مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-23
چگونگي رفتار حكومت بعث عراق در مقطع پيروزي انقلاب انتخاب حكومت بعث عراق براي جنگ با ايران، اقدامي هدفمند و با برنامه بود كه پيش زمينه­هاي آن از سال 1357 آغاز گرديده بود. سياستمداران آمريكايي، هم زمان با پيگيري جدي تحولات ايران، رفتار حكومت بعث عراق در مواجهه با حركت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني(ره) كه منجر به پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني حكومت پهلوي گرديد، را نيز به دقت مورد توجه خود قرار داده بودند. به­طوركلي، اين رفتار از دو منظر اصلي قابل بحث و بررسي خواهد بود.

الف) اجرائي نمودن عهدنامه 1975 الجزاير: پس از امضای عهدنامه 1975در الجزاير، اعلامیه توافق طرفین با نام «اعلامیه الجزیره» در 15 اسفند 1353 در سطح بين­الملل انتشار یافت. در ابتدای این اعلامیه و با تأکید بر «صراحت کامل و اراده صادقانه هر دو طرف برای رسیدن به یک راه حل نهایی و دایمی برای کلیه اختلافات بین دو کشور» توافق چهارگانه­اي مورد اشاره مستقيم قرار مي­گيرد.[1] امضای قرارداد 1975 الجزایر تهدیدات داخلی و خارجی علیه دولت بعث عراق را به «فرصت» تبدیل کرد؛ فرصتی حدود 5 سال که به همراه انبوه دلارهای نفتی امکان هرگونه بازسازی نظامی، اقتصادی و سیاسی را به آن کشور داد. در این باره صدام در نطقی در 17 سپتامبر 1980 در مجمع ملی عراق با اشاره صریح به مذاکرات الجزیره قرارداد 1975 گفت: «آن فرصتی برای نجات امنیت و وحدت ملی عراق و همچنین نجات ارتش عراق از گزند خطرات بوده است.»(پارسادوست، 1364: 139)  

 پس از امضای عهدنامه و پروتکل­های مربوط به آن، مراتب توسط مجالس قانونگذاری دو کشور به تصویب رسیده و اسناد مصوب در اول مرداد 1355 در تهران مبادله شده و از همان تاریخ نيز لازم­الاجراء مي­گردد. اسناد مربوط به این عهدنامه نيز با عنوان «معاهدات ایران و عراق» در دبیرخانه سازمان ملل متحد به ثبت رسیده است.(مهدوی، 1374: 435) روابط ایران و عراق به طرز چشمگیری بهبود یافت و دو کشور تلاش زیادی برای تحکیم مناسبات خود نمودند. هویدا، نخست وزیر ایران در فروردین 1354 بازدیدی رسمی از عراق به عمل آورد و سال 1354 را «سال بروز تحولات مثبت در روابط دو کشور» خواند و آن را «نقطه عطفی» در تاریخ روابط دو کشور دانست. همچنين، صدام نایب رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق، به دعوت هویدا نخست وزیر، برای یک دیدار رسمی به ایران آمد و با محمدرضا پهلوی درباره مناسبات دو جانبه و مسایل مورد علاقه دو کشور به مذاکره پرداخت.

سال 1355 را «دوره اجرایی» روابط ایران و عراق نامیده­اند چرا که در این سال مفاد عهدنامه­ها و موافقتنامه­های منعقده به اجراء درآمد و مرحله جدیدی در مناسبات دو کشور آغاز گردید. سال 1356 نیز سال موفقی در زمینه هماهنگی و همکاری­های مربوط به اجرای عهدنامه الجزایر بود و امور مربوط به تشکیل و شروع به­کار کمیسیون­های مختلط «تحویل و تحول» و «هماهنگی وظایف مرزی» با توافق طرفین به سرانجام رسید. همین سال ایران در یادداشتی با «اضافه نمودن معبرهای نفوذی» جدید به معبرهای نفوذی واقع در ناحیه مرزی شمالی از منطقه التقای مرزهای ایران، عراق و ترکیه تا خانقین و قصر شیرین مندرج در ضمیمه پروتکل مربوط به امنیت مرز بین ایران و عراق مورخ 13 ژوین 1975 موافقت کرد.(جعفري ولداني، 1362: 22)

بر طبق توافق آذرماه 1356 در تهران، پس از یک سال تأخیر مذاکرات کمیسیون مختلط ایران و عراق با شرکت هیأت­های وزارت امور خارجه دو کشور از 14 تا 31 مه 1978 (24 اردیبهشت تا 10 خرداد 1357) تشکیل شد. در این جلسات هیأت ایرانی اعلام کرد که ایران آمادگی دارد تا کار تحویل و تحول آن قسمت از اراضی و مستحدثات خصوصی و عمومی که بر اثر علامت­گذاری مجدد مرز زمینی تعلق ملی آنها تغییر یافته است را به انجام برساند. اما هیأت عراقی، به ­واسطه تشدید تظاهرات مردم ايران اسلامي عليه حكومت پهلوي، اعلام کرد که قبل از تحویل و تحول باید محل برخی از علایم (21 میله مرزی) تغییر کند، موضوعی که از قبل بر سر آن توافق شده و حتی اسناد تصویب آنها مبادله شده بود. به دنبال مخالفت هیأت ایرانی با این درخواست، هیأت عراقی کار را نیمه تمام رها کرده و در 11 خرداد ماه تهران را ترک کرد. از این پس کارشکنی دولت عراق در مورد عهدنامه الجزایر صورت رسمی به­ خود گرفته و آن را به ­طرز شیطنت­ آمیزی مورد اهمال و بی­توجهی قرار می­داد. عراقی­ها که به عهدنامه الجزایر تنها به­ عنوان فرصت تجدید قوا و خروج از مخمصمه می­نگریستند، بی­صبرانه منتظر نتیجه نابسامانی­ها و تحولات داخلی ایران بودند.

ب) چگونگي رفتار با امام خميني(ره): دوره زمانی چهارساله 1975 تا 1979 كه از زمان انعقاد قرارداد الجزیره شروع شده و تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه يافت، نوعی همزیستی مسالمت­آمیز و رقابت نیمه پنهان در مناسبات ایران و عراق به ­وجود آمد. وجه همزیستی و همکاری بين دو کشور كه از سال 1353 آغاز گرديد، در سال 1356 به اوج خود رسيد. در اين سال، بغداد هماهنگ با هم پیمانان شاه در منطقه و جهان به ­ویژه آمریکا، مقابله با امام خمینی(ره) و نهضت اسلامی را در دستور کار خود قرار داده و با محاصره منزل مسکونی امام(ره) کوشید تا فعالیت­های ضدحکومتی ایشان را محدود کند. سفارت پاکستان در اعلامیه­ای که در این باره انتشار داد درباره دلایل دولت عراق برای کنترل اقدامات رهبر انقلاب اعلام کرد که به این خاطر «منزل آیت­الله خمینی(ره) را زیر نظر گرفته­اند که اجازه داده نشود ایشان از محل سکونت خود به­ عنوان کانونی برای فعالیت­های ضد ایرانی استفاده کند. دولت عراق به حضرت آیت­الله خمینی(ره) اطلاع داده است که این دولت ناچار است به مقررات بین­المللی حاکم بر روابط فی مابین کشورها احترام بگذارد.»(درویشی و دیگران، 1378: 130)

بعد از مدتي و در پی اصرار امام(ره) به ادامه مبارزه با رژیم شاه، دولت عراق تصمیم به اخراج امام(ره) از آن کشور گرفت و رهبر انقلاب(ره) پس از آن که دولت کویت از ورود ایشان به خاک این کشور جلوگیری به عمل آورد، به همراه اطرافیانش راهی فرانسه شدند. مهم­ترین نکته­ای که سبب این اقدام دولت عراق شد، احساس خطر از تحولات داخلی ایران و الگوبرداری شیعیان عراق از این تحولات از یکسو و همراهی صمیمانه با شاه ایران از سوی دیگر بود. رادیو بی.بی.سی در روز اخراج امام(ره) از عراق در تفسیری درباره علل این اقدام دولت عراق چنین گفته است: «سیاست­های داخلی عراق گه­ گاه ایجاب می­کرد که در هنگام بروز خطر بلادرنگ اقدام شود. در این مورد، خطر در چند قدمی مرز ایران و عراق قرار داشت و شاید دولت عراق بیم آن را داشت که مبادا مسلمانان عراقی هم از ناآرامی­های ایران به­ عنوان الگو استفاده کرده و اوضاع داخلی عراق را که خواه ناخواه به دلیل اختلافات کردها و دولت مرکزی متشنج است، بدتر نمایند.»

در حقیقت وجود چنین امکانی بعید به نظر نمی­رسد زیرا توجه به نا آرامی­های ایران که با ابعادی ناچیز متظاهر شد، ابتدا به­صورت عملیات پراکنده به شمار می­آمد ولی دیری نپایید که نیروهای ناشناخته، متشکل و متحد شدند و دولت مرکزی را با ارایه تقاضاهایشان به مبارزه طلبیدند. آنچه مسلم است، کشورهای همجوار همیشه از یکدیگر تأثیر می­گیرند و موقعیت جغرافیایی آنان ایجاب می­کند که از لحاظ سیاسی با اینگونه احتمالات روبه­رو گردند.(روزنامه کیهان، 1357/7/15: 3) با گذشت زمان و روی کارآمدن شاهپور بختیار در ایران، دولت عراق به حمایت از دولت وی پرداخت و «طارق عزیز» وزیر خارجه وقت عراق اعلام داشت: «جریاناتی که در ایران می­گذرد یک مسأله داخلی است و ما به خواست مردم ایران احترام می­گذاریم و خواهیم کوشید با هر قدرت قانونی در ایران همکاری کنیم.»(درویشی، پیشین:130) معنای این سخن آن بود که هرگونه تغییر انقلابی رژیم سیاسی در ایران غیرقانونی است و عراق آن را به رسمیت نخواهد شناخت.

در راستاي این موضوع می­توان به گزارش مجله «المستقبل هفته نامه عرب زبان» چاپ پاریس اشاره کرد که در آن آمده بود: «یک مقام بلند پایه عراقی که مایل نیست نامش فاش شود، گفته است که بهتر است شاه به ایران بازگردد… می­توان قانون اساسی را به نحوی اصلاح کرد که شاه حکومت نکرده و فقط سلطنت کند. … عراق با تغییر رادیکال رژیم ایران موافق نیست.»(يكتا، 194:1976) دولت عراق از تحولات داخلی ایران تا آنجا استقبال می­کرد که به تضعیف اقتدار حکومت ایران، کنار رفتن شاه و یا حداکثر سقوط شاه و روی کارآمدن پسرش با یک دولت ضعیف منجر شود. خواستی که صدام بعدها آن را این­ گونه به زبان آورد: «هشت ماه پیش از روی کارآمدن حکومت اسلامی، من گمان  می­کردم پسر شاه، شاه خواهد شد؛ شاه کنار خواهد رفت و نخست ­وزیر توسط مجلسی قدرتمند روی کار خواهد آمد و آخوندها نقش خود را به ­گونه­ای ایفاء خواهند کرد که عراق را دچار دردسر نکنند.»(ستاد تبلیغات جنگ، ستیر با صلح، 1366: صص 32 -31)

در 23 خرداد 1358، به دلیل حمایت طلاب عراقی از انقلاب ایران و درگیری که در همین ارتباط بین تظاهرکنندگان و مأموران امنیتی عراق به وجود آمده و تعدادی از طلاب علوم دینی و مردم مسلمان عراق بازداشت شده بودند، دولت عراق به ایران رسماً هشدار داد. روزنامه الثوره، ‌ارگان رسمی حزب بعث عراق، به رهبران ایران اخطار کرد که در روابط خود با عراق، آتش‌‌‌‌‌‌‌بازی نکنند و برای اولین بار رسماً از رهبران ایران خواست تا سه جزیره تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی را به اعراب که به قول خودشان صاحبان اصلی آنها هستند، بازگرداند. امام خمینی(ره) در مقابل این حرکت تند ضد ایرانی و ضدمذهبی مقامات عراقی پیامی فرستاد و آنها را از این‌ گونه اعمال تند برحذر داشتند.

چند روز بعد، روزنامه الثوره عراق حملات شدیدی به ایران کرد و مطالبی به­نام حمایت از خلق عرب خوزستان علیه حکومت ایران نوشت. این حمله تبلیغاتی به دنبال حمله هواپیماهای عراقی به داخل مرز ایران در دو روز پیش از آن بود. حمله هوایی عراق در منطقه پاسگاه‌های انجیره، نی‌خزر و هلاله انجام گرفته بود و هم ­زمان با حمله هوایی عراق، ‌نیروهای زمینی عراق نیز پاسگاه‌های مرزی را مورد تهدید قرار داده بودند که پس از رسیدن قوای کمکی ایران به پاسگاه‌ها نیروهای عراق به داخل مرز عراق عقب نشینی کردند.(روزنامه کیهان: 26 خرداد 1358) مدتی بعد، صدام حکومت ایران را غیراسلامی خواند و تأکید کرد که جوانان عراق را باید از گرایش به چنین اسلامی بر حذر داشت و تیرگی روابط ایران و عراق جدی‌تر شد، به نحوی که دکتر یزدی، وزیر خارجه ایران ضمن اعتراف به آن گفت: عراقی­ها کراراً به مرزهای ایران تجاوز کرده‌اند و ما هم رزمایشی نظامی در نزدیکی مرز انجام دادیم تا به دولت عراق نشان دهیم که قدرت نظامی ایران آن‌طور هم که آنها فکر می‌کنند متلاشی نشده است و ما قادر به دفاع از خود هستیم. اما، اعلام می‌کنیم که هرگونه اختلاف بین دو کشور به نفع هیچ‌کدام از کشورهای این منطقه نیست بلکه به نفع آمریکا و صهیونیسم است.

 

 

 منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1- «در ماده چهارم عهدنامه الجزایر طرفین تأیید می­کردند که مقررات سه پروتکل و ضمایم آنها مقرراتی قطعی، واقعی و غیرقابل نقض بوده و عناصر غیرقابل تجزیه یک راه حل کلی را تشکیل می­دهند. در نتیجه خدشه به هر یک از عناصر متشکله آن، مغایر با روح توافق الجزیره خواهد بود.» در ماده 5 نیز دو کشور پذیرفتند که «خط مرزی زمینی و رودخانه­ای آنان تغییرناپذیر، دائمی و قطعی باشد.» در این ماده به راه حل­های مربوط به بروز اختلاف درباره تفسیر یا اجرای عهدنامه نیز اشاره می­شود. به این ترتیب، در ظاهر اختلافات چندین ساله ایران و عراق به حل و فصل نهایی رسید و مناسبات دو کشور رو به بهبودی نهاد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده