چرا و چگونه از جنگ باید بدانیم-2
اگر جبهه ديگري باز مي شد؟ فرض كنيد جبههاي در بوشهر يا بندرعباس يا نزديكتر، بندر امام خميني(ره) در خورموسي، عليه ما باز ميشد و اگر قدرت دريايي براي عراق به صورت کامل باقي ميماند، بعيد نبود با کمک نیروی هوایی عراق در بعضی بنادر و سواحل ما تهدیدی بوقوع بپیوندد، چراكه زمان زیادی از جنگ نگذشته بود (در سال دوم جنگ بعد از عملیات رمضان) كه شوروي در روستاي حرمك، 25 كيلومتري عمق خاك ما در استان سيستان و بلوچستان، نفوذ كرد. یعنی از داخل خاك افغانستان يگان هوابرد اتحاد جماهير شوروي به استعداد کمتر از یک گردان به بهانه تعقيب مجاهدين افغان و به زعم خودشان شورشيان، وارد خاك جمهوري اسلامي شدند.

فرض كنيد اگر آن هيبت، صلابت، اقتدار، دستور سريع و قاطع حضرت امام و بلافاصله اقدام نيروي هوايي نبود، اين يگان به زودي يك تيپ هوابرد مي‌شد و يك لشكر و دو لشكر و بعد يك جبهه هم از آن طرف عليه ما باز مي‌شد، چه به روز ما مي‌آمد؟

نيروي دريايي ارتش جمهوری اسلامی ایران سواحل و آب‌هاي ما و خطوط مواصلاتي را برايمان باز نگه داشت و جبهه‌اي عليه ما از آنجا باز نشد و درعوض خطوط مواصلاتي عراق را از طريق خليج فارس بست. اين امر نيازمند هوشياري، دلاوري، ايثار، علم و تدبير زيادي بود كه در نيروي دريايي موج مي‌زد و هم‌اكنون نيز چنين است. همه اين موفقيت‌ها مرهون 7آذر، سال‌روز نيروي دريايي قهرمان‌مان است كه دوسوم نيروي دريايي عراق را مضمحل و نابود كرد و تا پایان جنگ 10 هزار کشتی را در خلیج فارس و دریای عمان اسکورت کرد تا لحظه‌ای صادرات ما قطع و واردات مختل نگردد. آری؛ تبريك مي‌گويم اين روز را به عزيزان دريادل و همه هم‌رزمان‌مان در نيروي دريايي راهبردي ارتش اسلام.

سخن مرا درخصوص جنگ بپذيريد

بعد از آن‌كه شهيد صيادشيرازي فرمانده نيروي زميني شد، مرا به بازرسي نزاجا منتقل كرد. تا وقتي كه ايشان تعويض شدند، من جانشين، سرپرست و رئيس بازرسي نيروي زميني بودم. بعد از ايشان نيز تا پايان جنگ در همين شغل و البته تمام مدت در جبهه‌ها بودم و بعد از اتمام جنگ فرمانده دانشگاه افسري شدم. تا پايان جنگ، دو بار از نهر قميجه تا اشنويه را با پاي پياده رفته‌ام، از جنوبي‌ترين منطقه عملياتي تا شمالي‌ترين نقطه. در وقت خوشي و آسايش و پدافند ثابت هم نرفتم، به هنگام عمليات رفتم. هر زمان كه ارتش عمليات داشته، حضور داشتم؛ هر عملياتي كه دشمن عليه ما داشته، چه صدام و چه منافقين، من حضور داشتم. البته به دليل اينكه بازرسی بودم و باید عملیات را بررسی می‌کردم و اکثر اوقات كنار فرمانده نيرو بودم، حضور داشتم. آري؛ زير آتش و در گرماگرم نبرد و به مناسبت نبرد، اين عرض هزار كيلومتري را دو بار پياده طي كرده‌ام. بدون ويزا حلبچه رفتم، بدون ويزا تا نزديك القرنه رفتم و هرجايي كه نيروهاي مسلح ما در خاك عراق پيش‌روي داشتند، حضور یافته‌ام. شاهد من در آن پياده‌روي رزمي، از اشنويه تا نهر قمیجه يا دهانه فاو، سرهنگ زرهي فردپور هستند كه بازنشسته شدند و آن زمان افسر عمليات بازرسي نيرو بودند و با ايشان تمام عمليات‌های ارتش را بازرسي عملياتي كرديم؛ در حين عمليات يعني يا در هجوم‌ها يا در دفاع‌ها، در ميادين مين، زير بمباران و رگبار گلوله‌ها، در عقب‌نشيني‌ها يا در پيش‌روي‌ها، در تك‌ها و در پاتك‌ها. و آخرين شغلم در ارتش جانشيني فرماندهي كل ارتش بود. الآن هم آبرو، افتخار و سربلنديم به اين است كه مشاور نظامي مقام معظم رهبري، فرماندهي كل قوا، حضرت امام خامنه‌اي و جانشين رئيس گروه مشاوران نظامي معظم‌له هستم و از اين كه شغل و هستي‌ِ خدمتي‌ام مزيّن به نام ايشان است بر خود مي‌بالم و خداوند بزرگ را شاكر و از فرمانده خويش كه هنوز مرا به سربازي قبول دارند، سپاسگزارم.

چگونگي تهيه آمارها

مي‌خواهم بگويم كه چرا بايد از جنگ بدانيم. من آمارهايي خدمتتان مي‌دهم كه به راحتي به دستتان نمي‌آيد، اگرچه آمارها را، بسيار مختصر در دو يا سه جلسه حضورتان تقديم مي‌دارم تا در نهايت از آنها نتيجه بگيرم كه چرا ما بايد از جنگ بدانيم و چگونه بايد بدانيم، ولي بنده آن‌را از بين قريب به بيش از سيصد نمونه مفصل آماري كه دقيقاً مطالعه كرده‌ام، انتخاب نموده‌ام، خون دل زيادي خورده‌ام، تا بيش از سيصد جنگ را مطالعه و در زمينه آنها مطلب بياموزم. شما هم اگر مي‌خواهيد بدانيد بايد كتاب‌هاي زيادي بخوانيد، تلخيص كنيد، جمع آوري بكنيد و سند به آن ضميمه بكنيد. ولي من 60 ساله را به عنوان سند بپذيريد، اين آمارها و بررسي‌ها شايد نتيجه مطالعه دقیق بيش از حداقل 40 جلد كتاب و تحليل نقادانه بر آن كتاب‌هاست.

 

منبع: جرا و چگونه باید از جنگ بدانیم، آراسته، ناصر، 1391، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده