مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-26
برقراري مجدد ارتباطات در 31 تيرماه 1358 و پيش از كودتاي سفيد صدام، عده زيادي از سياستمداران غربي به بغداد سفر كردند. در رأس اين مسافرتها كه در واقع پايه و اساس تغيير و تحول در حكومت بغداد بود. سفر «لرد كارينگتون»[1] وزير امور خارجه انگليس به عراق بود كه طي آن چند قرارداد نظامي امضاء شد. سپس «هانس ديتريش گنشر»[2] وزير خارجه آلمان به عراق آمد. دقيقاً يك ماه پس از روي كار آمدن صدام در تاريخ 30 مرداد ماه 1358، راديو و تلويزيون بغداد خبر ارسال پيام تبريك كارتر، رئيس جمهور آمريكا به رئيس جمهور صدام را به مناسبت عيد فطر با طمطراق پخش نمود و اظهار داشت صدام نيز پيام تشكرآميزي در پاسخ ارسال داشته است.

اما مرحلة اصلي، رابطه حزب بعث با آمريكا از وقوع گروگان‌گيري در سفارت آمريكا در تهران تا آغاز جنگ در 22 سپتامبر 1980 (59/6/31) آغاز مي‌شود. در اين مرحله است كه هر دو كشور وارد مقطع نظامي عليه ايران مي‌شوند و تهديدات فزاينده ضد انقلاب اسلامي و ضد ايراني دقيقاً پس از 1358/8/13شكل مي‌گيرد.

در نشريه آمريكايي «فارين افيرز»[3] كه ارگان سياست خارجي آمريكا به­شمار مي‌رود، در مقاله‌اي به قلم «ميلتون ويورست»[4] در زمستان 87-1986 چنين نوشته است: «واشتگتن بعد از ده – دوازده سال روابط سرد با بغداد، در سال 1979 كه انقلاب ايران به پخش امواج ناخوشايندي به خارج پرداخت، برآن شد تا مناسبات خود را با عراق افزايش دهد… نخستين پيشنهاد واشنگتن در مورد از سرگيري روابط، 9 ماه بعد از به قدرت رسيدن {امام}خميني(ره) و در شب تسخير سفارت آمريكا در تهران توسط دانشجويان ايراني، به بغداد داده شد.»(كريمي،1380: 36) اظهارات نشريه وابسته به وزارت خارجه آمريكا دقيقاً زماني منتشر مي‌شود كه روابط ايران و عراق به سختي تيره شده بود و پس از نخستين تعرض ارضي عراق در 1358/12/13، عراق به سمت شرارت‌هاي بيشتر مرزي گام بر مي‌داشت. در فروردين ماه 1359، صدام در مصاحبه‌اي با يك روزنامه آلمان غربي شركت كرد و در جواب به اين پرسش كه آيا شما متحد شوروي هستيد؟ گفت: «عراق هر وقت مصلحتش اقتضاء كند، خواستار دوستي با آمريكا است.»(روزنامه انقلاب اسلامي،1359:40) 

بنابراين به ­طور رسمي صدام علايمي مثبت را به سوي كاخ سفيد روانه كرد. در 22 فروردين ماه 1359 روزنامه مشهور «واشنگتن پست» بار ديگر در مقاله‌اي تحت عنوان «در حالي ­كه ارتش ايران رو به ضعف نهاده است، عراق به يك نقش كليدي در منطقه دست مي‌يازد.» به قلم «ميشل گتلر»[5] و دقيقاً چند روز پس از آماده باش 4 لشگر عراقي در مرز ايران و قطع روابط سياسي آمريكا و ايران چنين مي‌نويسد: «گرچه ايالات متحده روابط ديپلماتيك با حكومت بغداد ندارد و در واشنگتن، عراق به ­عنوان حكومتي كه در مسايل خاورميانه تندرو و افراطي است، مد نظر قرار مي‌گيرد، اما روابط غير رسمي با عراق در سال‌هاي اخير تا مرحله مناسبي پيشرفته و بهبود يافته است كه مقامات رسمي وزارت خارجه، آن روابط را به­ عنوان تماس‌هاي صحيح، ولي محدود توصيف مي‌نمايند. در اينجا (واشنگتن) احساس اين است كه توانايي نيروي دريايي ايران در برابر يك قدرت آتش واقعي به شدت تنزل كرده است.»(بنياد حفظ آثار و ارزش­هاي دفاع مقدس، ترجمه مكاتبات خارجي: 1359)

در بهار 1359 بعد از آنكه تماس‌هاي غير علني بين آمريكا و عراق بيشتر گرديد و برژينسكي نيز در نيمه ارديبهشت ماه به­ طور محرمانه با صدام ديدار كرد، زمزمه‌هاي برقراري روابط سياسي ميان دو كشور افزايش يافت. «روزنامه گاردين»[6] چاپ لندن چهار روز پس از افشاي عقيم ماندن كودتاي نقاب در ايران نوشت: «دولت عراق بزودي روابط رسمي و عادي خود را با دولت آمريكا اعلام خواهد كرد.»(بنياد حفظ آثار و ارزش­هاي دفاع مقدس، 1372: 24/4/59) واقعيت اين است كه در تابستان 1359،‌ تمايل عراق نيز براي برقراري روابط ميان دو كشور وجود داشت. نخستين مدرك، اظهارات «عصمت كتاني» معاون وزير امور خارجه وقت عراق در سال 1983 است. اين سياستمدار كاركشته عراقي در ديداري كه در اوايل مهرماه 1362 از آمريكا داشت، پس از سال‌ها، صراحتاً در مورد روابط ديپلماتيك ميان بغداد و واشنگتن در سال 1359 چنين اظهار داشت: «در سال 1980 حكومت عراق قبل از شروع جنگ با ايران، تصميم به تبادل سفير با ايالات متحده آمريكا را گرفته بود، اما پس از شروع جنگ در سپتامبر 1980، حكومت عراق انجام اين تصميم را به تعويق انداخت تا اين‌گونه تفسير نشود كه عراق براي جلب پشتيباني آمريكا در جنگ روابط خود را با واشنگتن بهبود بخشيده است.»(همان- نشريه الكفاح، ترجمه مكاتبات خارجي 1362/6/11)  

اما تنها وي نبود كه به اين مسأله آن هم چند سال بعد اعتراف كرد. صدام نيز اين موضوع را يك سال زودتر از افشاي آن توسط عصمت كتاني، آشكار كرد و در مصاحبه با مجله مشهور تايم چاپ آمريكا، در 23 تيرماه 1361 چنين گفت: «پيش از آنكه عراق درگير جنگ با ايران شود، من به ­طور خيلي جدي با فرماندهان ارتش پيرامون برقراري روابط دوستانه با آمريكا صحبت كردم، اما پس از آنكه جنگ شروع شد نخواستم اين موضوع را دنبال كنم، زيرا ممكن بود تصور شود كه به علت ضعف و نياز متوسل به آمريكا شده‌ايم.»(كريمي، 1380: 178) از همه مهم­تر كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا نيز در اواسط مرداد ماه 1359 تمايل رسمي آمريكا را براي برقراري روابط با عراق اعلام كرد. اين خبر را خبرگزاري كويت (كونا) در چهارم اگوست 1980 (برابر 1359/5/13) به اين شرح مخابره كرد: «پرزيدنت كارتر تمايل خويش را براي عادي شدن روابط بين دو كشور به صدام، رئيس جمهوري عراق ابراز داشته و به­ دنبال آن رابطه عراق و آمريكا برقرار شده است.»(بنياد حفظ آثار و ارزش­هاي دفاع مقدس، خبرگزاري كويت: 1359/5/13)

اما، آمريكايي‌ها نيز خود به دلايلي مايل نبودند پيش از شروع جنگ به برقراري روابط سياسي اقدام كنند. زيرا اقدام آنها مورد توجه افكار عمومي و حتي شخصيت‌هاي سياسي قرار مي‌گرفت. از سوي ديگر چون آمريكا در خصوص جان گروگان‌ها در ايران نگران بود، واهمه داشت كه در شروع چنين جنگي، حامي آشكار عراق معرفي شود. بنابراين بهترين راه همان بود كه آمريكايي‌ها منتظر بمانند تا جنگ آغاز شود و سپس با استفاده از فشار عراق به ايران، در صورت عدم آزادي گروگان‌ها، با عراق روابط سياسي برقرار كنند.

صدام براي ارزيابي موضع آمريكا، به ايجاد تماس‌ بيشتر با آمريكا و روابط نزديك‌تر در بهار و تابستان 1359 نياز داشت. تماس آمريكا و عراق در سال 1371 يعني يازده سال بعد در يك برنامه هفتگي شبكه تلويزيوني آمريكايي به نام «پي بي اس» فاش شد. براساس اين برنامه مستند تلويزيوني كه كارشناسان آمريكايي از جمله هوارد تيچر، كارمند ارشد و سابق وزارت امور خارجه آمريكا در زمان جنگ و مورفي معاون وزير سابق خارجه و نويسنده مشهور آمريكايي تيمرمن حضور داشتند، فاش شد كه صدام قبل از تجاوز به خاك ايران، نمايندگاني را براي مشورت با مقامات آمريكايي به عربستان سعودي و اردن اعزام كرده است. براساس گزارش اين برنامه تلويزيوني كه با استناد به اظهارات مقامات دولتي و منابع آگاه و همچنين گزارش‌هاي محرمانه تهيه شده چنين آمده است: «در سال 1980، عراق بسيار مشتاق بود تا موافقت و رضايت آمريكا را براي تجاوز به ايران جلب كند و براي اين منظور مقامات ارشد از جمله وزير خارجه خود را براي مذاكره و مشاوره با مقامات آمريكا عازم كشورهاي جهان از جمله عربستان و اردن نمود تا از اين طريق از عدم مخالفت آمريكا نسبت به تجاوز به ايران اطمينان حاصل نمايد.»(همان:40)

 

    منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1- Lord Carrington.

2- Hans Dietrisch Genscher.

3- Fireign Affairs.

4- Milton Viewrest.

5- Micheal Getler.

6- Guardian NewsPaper.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده