استقبال خونين (14)
نيروهاي درگير در عمليات سقز الف ـ نيروهاي خودي: در مرحلة اول درگيري با ضدانقلاب در تاريخ 31 شهريور 58، نيروهاي خودي شامل گردان 139 و يك دستة پياده از تيپ 55 هوابرد شيراز بود كه توسط ستوني از كاميونهاي لشكر28 ترابري ميشدند. دربارة استعداد رزمي گردان 139 در صفحات قبل توضيح داده شد كه موجودي افراد يگانها كمتر از يكچهارم آمار سازماني بود.

اما در مرحلة دوم درگيري در دوم شهريور ماه، سه دستگاه تانك از تيپ3 زرهي همدان از لشكر16 به فرماندهي ستوان يكم «دودانگه» گردان 139 را تقويت نمود و حدود 10 نفر پاسدار داوطلب از پاسگاه ايرانشاه نيز ستون را همراهي كردند. اين در حالي بود كه دستة هوابرد به علت شهادت يا مجروح شدن اكثر افراد آن، از دور خارج و حدود 20 نفر از افراد سازماني گردان نيز شهيد و مجروح شده و يا به همراه مجروحين صحنة نبرد را ترك كرده بودند.

لازم به ذكر است روزنامة كيهان آن زمان، به نقل از بعضي مسئولين از شركت نيروهاي ديگري در عمليات از جمله قسمتي از تيپ زنجان و نيرويي از لشكر 92 و عده‌اي از پاسداران نام برده است، در صورتي كه از 31 مرداد تا سوم شهريور هيچ نيرويي جز گردان 139 از راه زمين وارد سقز نشد. بعد از درهم شكستن مقاومت ضدانقلاب توسط اين گردان و از روز سوم شهريور نيروي زيادي وارد سقز شده و در دستگيري مهاجمين شركت نمودند.

ب ـ نيروهاي ضد انقلاب:

دربارة تركيب و استعداد نيروهاي مهاجم و حضور عوامل بيگانه در بين آنان اخبار متفاوتي وجود دارد، اما اكثريت نيروهاي مهاجم را طرفداران حزب منحلة دموكرات تشكيل مي‌دادند. سرهنگ سپهر فرمانده لشكر 28 از حضور عوامل جلال طالباني خبر داده و استعداد مهاجمين را بين 2 تا 3 هزار نفر مسلح برآورد نموده كه به تانك و توپ 106 ميلي‌متري مجهز بوده‌اند. – در تاييد دخالت كردهاي عراقي در روزنامة كيهان 11 شهريور آمده است كه جلال طالباني و 30 نفر همراه وي توانستند با اسب از روستاي لارستان بگريزند و از دست پاسداران فرار كنند-

منابع ديگري استعداد مهاجمين را حدود 2 هزار نفر مسلح به انواع سلاح سبك و سنگين برآورد نموده‌اند. آنچه مسلم است تعداد مهاجمين چندين برابر آمار گردان 139 بوده و در جريان چند روز درگيري نيز تقويت شدند و از پشتيباني‌هاي اهالي – به اجبار يا به اختيار- هم برخوردار بودند.

شهادت فرمانده تيپ سقز 

سرهنگ محمد فراشاهي فرمانده تيپ2 لشكر 28 با شروع درگيري در ورودي شهر سقز و اطلاع از حادثة كمين ناجوانمردانة عناصر گروهك‌هاي ضدانقلاب به رهبري حزب منحلة دموكرات، ضمن صدور دستوراتي براي كمك به گردان و راهنمايي آن، خود به طرف منزل امام جمعه شهر حركت مي‌كند تا از طريق وي بتواند مهاجمين را وادار به خاتمة جنگ و خونريزي كرده و ستون را به پادگان برساند، اما قبل از اينكه توفيقي بدست آورد در داخل شهر مورد اصابت گلولة ضدانقلاب قرار گرفته و به شهادت مي‌رسد.

بنا به اظهارات سرهنگ ستاد ايرج سپهر فرمانده لشكر 28 كردستان، سرهنگ فراشاهي با در دست داشتن پرچم سفيد به نشانة صلح و آشتي به سمت محل تجمع افراد مهاجم حركت مي‌كند تا از آنها بخواهد از سر راه ستون كنار رفته و قطع درگيري نمايند، اما در بين راه او و چند افسر و درجه‌دار همراهش زير رگبار گلولة ضدانقلاب قرار مي‌گيرند و به شهادت مي‌رسند. حجت‌الاسلام اميني واعظ، مشهور به همداني كه در آن زمان خود را نمايندة امام و يك مرجع ديگر در شهر سقز معرفي كرده، در گفتگو با خبرنگار كيهان ضمن تاييد مراتب فوق اضافه مي‌كند كه مهاجمين جسد شهيد محمد فراشاهي را به مدت دو روز نزد خود نگهداري كرده و از تحويل آن خودداري مي‌كنند. ايشان معتقد است «ملا عبدالله محمدي» امام جمعة سقز در توطئة شهادت فرمانده تيپ دست داشته است. البته شايعة اين موضوع كه جمعي از مردم سقز با در دست داشتن دسته گل آمادة استقبال از ستونِ در حال ورود به سقز هستند و ارسال اين خبر به دفتر فرماندهي تيپ و اطلاع كامل امام جمعه از قصد و نيت مهاجمين اين ظنّ را تقويت مي‌كند.

بعضي هم مي‌گفتند به حالت پياده در داخل خيابان در حركت بوده است و كسي از پشت بام يا داخل پنجره به سمت وي شليك نموده است. با كمال تأسف اين چنين نظاميان بي‌گناه مظلومانه به شهادت رسيدند. نمي‌دانم فرمانده گردان چه موقع از شهادت فرمانده تيپ سقز باخبر شد ولي ما كه ارتباط بي‌سيمي يا هيچ‌گونه خبري از اوضاع شهر نداشتيم، تا چند روز بعد از وقوع اين حادثه باخبر نشديم، اما از شخص فرمانده گردان شنيدم كه گفت فرمانده لشكر پيغام داده است كه تيپ نمي‌تواند به شما كمك كند؛ هر تصميمي مي‌گيريد با اختيار و ابتكار خود عمل كنيد.

نكتة قابل توجه اينكه در ابتداي درگيري بالگردهاي هوانيروز در اطراف منطقة نبرد به حركت درآمدند و مناطق حاشية شهر به سمت سنندج را كاوش نمودند و به بعضي نقاط مظنون خارج از شهر نيز تيراندازي كردند اما چون مهاجمين در داخل خانه‌هاي مردم و در شهر پناه گرفته و از داخل پنجره و گوشة ديوار برخي منازل اقدام به شليك به سمت ما مي‌كردند، خلبانان شجاع و متعهد هوانيروز محدوديت داشتند و نمي‌خواستند به داخل شهر تيراندازي كنند؛ البته همين حضور هوانيروز باعث فروكش كردن آتش دشمن شد.

نكتة ديگر اينكه ساعاتي پس از درگيري و زماني ‌كه آتش دشمن دقيق‌تر و افزون‌تر شد، بعضي از افراد كه نزديك من بودند مي‌پرسيدند آيا نيروي كمكي نمي‌آيد؟ من براي تقويت روحية آنان و بدون اينكه اطلاعي داشته باشم گفتم قرار است نيروي هوايي به كمك ما بيايد و در صورت لزوم محل تجمع ضدانقلاب را مورد هدف قرار دهد. چند دقيقه‌اي نگذشته بود كه دو فروند جنگنده بر فراز منطقة نبرد ظاهر شدند و با شكستن ديوار صوتي و اجراي چند حركت نمايشي فضاي منطقه را ترك كردند. اين حركت جهت تقويت روحية افراد ما تأثير خوبي داشت.

 

منبع: استقبال خونین ، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، 1390، نشر صرير

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده