره آمار بنیاد شهید.

[3] . ماهنامه فکه، تیرماه 90.

[4] . همان.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده