دفاع مقدس و ارتش در استان سیستان و بلوچستان (48)
سرتیپ خلبان شهید جاویدالاثر محمدامین میرمرادزهی شهید میرمرادزهی از خلبانان شجاع هوانیروز و از برادران اهل تسنن قوم بلوچ در روستای سیب از بخش سیب و سوران شهرستان سراوان در تاریخ 1332/9/1در خانوادهای مذهبی و متدین پا به عرصه گیتی نهاد. از همان ابتدا، حاج گهرام والد محمدامین به تعلیم و تربیت اسلامی او پرداخت. بعد از اتمام سال چهارم دبیرستان نظام قدیم با رتبه بالایی جزء پذیرفتهشدگان خلبانی به استخدام هوانیروز درآمد. دورههای زبان انگلیسی، چتربازی، خلبانی بالگرد کبرا (209)، استاد خلبانی و... را با موفقیت سپری نمود. در اردیبهشتماه 1358 با همسر مورد علاقهاش در تهران ازدواج نمود که ثمره آن دو فرزند دوقلو به نامهای بابک و بهاره میباشد. پس از پیروزی انقلاب، در غائله کردستان رشادت و شجاعت کمنظیری در کارنامه خدمتی بر جای گذاشت.

در غائله بلوچستان و کوه سفید گُشت سراوان که اشرار مسلح تعداد 33 تن از نیروهای جان بر کف انتظامی را به شهادت رسانده و باعث ناامنی منطقه شده بودند، شهید میرمرادزهی به عنوان لیدر تعداد چهار فروند بالگرد کبرا و یک فروند بالگرد 214 از اصفهان به سراوان را هدایت نمود و پس از توجیه مختصری توسط اعضای شورای تأمین شهرستان، مأموریت را آغاز نمود و مدت یک هفته تمامی اشرار را به هلاکت رساند و تعدادی را به اسارت درآورد و سپس به مناطق عملیاتی عزیمت نمود.

در دفاع مقدس، پروازهای زیادی انجام داد. در عملیات‌های متعدد، ازجمله بیت‌المقدس و رمضان شرکت جست. پرونده خلبان شهید و قهرمان بلوچستان تا لحظه شهادت، سرشار از مأموریت‌ها و پرواز دلیرانه و شجاعانه می‌باشد. سرانجام در 1361/4/23، در عملیات رمضان برای پشتیبانی از نیروهای خودی که در شمال‌شرق بصره در محاصره و با دشمن مشغول درگیری شدید بودند، برای سومین بار متوالی با پرنده آهنین (بالگرد کبرا) جهت شکار تانک‌ها و ادوات زرهی دشمن پرواز کرد، که در حین درگیری و برگشت، با موشک مالیوتکا مورد اصابت قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت نائل گشت و به خیل عظیم شهدا پیوست.

هنوز کوه‌های سر به فلک کشیده کردستان عظمت شجاعت‌ها و رشادت‌های قهرمان بلوچستان را از یاد نبرده است.

هنوز جلگه‌های پهناور خوزستان از سخاوت و ایثارگری خلبان تیزپرواز هوانیروز و قهرمان بلوچستان خاطرات زیادی دارد.

هنوز استان سیستان و بلوچستان از فداکاری‌های جان بر کف قهرمان بلوچستان در به هلاکت رساندن اشرار و غداران کینه‌توز، که مردم بیگناه و نیروهای انتظامی را بی‌جهت قتل عام نمودند، آن‌قدر خاطره دارد، که برای هیچ‌وقت تاریخ از یاد نخواهد برد.

هنوز مرز مشترک ایران و عراق در دوران هشت ساله دفاع مقدس خاطرات بیادماندنی زیادی در تاریخ زرین خود به ثبت رسانده، که برای هیچ‌وقت یاد قهرمان بلوچستان فراموش نمی‌شود.

بخشی از وصیت‌نامه شهید میرمرادزهی

خدایا تو را شکر می‌گویم که این فرصت را به من دادی تا ایمانم را به تو نشان دهم و پا در راه پرشکوه شهادت بگذارم.

 

 

سرلشکر خلبان شهید عبدالرضا بختیاری

شهید سرفراز عبدالرضا بختیاری در سال 1334 در شهرستان زابل پا به جهان هستی نهاد. از همان روز نخست در دامن والدین بسیار مذهبی و متدین، که عاشق اهل بیت عصمت و طهارت بودند پرورش یافت. والدین به کار کشاورزی و دامپروری مشغول بودند و عبدالرضا به آنان کمک می‌کرد. به سن هفت سالگی که رسید، راهی دبستان شد. خشکسالی سال‌های 1350-1349 باعث شد تا همانند بسیاری از سیستانی‌ها جهت امرار معاش عازم ترکمن صحرا گردند. وی به ادامه تحصیل پرداخت، تا پس از طی مدارج تحصیلی بتواند به میهن خویش خدمت نماید. از کودکی شوق پرواز داشت. او می‌خواست آسمان را از نزدیک لمس نماید، تا به خدا نزدیک و نزدیک‌تر شود. بالأخره با پایان سال آخر تحصیلش در مشهد مقدس موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. در آزمون ورودی دانشکده افسری شرکت کرد. پس از طی مراحل مختلف آزمون کتبی، گزینش، تست ورزش، معاینات پزشکی و… موفق به انتخاب شغل نظامیگری گردید. دوره مقدماتی سوم توپخانه را سپری نمود و همزمان موفق به ورود به خلبانی در هوانیروز گردید. با موفقیت دوره خلبانی را در سال 54 طی کرد و در تاریخ 1355/6/10موفق به سپری نمودن دوره استاد خلبانی گردید. همزمان با پایان مدارج دوره‌های خلبانی، سنت بسیار پسندیده ازدواج را انجام داد و به سراغ همسر مورد علاقه‌اش که نوه عمویش بود، رفت. مقدمات خاستگاری انجام شد و شرط ازدواج پایان دوره خلبانی بود که پذیرفت. ازدواج عبدالرضا و ثریا در شب ولادت حضرت زهرا(س) صورت گرفت و یگان خدمتی خلبان جوان شهر اصفهان و مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران و سقوط حکومت شاهنشاهی گردید.

عبدالرضا در هر محفل و مجلس و حتی در پادگان نظامی، فعالیت خویش را به صورت علنی آغازم نمود و هیچ اِبایی از عواقب آن نداشت. از ضرورت انقلاب و حقانیت امام خمینی(ره) دفاع می‌کرد. با وجود اینکه می‌دانست ورود یک نظامی در عرصه سیاسی تبعات و عواقب بسیار سختی دارد و مجازات آن با افراد عادی متفاوت است، مع‌الوصف اعلامیه‌های امام را در اصفهان توزیع می‌کرد، که در این مسیر، گاه همسرش او را کمک و یاری می‌نمود. انقلاب پیروز و فعالیت‌ها و مسئولیت افسر جوان بیشتر شد. او هم در عرصه گفتار و هم در عرصه عمل الگویی برای دیگران شده بود. غائله کردستان و فعالیت گروه‌های معاند ضدانقلاب کومله و دمکرات زیاد شده بود. از یگان هوانیروز در این راستا کمک و یاری خواسته شد و ستوان بختیاری جزء اولین افسران خلبان برای اجرای مأموریت، اعلام آمادگی کرد و مشغول مأموریت‌های پرواز در کردستان بود، که جنگ تحمیلی آغاز گردید. بلافاصله راهی مناطق عملیاتی شد تا از تمامیت ارضی و استقلال ایران زمین دفاع نماید. از وقتی به مناطق عملیاتی اعزام شد، روحیه‌اش از قبل بهتر شد. در عملیات‌های متعدد همانند ثامن‌الائمه، فتح‌المبین و بیت‌المقدس شرکت نمود و مسئولیت جابه‌جایی (هلی‌برن) نیروها و رزمندگان را بر عهده داشت. افسر جوان مرد روزهای سخت بود و از پدر آموخته بود که به عنوان یک ایرانی و سیستانی اصیل، از سختی‌ها نهراسد و همچون رستم و یعقوب لیث و اجداد و نیاکان خویش و دیگر رزمندگان ایرانی، بویژه همرزمان ارتشی خود تا آخرین توان و قطره خون از ناموس و وطنش دفاع نماید.

در مرداد 1361، به او مأموریتی به منظور سرکوب اشرار و مقابله با سوداگران مرگ در زاهدان ابلاغ شد. او به همراه خلبان کریمی از اصفهان به کرمان و با بالگرد آهنینش به زاهدان عزیمت نمود. در زاهدان به لشکر88 زرهی مراجعه کرد و در اختیار افسر رکن دوم لشکر، سرگرد محمد شهرکی، با نقشه عملیاتی به منطقه توجیه و برای اجرای عملیات شناسایی آماده شد. جهت اجرای پرواز به منطقه صفر مرزی سیستان (چاه خرما) به اتفاق کمک خلبان کریمی، درجه‌دار محمد قنبری مطلوب و سرگرد شهرکی پرواز نمود. محل تردد و عبور و مرور کاروان‌های مواد مخدر شناسایی و عکسبرداری گردید. در بحبوحه تعقیب و گریز قاچاقچیان و شناسایی سوداگران مواد مخدر، بالگرد دچار سانحه شد، که باعث سقوط و در نهایت شهادت هر چهار نفر گردید. آنان پرواز ابدی را که از قبل انتخاب کرده بودند با آغوش باز پذیرفتند و به خیل عظیم شهدا پیوستند و زندگی در جوار انبیاء و اولیاء الهی را برای همیشه برگزیدند.

 

 

 

 

 

منبع: دفاع مقدس و ارتش در استان سیستان و بلوچستان ، سرهنگ غلامحسین زرگر ، 1398، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده