عبور از سيروان (94)
زمزمه ماموريت جنوب از اواسط بهمن ماه سال 60 اخباري از اجراي عملياتي گسترده در منطقة جنوب به گوش ميرسيد و اين خبر موقعي جديتر شد كه بعضي فرماندهان سپاه از جمله احمد متوسليان فرمانده سپاه مريوان و ابراهيم همت فرمانده سپاه پاوه به جنوب اعزام شدند و مأموريت آنان به طول انجاميد.

در بهمن‌ ماه جواني به نام «حميد قاضي» مسئوليت سپاه پاوه را به عهده گرفته بود و در مراسم 22 بهمن سال 60 وي در جايگاه فرمانده سپاه حاضر شد. سرگرد نقدي هم با كسب اخبار و اطلاعات بيشتر، علاقه‌مند به شركت در اين عمليات شده بود. از طرفي سرهنگ كلانتري فرمانده اسبق و سرهنگ2 بيرانوند فرمانده جديد تيپ 84 چندين بار خواستار الحاق گردان 139 به تيپ شده بود و اينك كه تيپ 84 در سازمان رزم قرار گرفته بود، موضوع پيوستن گردان 139 به تيپ متبوع خود جدي‌تر گرديد و ظاهراً فرماندهي نيرو دستور جا به جايي گردان را صادر كرده بود. در اين رابطه سرهنگ جمالي جانشين فرماندهي نيرو و فرمانده قرارگاه عملياتي غرب كشور از جبهة نوسود بازديدي نموده و نظر تعدادي از افراد گردان را در رابطه با تعويض جويا گرديد. پرسنل به اميد اينكه پس از تعويض ابتدا به پادگان خرم‌آباد خواهند رفت و مدتي در كنار خانوادة خود باقي خواهند ماند با تعويض از نوسود موافق بودند. زمزمة جابه‌جايي، رفتن به پادگان، عزيمت به جنوب و اجراي عملياتي وسيع با شركت يگان‌هاي متعدد تا مدتي بر سر زبان‌ها جاري بود.

تعويض از نوسود

تعويض گردان 139 از منطقة عملياتي پاوه ـ نوسود در دستور كار نيروي زميني قرار گرفته و به لشكر 28 سنندج ابلاغ شده بود تا گردان 139 را تعويض و از منطقه رها نمايد. فرماندهي لشكر 28، گردان 155 پياده را تعيين نمود تا منطقه را از گردان ما تحويل بگيرد. سرگرد همايون اسدي فرمانده گردان 155 به اتفاق سروان متولي رئيس ركن سوم گردان به پاوه آمدند و به شناسايي و بررسي منطقه پرداختند. سرگرد اسدي كه از دوستان و همكاران ما در تيپ 84 بود و اخيراً به لشكر 28 منتقل شده بود، حدود يك هفته در پاوه باقي ماند و به بررسي منطقه پرداخت. بارش باران و نامساعد بودن هوا باعث شد تا اسدي وقت بيشتري را در سنگر ما بگذارند. او حوادث و حكايات فراواني از زندگي خود و همكاران و زادگاهش بويراحمد را با بياني شيرين براي ما تعريف مي‌كرد. سرگرد اسدي كه دچار سرما خوردگي و كسالت شده بود، تا ورود يگان پيشرو گردان 155 براي تعويض نزد ما باقي ماند. گروهان‌هاي گردان 155 در چند نوبت وارد پاوه شدند و يگان‌هاي مستقر در خط ما را تعويض نمودند. يگان‌هاي 139 تا نيمة اول اسفند تقريباً تعويض شدند و با استقرار كامل يگان‌هاي لشكر 28 در تاريخ 17/12/60 در خط مقدم آخرين اطلاعات از تحولات منطقه و يگان‌هاي عراق را در اختيار سروان متولي قرار داده و با تحويل مدارك و نقشه‌جات و امضاي صورت‌جلسة تحويل و تحول منطقة عملياتي عملاً و رسماً مسؤليت پدافند از خطوط مرزي نوسود به گردان 155 سپرده شد.

در امر شناسايي خط و جابه‌جايي گردان از سنندج به پاوه و استقرار آن در مواضع جديد، سروان علي متولي زحمات زيادي متحمل شد. اين افسر رشيد، با صلابت، پركار و توانا را از زمان دانشجويي در دانشكدة افسري مي‌شناختم، اما افسوس كه عمر خدمتي او در نوسود كوتاه بود و هنوز مدت كوتاهي از استقرار گردان در پاوه نگذشته بود كه وي در حين فعاليت در خط مقدم، مورد اصابت تركش خمپارة دشمن قرار گرفته و به شهادت رسيد. نيروها و تجهيزات گردان از چندين روز قبل از تحويل و تحول كامل با لشكر 28 توسط كانكس، كاميون و اتوبوس به پادگان حاجي‌آباد كرمانشاه منتقل شدند. كلية اقلام سنگرهاي دفاعي و استراحت به گردان 155 تحويل شد و آخرين قسمت‌هاي گردان در تاريخ 17/12/60 پاوه را ترك كردند.

تا فراهم شدن امكانات حركت به منطقة جنوب( منطقة مورموري دهلران) چند روز در كرمانشاه مانديم. در اين مدت تعدادي از كاركنان كه خيال توقف گردان در پادگان خرم‌آباد را در سر پرورانده بودند و اينك گردان را در راه عزيمت به منطقة عملياتي جنوب مي‌ديدند شكاياتي را زمزمه مي‌كردند و مي‌گفتند پس از دو سال تحمل سختي و شركت در عمليات متعدد، اينك بدون هيچ استراحت و فرصتي براي رسيدگي به امور خانواده مستقيماً ما را به جبهةي جنوب مي‌برند! بهتر نبود مدتي مثلاً يك ماه فرصت مي‌دادند؟

سرگرد نقدي با يك سخنراني روحيه آنان را عوض كرده و شوق و ذوقي براي شركت در عمليات گستردة جنوب ايجاد كرد. چكيدة نطق او چنين بود: «در منطقة عملياتي جنوب آن قدر نيروي ايثارگر و فدايي و تكاور و دوره‌ديده جمع شده‌اند كه نيازي به وجود نيروي كوچكي مثل گردان ما ندارند! آنها آماده‌اند تا با شروع عمليات تا بغداد پيش بروند. اين بار تكليف صدام يكسره مي‌شود. او كه موفق به تحميل صلح بر ايران نشده اينك مي‌داند كه شكست او قطعي است. حتي چمدان‌هايش را بسته و هواپيمايش در فرودگاه آماده است تا فرار كند! آيا شما رزمندگان گردان 139 كه از ابتداي جنگ در جبهه بوده‌ايد، نمي‌خواهيد شاهد پيروزي نهايي باشيد! آيا مي‌خواهيد خبر پيروزي نيروهاي خودي و شكست صدام را در خرم‌آباد بشنويد!»

شرح ستون كشي به منطقة جنوب از مسير پاعلم به مورموري و شركت در عملياتي بزرگ كه بعداً به نام «فتح‌المبين» نامگذاري شد، در كتاب «خاكريز 202» آمده است.

 

 

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده