مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-29
در هفتم آبان ماه 1358(29 اکتبر 1979) «دونالد سی پکویین»[1] رئیس پایگاه CIA در تهران به استنفیلد ترنر، رئیس سازمان CIA چنين گزارش ميدهد: «از من خواستید که در فرصتی راجع به امکانات اعمال نفوذ در جریان امور اظهار نظر خود را فقط بهطور حاشیهای و جزیی و تا زمانی که ارتش دوران تفاهت خود را طی کند، اعلام کنم و این هم مرحلهای است که برای طی آن از دست ما تقریباً کاری ساخته نیست.

تبيین نقش سازمان  CIA در جنگ تحميلي

 

سازمان جاسوسی ايالات متحده آمریكا، موسوم به CIA یا سازمان خبر رسانی مرکزی، اصلي‌ترين سازمان اطلاعاتی آمريكاست که وظیفة جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات دربارة حکومت‌ها، شرکت‌ها و افراد خارجی و گزارش این اطلاعات به حکومت آمريكا را دارد. سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا- سیا، به مثابه بازوی اطلاعاتی دولت آمریکا عمل می‌کند و یکی از سازمان‌های مسئول فراهم آوردن اطلاعات در زمینه امنیت ملی برای سیاستگذاران این کشور است. CIA در سال 1947 تأسیس شد و مرکز آن در ایالت ویرجینیاست. CIA تقریبأ در تمامی نقاط جهان دارای جاسوس است ولی بعضی نقاط برایCIA  از اهمیت بالاتري برخوردار مي‌باشد. شايان ذكر است كه سفارت‌خانه‌های آمریکا و مراکز این کشور در سایر کشورها را در دادن امکانات پشتیبانی به CIA بسيار فعال بوده و پرتلاش عمل مي‌نمايند.(عسگري،69:1388) 

کودتای ۲۸ مرداد نمونه‌ای از عملکرد‌های این سازمان در ایران است. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا- سیا، اسناد تازه‌ای را در ارتباط با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ منتشر کرد که نشان می‌دهد دولت آمریکا قصد داشت در صورتی که کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق شکست بخورد، در ایران یک جنگ چریکی دامنه‌دار بهراه بیندازد. از مهم‌ترین تلاش‌های سیا برای ترور افراد و چهره‌های مخالف سیاست‌های آمریکا، تلاش برای ترور فیدل کاسترو رهبر کوبا بود. CIA با كمك مافيا بارها كوشيد تا ميوه و غذاي مورد استفاده رهبر كوبا را مسموم كند.

سازمان CIA و جمع‌آوري اطلاعات

كشور آمريكا جز اولين كشورهايي بود كه حكومت جمهوري اسلامي ايران را به رسميت شناخت ليكن، همانگونه كه توضيح داده شده، روابط دو كشور به تدريج از سردي به تيرگي و سپس به وخامت و بالاخره به درگيري و دشمني آشكار تبديل گرديد. ایالات متحده که در مقطع پيروزي انقلاب اسلامي ايران، از ضعف اطلاعات خود دربارۀ ایران ضربۀ جبران ناپذیری خورده بود، در زمان حاكميت بني‌صدر تلاش مي‌نمود تا به طور جّدی عطش خود را برای اطلاعات سیراب کند.(بيل، 1371 :280)

در این راه، تماس‌های خود را با اعضای هیأت دولت موقت و هم با اقشار مختلف مردم، از ضد انقلاب گرفته، تا انقلابیون در پست‌های مختلف اداری و نظامی گسترش داد. اسناد لانۀ جاسوسی دربارۀ این تماس‌ها به وضوح نشان می‌دهد که چطور برای بی توجهی و یا خارج کردن امام خمینی(ره) از صحنۀ سیاسی کشور، درصدد جذب افراد مؤثر مهّم دولت موقّت از جمله بنی‌صدر برآمدند و در ظاهر با عنوان مشاور اقتصادی یک شرکت آمریکا، با حقوق هزار دلار به همکاری دعوت می‌شد؛ امّا در واقع رابط سازمان CIA تلاش می‌کرد تا وی را به استخدام این سازمان درآورد. در همین زمینه، «کنسولگری آمریکا در تهران مأموریت داشت تا نظامیان و کارکنان سازمان هواپیمایی کشوری را در اولویت دریافت ویزا قرار دهد و در ازای دادن ویزا یا وجه نقد، اطلاعات آن را دربارۀ تغییرات احتمالی در طرح‌های مقابله با حملۀ عراق به ایران، آمادگی عملیاتی هواپیماهای اف 14و سی130، طرح بازگرداندن مستشاران نیروی هوایی ایالات متحده، نا آرامی‌های   اقلیت‌های در نواحی مرزی ایران از جمله بلوچستان و خریدهای تسلیحاتی ایران از کشورهایی غیر از ایالات متحده دریافت و به سازمان سیا انتقال دهد.»(براي مطالعه بيشتر رجوع شود به جلد نهم اسناد لانة جاسوسي و كتاب «شير و عقاب» نوشته بيل، 1371 :286)    

در هفتم آبان ماه 1358(29 اکتبر 1979) «دونالد سی پکویین»[1] رئیس پایگاه CIA در تهران به استنفیلد ترنر، رئیس سازمان CIA چنين گزارش مي‌دهد: «از من خواستید که در فرصتی راجع به امکانات اعمال نفوذ در جریان امور اظهار نظر خود را فقط به‌طور حاشیه‌ای و جزیی و تا زمانی که ارتش دوران تفاهت خود را طی کند، اعلام کنم و این هم مرحله‌ای است که برای طی آن از دست ما تقریباً کاری ساخته نیست. کاری که از دست ما بر می‌آید و من هم اکنون درگیر آن هستم این است که سران بالقوه ائتلافی متشکل از لیبرال‌های سیاسی، چهره‌های دینی میانه‌رو، سکولارها، ملّی گرایان و سران ارتشی متمایل به غرب را شناسایی کرده، با آن مذاکره کنم. ما باید آمادۀ حمایت از تحریک‌های آنها شویم کسی که بیش از دیگران احتمال داده می‌‌شود که این ائتلاف را سرعت بخشد، آیت‌الله شریعتمداری است. این زمینه، در بنی‌صدر نیز وجود دارد.»(اسناد لانة جاسوسي، (1365)، جلد 55: صص 31-30) 

جيمز بيل، از این گونه اقدامات سیاسی ايالات متحده در نه ماهة اول استقرار انقلاب اسلامي تا اشغال سفارت آمريكا در تهران و سقوط دولت موقت، به ‌عنوان «اشتباه‌هاي فاحش سياسي» ياد مي‌كند. (بيل، 1371 :278) برهمين اساس، سياست‌گزاران آمريكا تصميم گرفتند، قبل از اينكه انقلاب اسلامي استحكام يابد، براندازي را به‌عنوان يك راهبرد مهم سرلوحه كار خويش قرار داده و در همين راستا ابزارهاي لازم آنرا فراهم نمايند و براي تحقق اين امر نيز دو برنامه اساسي را ملحوظ نظر خود قرار دادند:

الف – براندازي جمهوري اسلامي ايران از طريق كودتا؛

قابل ذكر است كه بجز كودتاي نقاب، چهار كودتاي ديگر با نام‌هاي نيما، پارس، نمارا و قطب‌زاده با حمايت آمريكا طرح‌ريزي شد كه به‌ دلایل متعددی همچون عدم همراهی ارتشیان، ضعف در برنامه‌ريزي و همراهی کارکنان ارتش با نهادهای انقلابی در مسیر مقابله با کودتاچیان، به ‌مرحله اجراء در نيامد.

 

ب – تحميل جنگ به جمهوري اسلامي ايران؛

يكي از ابزارهاي مهمي كه آمريكا براي رسيدن به اهداف اوليه و ثانويه خود (براندازي و تضعيف) جهت اجرائي نمودن برنامه‌هايش به‌ كار مي‌گرفت «جاسوسي» بود. طراحي و ادارة فعاليت‌هاي جاسوسي نيز به ‌طور عمده توسط سازمان CIA انجام مي‌گرفت. اين فعاليت‌هاي جاسوسي نيز به شيوه‌هاي گوناگون صورت مي‌پذيرفت به اين ترتيب كه يا بعضي از مأمورين CIA با مدارك جعلي وارد ايران مي‌شدند و به‌ كار جمع‌آوري اطلاعات و يا فعاليت‌هاي تخريبي مي‌پرداختند و يا اينكه، از انواع گروهك‌هاي فراري و ضدانقلاب در خارج از كشور مانند گروهك منافقين و گروهك‌هاي سلطنت طلب، براي جمع‌آوري اطلاعات محرمانه و سازماندهي آنان در جهت ضربه زدن به منافع جمهوري اسلامي ايران بهره‌برداري مي‌كردند. همچنين، بهره‌گيري از افرادي كه ناآگاه بوده و از قوه بصيرت، بهره لازم را نبرده‌اند و ناخواسته در مسير تحقق اهداف آنها با ايجاد جو بي‌اعتمادي تلاش مي‌نمايند و سرانجام، استفاده از عده‌اي از افراد ساده ‌لوح در داخل كشور كه به طرق مختلف فريب خورده و در راستاي جمع‌آوري اطلاعات و اخبار، به ‌خصوص در زمان جنگ فعاليت داشته‌اند، استفاده مي‌كردند.

سرلشكر «وفيق السامرايي» در كتاب خاطرات خويش عنوان مي‌دارد: «سرويس‌هاي اطلاعاتي آمريكا همچون CIA، از اواخر مارس 1982 (1361ش) مجموعه‌اي از اطلاعات را در اختيار عراق مي‌گذارد كه به‌وسيلة وسايل فني و يا انساني تهيه شده بود.»(السامرايي،139:1377) «اندروور»[2] پژوهشگر تلويزيون بي. بي . سي نيز در طي يك برنامة تلويزيوني مي‌گويد: «سازمان CIA با وجود نااميد شدن از فعاليت‌هاي ضد ايراني گروه‌هاي مخالف جمهوري اسلامي، سالانه مبلغ سه ميليون دلار به آنان پرداخت مي‌كند. هدف اين است كه در كوتاه مدت از فراريان ايراني به ‌عنوان منبع كسب اطلاعات استفاده كند و احتمالاً براي وقايع احتمالي آينده در ايران از آنان بهره‌ ببرند.»(غضنفري، 157:1384) در همين راستا، «ويليام كيسي»[3] رياست وقت سازمان CIA در سال 1984، در مصاحبه‌اي با جرايد، بدون هيچ‌گونه ابايي اعلام مي‌نمايد: «ايالات متحده نبايد خود را از استعداد جاسوسي محروم سازد و بايد همواره از كانال‌هاي خصوصي خود براي اعمال نفوذ در كشورهاي ديگر استفاده كند.»(بنياد حفظ آثار و ارزش‌هاي دفاع مقدس: 1363) 

ترديدي وجود ندارد كه سازمان مذكور در اولويت يكم خود يعني براندازي نظام حاكم، ستون فقرات آن يعني نيروهاي مسلح را هدف قرار مي‌دهد. به‌همين دليل تلاش جاسوسان جهت نفوذ در بدنه ارتش به‌خصوص پس از پيروزي انقلاب و مخصوصاً در دوران جنگ تحميلي به عينه قابل درك بود که به دلیل برخورداری ارتشیان از بصیرت، به نتیجه نرسید. از طرفی تلاش کردند تا نگاه مردم نسبت به ارتش را دچار تغییر کنند که این مهم نیز با توجه به حمایت مستمر حضرت امام(ره) از ارتش و مردمی بودن ارتش، منتج به نتیجه نگردید.

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1 – Donoald C. Pkvyyn.

Androver. – 2

William  Casey.– 3

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده