مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-32
استخدام عامل انساني (جاسوسان) رئيس سازمان CIA در يك برنامه تلويزيوني اعتراف كرد: «سازمان متبوعش از ناتواني در مقابله با گسترش و پيروزي انقلاب اسلامي ايران درسهاي تازهاي گرفته و از اين پس خواهد كوشيد با تكيه بيشتر بر «منابع انساني» تأثير قاطعتري بر شكل گيري وقايع سياسي حساس جهان داشته باشد. وي تكيه بيش از حد بر اطلاعات ماهوارهاي و وسايل الكترونيكي را موجب ضعف ارزيابيهاي CIA در دهه گذشته خواند و ارزش نيروهاي نفوذي و ستون پنجم را به­ عنوان ابزار درجه اول كسب اطلاعات و نيز پيشبرد جنگ رواني در كشورهاي مورد نظر ستود.»(غضنفري،158:1384)

اواخر سال 1367، شبكه‌اي از جاسوسان فريب خورده سرويس CIA در ايران كشف شد كه به­طور عمده از طريق پيام‌هاي رمز راديويي و نامريي نويسي و ملاقات حضوري در كشور ثالث، با افسران اطلاعاتي CIA در ارتباط بوده‌اند. روزنامه نيويورك تايمز نيز در تاريخ 18/5/1368، با انتشار گزارشي درباره كشف شبكه جاسوسي سازمان CIA اعتراف مقامات و تحليل‌گران آمريكايي در زمينه عدم موفقيت آمريكا در انجام فعاليت‌هاي جاسوسي در ايران و ناخشنودي آمريكايي‌ها از اين امر را مورد اشاره قرار داد و به نقل از اين مقامات، دستگيري تعدادي از جاسوسان آمريكا و متلاشي شدن شبكه جاسوسي آنها را تأييد كرد. برخي از افراد دستگير شده در اين شبكه جاسوسي، طي مصاحبه‌اي با خبرنگاران داخلي و خارجي، چگونگي ارتباط خود با آمريكا و اطلاعات مورد درخواست آمريكايي‌ها را توضيح دادند. يكي از اين افراد به ­نام «هوشنگ الف» اظهار داشته: «پس از چند بار ملاقات با يك خانمي با نام «‌سارا» در هتلي در واشنگتن، مردي به ملاقات من آمد و بعد از آموزش استفاده از نامه‌هاي نامريي، از من خواست تا اطلاعاتي از اوضاع اقتصادي، وضع توليد پالايشگاه‌ها و واردات فرآورده‌هاي نفتي، برايشان ارسال كنم.»

همچنين، جاسوس ديگري به ­نام «جمشيد الف» نيز اظهار نموده: «اطلاعاتي كه آنها از من مي‌خواستند، دربارة مسايل جاري و به خصوص نظامي كشور بود و از آن جايي كه تخصص من در رشته شيمي بود و در پتروشيمي كار مي‌كردم، مي‌خواستند بدانند كه آيا ايران قادر به توليد سلاح شيميايي هست يا نه؟» «بهرام الف» نيز در اين رابطه چنين عنوان مي­دارد: «اطلاعاتي را كه من به آمريكا منعكس مي‌كردم، مسايلي در رابطه با جنگ ايران و عراق، نيازهاي تسليحاتي ايران، زمان حمله ايران به عراق و چگونگي سيستم پدافند ايران بود.»

«علي­اصغر – ر» نيز در همين مصاحبه گفت: «از من خواسته شده بود تا از كليه پل‌ها، ميدان‌هاي حساس و تأسيسات نظامي، مناطق اقتصادي، و نيروگاه‌هاي حرارتي عكس‌برداري، و هم‌چنين اماكن نظامي سپاه و كميته را شناسايي كنم.»[1](غضنفري،1380: 159) مطالب مذكور به اضافه موارد ديگري از قبيل عكس‌العمل مردم در برابر جنگ، بمباران و موشك‌باران‌ها، نحوه رساندن مواد غذايي و سوختي به شهرهايي كه مورد حملات هوايي قرار مي‌گرفتند و …، اطلاعاتي بود كه به­ طور عمده سازمان CIA نسبت به جمع ­آوري آنها، با هدف تأمين نيازمندي­هاي اطلاعاتي و در ادامه واگذاري آنها به حكومت «صدام» اقدام مي­نموده است. در همين ارتباط، بررسي دقيق و كارشناسانه و تعمق بر نيازمندي­هاي اطلاعاتي كه از سوي عوامل سرويس حريف(CIA)، به عناصر فريب خورده و خود فروخته داخلي واگذار مي­گرديد، اين واقعيت مهم را افشاء و اثبات مي­نمايد كه بيش از 90 درصد آنها تاكتيكي بودند كه تنها كاربرد اين نوع از اطلاعات، محدود به منطقه درگيري جنگ ايران و عراق مي­شده است.[2] تحت اين شرايط، اشتياق و اصرار عوامل آژانس اطلاعاتي CIA براي جمع­آوري و كسب اين نوع از اطلاعات كه مصاديق آن را در تمامي اعترافات جواسيس دستگير شده نيز مي­توان مشاهده نمود، چگونه قابل توجيه است. به خصوص آن كه، درگيري­هاي نظامي نيروهاي آمريكايي با رزمندگان ايران از نيمه دوم سال 1366 آغاز شده است.

سرلشکر وفیق السامرائی، نیز در خصوص کمک­های اطلاعاتی آمریکا می­نویسد: «من با نمایندگان سرویس­های اطلاعاتی آمریکا در بغداد، هر هفته و گاهی هر روز ملاقات می­نمودم. هنگامی که به اطلاعاتی راجع به بخشی از میدان عملیات نیاز داشتیم، مجبور می­شدیم از آمریکایی­ها بخواهیم منابع خود را به سمت منطقه مورد نظر متمرکز نمایند. من فکر نمی­کنم آن­قدر که آمریکایی­ها در جنگ با ایران به ما کمک کردند، به هیچ کشور دیگری، حتی اسرائیل(رژیم صهیونیستی) کمک کرده باشند.»(گودرزی،198:1391) گفتني است كه برخي از افراد دستگير شده از همان سال‌هاي اوليه جنگ تحميلي به سازمان CIA وصل شده و در طول دفاع مقدس، اطلاعات حساسي را در رابطه با وضعيت جنگ و جبهه‌ها در اختيار آمريكا گذاشته‌اند. سازمان CIA نيز با ارسال اين اطلاعات براي بغداد، عملاً در كشتار و قتل عام‌ ده‌ها هزار نفر از مردم شهرها، روستاها و رزمندگان حاضر در جبهه‌هاي نبرد، شريك جنايات حكومت بغداد بوده است.

حال، تحت اين شرايط و باتوجه به اينكه عراق در جنگ با جمهوري اسلامي ايران بوده و تا سال 1366 كه برخوردهاي محدود نظامي از سوي آمريكا عليه ايران آغاز مي­شود، هيچ درگيري بين اين دو كشور رخ نداده بود، علاقه­مندي و تلاش آمريكاييان براي دست­يابي به اطلاعات تاكتيكي نيروهاي مسلح ايران در طول هشت سال دفاع مقدس، جاي تأمل داشته و با هيچ منطقي قابل توجيه نمي­باشد. از سوئي ديگر، با مطابقت دادن مفاد و زمان اطلاعات واگذار شده از سوي فريب خوردگان به عوامل سرويس آمريكا-CIA  و عكس­العمل­هاي نظامي ارتش بعث عراق كه در يك فاصله زماني كوتاه و در همان مناطق جغرافيايي و عملياتي كه اطلاعاتش لو رفته، انجام شده است، اين واقعيت اثبات شده را محرز مي­نمايد كه CIA يا آژانس اطلاعاتي آمريكا به ­طور رسمي در مسير تأمين نيازمندي­هاي اطلاعاتي حكومت بعث عراق فعاليت داشته است.[3]

اين فعاليت جانبدارانه دولت آمريكا تحت شرايطي انجام مي­گرديد كه اولأ آنها از ابتداي جنگ، دايه بي­طرفي داشتند. در ثاني، براساس توافقات انجام شده در قرارداد الجزاير كه در تاريخ 29 دی 1359 برابر با 19 ژانویه 1981، بين نمايندگان دو كشور امضا شده است، آمريكاييان به استناد اولين بند از اين توافقنامه، موافقت نموده بودند كه در امور جاريه ايران دخالت ننمايند.

  منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 

 


1- يا روزنامه كيهان 13 و 14 آبان ماه 1368.

2- اطلاعات را از لحاظ دامنه كاربرد به دو حوزه راهبردي و تاكتيكي تقسيم مي­نمايند. اطلاعات قابل طرح در حوزه اول، بر تحولات فرامنطقه­اي اثر طولاني مدت گذاشته و كمتر در مناطق درگيري(براي نيروهاي درگير) قابل بهره­برداري هستند. اين نوع از اطلاعات، بيشتر كلان قضايا را ملحوظ نظر مي­دهد. اما اطلاعات تاكتيكي، ناظر بر محدوده يا فضاي جغرافيايي خاص و محدودي بوده و داراي كاربردي سريعي بوده كه از قابليت تعميم به ساير مناطق برخوردار نيست. بيشترين زمينه استفاده از اطلاعات تاكتيكي، در جنگ­ها و درگيري­هاي نظامي مي­باشد.

3- حد فاصل سال­هاي 1366 و 1367 شبکه­ای از جاسوسان مزدور CIA در ایران کشف شد که عمدتاً از طریق رمز رادیویی و نامریی نویسی و ملاقات حضوری در کشور ثالث با افسران اطلاعاتی CIA در ارتباط بوده­اند. «حجت الاسلام ری شهری» وزیر وقت اطلاعات در یک مصاحبه مطبوعاتی در تاریخ 6/2/1368 چنين عنوان مي­دارد: «وزارت اطلاعات موفق شده است تعداد قابل توجهی از عناصر اطلاعاتی، عملیاتی و آماد و پشتيباني CIA را در  ارگان­های نظامی و غیرنظامی دستگیر کند… آمریکا با جلب و جذب این افراد و آموزش عملیات جاسوسی به آنها، عملاً بیانیه الجزایر را نقص کرده است و باید در دادگاه لاهه به علت دخالت در امور داخلی ایران پاسخگو باشد.» روزنامه جمهوري اسلامي: 7/2/1368؛

روزنامه «نیویورک تایمز» نیز در تاریخ 18/5/1368، با انتشار گزارشی درباره کشف شبکه جاسوسی سازمان CIA اعتراف مقامات و تحلیل­گران آمریکای در زمینه عدم موفقیت آمریکا در انجام فعالیت جاسوسی در ایران و ناخشنودی آمریکایی­ها از این امر را مورد اشاره قرار داد و به نقل از این مقامات، دستگیری تعدادی از جاسوسان آمریکا و متلاشی شدن شبکه جاسوسی آنها را تأیید کرد. غضنفري، 1385: 158؛

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده