مواضع آمریکا-30
عملكردهاي اطلاعاتي C.I.A بيترديد اشغال سفارت آمريكا را بايد بهعنوان آغاز دور جديدي از روابط دوجانبه ايران و آمريكا تلقي نمود. از اين مقطع زماني به بعد، آمريكاييها تلاش نمودند تا پتانسيل و توان اجرائي ايران براي تأثيرگذاري در ساير مناطق را كاهش دهند. ليكن، اين موضوع به معناي عدم فعاليت سازمان CIA در ايران در قبل از اشغال سفارت نميباشد.

پس از شكست حمله طبس، آمريكا ضمن طراحي كودتا، اقدام به تحريك عراق براي حمله به ايران نمود و همانگونه كه قبلاً نيز اشاره گرديد، بسياري از پژوهش‌گران بر اين اعتقادند كه جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به ‌عنوان واكنش پر شدت آمريكايي‌ها براي كاهش توانمندي‌هاي ملي و منطقه‌اي ايران محسوب مي‌شود. ايالات متحده، به ‌طور فعال و همه جانبه‌اي در جنگ عراق عليه ايران به اين كشور كمك كرد. اين كمك‌ها، شامل كمك‌هاي مالي، اطلاعات نظامي، مشاركت مشاوران نظامي آمريكا همراه با تحويل سلاح‌هاي مختلف به وسيله كشور ثالث بود، تا آمريكا اطمينان يابد كه عراق به ميزان كافي تجهيزات نظامي در اختيار دارد تا در جنگ متحمل شكست نشود. بنابر دستورالعمل 114 امنيت ملي آمريكا به تاريخ 26 نوامبر 1983، آمريكا «تمام اقدامات لازم و قانوني» براي جلوگيري از شكست عراق در جنگ با ايران را اتخاذ كرد.(مؤسسه ابرار معاصر، 1383: 511)    

در اين راستا، CIA سرويس اطلاعاتي آمريكا، نيز ضمن تقويت تمامي فعاليت‌هاي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي عليه ايران آغاز نموده بود، تلاش وسيعي را جهت بهره‌گيري از امكانات و پتانسيل‌هاي اطلاعاتي موجود به‌ عمل آورده و در جهت جمع‌آوري اطلاعات، در حد امكان از تمامي روش‌هاي ممكن شامل جمع‌آوري آشكار، تصويري، استراق سمع، انساني و ديپلماتيك بهره جست.

 

ايجاد شركت با هدف تأمين نيازهاي اطلاعاتي C.I.A

سازمان جاسوسي آمريكا- CIA، از طرق و روش‌هاي گوناگوني كه عمدتأ آشكار نيز هستند، اقدام به تأمين نيازمندي‌ها و جمع‌آوري اطلاعات مورد نظرش در كشورهاي مختلف اقدام مي‌نمايد. ايجاد شركت‌هاي مختلف كاري و يا شراكت و همراهي با شركت‌هاي بزرگ، بين‌المللي و چند مليتي يكي از اصلي‌ترين   روش‌هاي اقدام سازمان مذكور در اين حوزه مي‌باشد. اين نحوه اقدام باعث خواهد گرديد تا پوشش‌هاي لازم براي فعاليت گسترده در ارتباط با جمع‌آوري اطلاعات در حوزه حريف براي آنان فراهم شود. ترديدي وجود ندارد كه اتخاذ اين رويه باعث كاهش مقاومت‌هاي احتمالي در حين انجام كار در حوزه حريف خواهد شد و آنها قادر خواهند گرديد تا نفوذ خود را در تمامي شئون جوامع مورد نظرشان گسترش داده و اقدامات مورد نظرشان را بدون ايجاد حساسيت اجرائي نمايند.

يكي از اين شركت‌ها كه در حال حاضر همكاري بسيار گسترده‌اي را با سازمان CIA دارد، شرکت «بکتل»[1] مي‌باشد كه در سال‌های اولیۀ قرن بیستم تأسیس شده و بعد از 20 سال فعالیت در پهنۀ غربي ایالات متحده، به یکی از بزرگترین شرکت‌های ساختمانی آمريكا و حتي جهان، مبدل ‌شده است. شرکت بكتل، فعالیت‌های مهندسی و ساختمانی نسبتاً وسیعی در اکناف جهان دارد. آنها، پروژه‌های در دست اجراء و در حال مطالعه‌ای در نقاط مختلف هر دو نیم کره داشته و باعث گرديده تا مقامات کلیدی شرکت، در بسیاری از کشورها آشنایی قابل توجهی با منابع و سیستم‌های حمل نقل آنها داشته باشند. ترديدي نبايد نمود كه برخی اوقات یک شرکت خصوصی می‌تواند انجام یک کار به‌ خصوص یا تأثیر گذاشتن بر جنبه‌های معینی از یک مسأله را با راحتی و تسهیلات بیشتری نسبت به یک آژانس دولتی به عهده بگیرد.

در همين راستا، از اوایل دهۀ 1950، مطابق اظهارات یک مقام اجرایی آرامکو به‌نام «ویلیام مولیگان»[2] که وظیفه‌اش در شرکت رسیدگی به امور مربوط به دولت بود، پروژه‌های بکتل به آرمکو در عربستان سعودی، «تعداد زیادی مأمور CIA را در خود جای داده بودند… آژانس CIA برای گماردن مأموران خود تحت عنوان كاركنان این شرکت‌ها، احتیاجی به کسب مجوز از روسأی شرکت نداشت. مولیگان در سال 1987 طی مصاحبه‌ای گفت: «بکتل با کمال خشنودی این مأموران را می‌پذیرفت و هرگونه کمکی که آنها به آن نیاز داشتند، ارائه می‌کرد.»(مك كارتني، 1387: 511) با گسترش حوزۀ فعالیت شرکت در منطقه، CIA نیز همراه آن جلو می‌رفت. طبق گزارش‌های منتشر شده که بکتل آنها را تکذیب نموده اما کارکنان سابق بکتل مستقلاً آنها را تأیید کرده‌اند، شرکت در لیبی خدمات ویژه‌‌ای برای CIA انجام داد و بین سال‌های 1962 تا 1970 برای دو عضو CIA در بخش امور اداری شرکت «پوشش» شغلی فراهم کرد.(مك كارتني، 1387: 155)  

با فرا رسیدن دهۀ50م، میزان نفوذ شرکت بر سیاستمداران آمریکایی، از توانایی‌ها و قدرت این سیاستمداران فزونی می‌گیرد. تا جایی که شرکت می‌تواند سیاست‌هایی را متضمن بهره‌برداری مالی شرکت از اوضاع جهان است، بر بستر سیاست خارجی ایالات متحده جاری ساخته و سیاستمداران را به نفع خود وارد عمل سازد. در نهایی‌ترین شکل خود، این اعمال نفوذ به ‌صورت رفت و آمد افراد بین پست‌های مهم در کابینۀ دولت آمریکا و هیأت مدیره شرکت در می‌آید. «جورج شولتز» از وزارت خزانه ‌داری دولت نیکسون به ریاست هیأت مدیره شرکت بکتل می‌رسد و سپس از این پست به وزارت خارجۀ دولت ریگان نقل مکان می‌کند؛ «گاسپار واینبرگر»[3] که در دولت نیکسون وزیر بهداشت، آموزش و رفاه اجتماعی است، در نقش مشاور ارشد شرکت بکتل ظاهر می‌شود و بعد در سمت وزیر دفاع دولت ریگان، دفاع از منافع سرمایه داران ایالات متحده را که همان منافع ملی این کشور باشد  به عهده می‌گیرد.

«ریچارد هلمز»[4] رئیس سابق سیا كه مدتي نيز به ‌عنوان سفیر ایالات متحده در ایران حضور داشت، «فیلیپ حبیب»[5] واسطۀ سیاسی آمریکا در مسأله خاورمیانه، «پیتر فلانیگان»[6] مشاور سیاسی نیکسون و ده‌ها شخصیت مهم سیاسی دیگر نیز در زمرۀ کسانی می‌گنجند که بین پست‌های مهم دولتی و عناوینی چون مشاور یا رئیس بخشی از شرکت بکتل در رفت و آمد مداوم هستند.(مك كارتني، پیشین: 156)    

نفوذ شرکت بکتل بر دستگاه دولتی ایالات متحده که قدیمی و چند جانبه است، از دوران ریاست جمهوری «هربرت هوور»[7]– دهه 1930- شروع می‌شود و نام‌های «آیزنهاور»، «نیکسون» و «ریگان» در صدر نام رؤسای جمهوری که زیر نفوذ بکتل بوده‌اند، قرار می‌گیرد. این نفوذ به روش‌های مختلف کسب شده است.(مك كارتني، پیشین:10و11) با توجه به این گواهی‌ها آنچه می‌توان گفت این است که بکتل با سازمان CIA عمیقاً پیوند خورده است. بين کسانی که در مورد ارتباط با سیا گواهی‌هایی به دست داده‌اند، می‌توان از یکی از مقامات سابق آرامکو به ‌نام «مایکل کنی»[8] نام برد که بعد از ده سال خدمت در عربستان سعودی، در سال 1950 به ایالات متحده بازگشت تا در مورد تجربیاتش در خاورمیانه کتابی بنویسد. به ادعای او، گردآوری اطلاعات واقعی و کارا برای CIA در خاورمیانه و عربستان صرفاً از طریق یک «شرکت بزرگ خصوصی» ممکن شده است. در آن زمان، تنها شرکتی که با چنین مشخصاتی در عربستان سعودی حضور داشت «شرکت بین‌المللی بکتل» بود.

مقامات شركت بكتل در سال 1951، بعد از اینکه بریتیش پترولیوم از ایران اخراج شد و تحت شرايطي كه در یمن مشغول به ساخت یک پالایشگاه نفتي برای انگلیسی‌ها بودند، اطلاعات مورد نياز سازمان CIA را جمع‌آوري نموده و در اختيار آنها قرار مي‌دهند. عملیات بکتل به شکل فزاینده‌ای بازتاب و دنبال کنندۀ عملیات CIA بود. شرکت طرح‌های خود را در خفا فراهم می‌کرد و عملیات تجاری خود را همان پنهان‌کاری و رازداری ویژه‌ای که همکار دولتی آن در کسب اطلاعات به‌ کار می‌بست، پیش می‌برد. بسیاری از این عملیات بر پایۀ اطلاعاتی که دوستان شرکت در CIA، وزارت امور خارجه، وزارت بازرگانی و یا وزارت دفاع فراهم می‌ساختند، طراحی می‌شد. این اطلاعات به جلسات محرمانۀ هفتگی می‌رسید و به چهار گروه سیاسی، نظامی، اقتصادی و فنی تقسیم می‌شد. یک نمونۀ کامل از جنبه‌های اطلاعاتی این اسناد گزارشی بود مربوط به اول اکتبر سال 1976 که با عنوان «هدف: توسعه تجارت آزاد و گسترده در قاره آفریقا» و با جمله «رودزیا در آینده نزدیک به دست سیاهان می‌افتد» آغاز می‌شد.(مك كارتني: 165)      

در اواسط دهۀ 1960 مؤسسۀ بکتل در 22 کشور از 5 قارۀ جهان  مشغول اجرای پروژه‌های مختلفی بود كه در مجموع، سالانه 3 میلیارد دلار در آمد براي آنها به ارمغان می‌آورد. يكي از شركت‌هاي همكار بكتل، شركتي به ‌نام فلور مي‌باشد كه در طول سال‌هاي آخر حكومت پهلوي و اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، ساخت پالايشگاه در اصفهان را بر عهده داشته است. ترديدي نبايد نمود كه وضعيت سياسي- امنيتي حاكم بر شركت بكتل، بر تمامي شركت‌هاي بين‌المللي و چند مليتي ديگر نيز مي‌تواند حاكم باشد. «جیمزبیل» نیز در کتاب خود در باره فعاليت شركت‌هاي چند مليتي به نفع سرويس‌هاي جاسوسي می‌نویسد: «در سال 1987 همه فهمیدند که سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، یک شرکت تگزاسی به ‌نام شرکت بین‌المللی «پرگرین»[9] را به استخدام در آورده تا خارج از آمریکا به‌ طور پنهانی دست به ‌کاری غیر قانونی بزند. یکی از نقشه‌های پرگرین در سال 1982 (1361) آن بود که اجرای یک کودتا بر ضد دولت ایران که شامل قتل آیت‌الله{امام}خمینی(ره) نیز می‌شود، کمک کند. اما، به دلیل حاضر نشدن یک نظامی ایرانی که مجری طرح بود، در سر قرار خود در نیویورک، این طرح نافرجام ماند. برای مخارج این طرح 120 میلیون دلار در نظر گرفته شده بود.»(بيل، 1988 :315)  

 

  منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


Bechtel. – 1

William Mulligan. – 2

3 – Gasper Winbergure.

Philip Habib. – 4

Richard Holmes. – 5

Peter Flanigan. – 6

Herbert  Hoover.– 7

Michael Caine. – 8

Peregrin. – 9

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده