عبور از سيروان (89)
تجزيه و تحليل عمليات در پايان عمليات به منظور تجزيه و تحليل اين عمليات جلساتي در سطح فرماندهي گروه رزمي 139 و فرماندهي پاسداران پاوه و سپس جلساتي در سطح يگانهاي تابعه گروه رزمي 139 تشكيل گرديد تا ضمن بررسي محاسن و معايب تدابيري جهت تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف يگانها انديشيده شود. با استفاده از يادداشتهاي خود خلاصة نظريات تعدادي از اعضاي جلسه را ذكر كرده و در پايان به نكاتي از مصاحبة چند نفر از مسئولين رده بالاي كشوري و نظامي نيز اشاره ميگردد.

جلسه فرماندهان ارتش و سپاه پاوه

برادر ابراهيم همت:

از اشكالات اين عمليات تأخير در اجراي طرح، سرماي زياد، مشكل تخلية شهدا و مجروحين به علت كوهستاني بودن منطقة نبرد، انتخاب زمان نامناسب براي شروع حركت يگان‌ها از پايگاه‌ها؛ به طوري كه تعدادي از يگان‌ها به موقع به هدف نرسيدند.(اين تأخير بيشتر مربوط به جبهه مريوان مي‌شد.) اگر سپاه به تنهايي عمل مي‌كرد، بهتر بود. بچه‌هاي سپاه شهداي زيادي دادند و هدف‌هاي آنها سقوط كرد.

ايراد كل‌هرات (منظور نيروي عمل كننده جهت تصرف كل هرات):

مي‌بايست نيروي ايذايي بيشتر باشد. نيازي، با شروع «لا‌اله‌الا‌الله» هنوز در چلپ‌چنار بود. مي‌گويند خود نيازي زير دكل ماند. فرمانده بايد خودش پيشتاز باشد.(فرماندهي گروهان ادغامي به عهده ستوان‌يكم عسگر نيازي بود.) فرماندهان سپاهي از بي‌سيم استفاده نمي‌كردند. با وجود اين همه گلوله، كل‌هرات سقوط نكرد و علت آن روشنايي روز بود و نمي‌شود زير آتش جلو رفت. فرماندهي كل‌هرات از موقعيت دشمن اطلاع نداشت و اين ضعف فرماندهي كل‌هرات بود. مي‌بايست قهرماني و رفيعي فرماندهي را داشته باشند. نقص اصلي ما در كل‌هرات بود و همين باعث عدم سقوط ساير هدف‌ها مي‌شد.

قسمت غرب نوسود(منظور نيرويي كه از شهر نوسود به سمت شوشمير در مرز و قله سوني عمل مي‌كرد.) گروه انور خوب عمل كرد و تلفات نداد و دموكرات‌ها را شكست داده و توفيق و تعداد ديگري را كشتند(افراد ضدانقلاب). دو بار گفته شد كل هرات 1 و 2 سقوط كرده، ژاندارمري گفته بود ما روي سوني هستيم و طرح كل‌هرات عمل نشد.

ايراد كلي ديگر عجله كردن هنگام بازگشت نيروها بود. مي‌بايست اول شهدا و مجروحين را تخليه كنند ولي به دستور توجه نكرده و با عجله برگشتند. ايراد ديگر صورت‌برداري از اسرا و شهدا است كه نشده؛ يك استوار نصف گوني پول و وسايل اسرا را گرفته است (منظور استواري است كه از گروه اطلاعات مرزي لشكر 28 براي رسيدگي به امور اسرا مأموريت داشت و او طبق ضوابط و مقررات وسايل اسرا را با صورت‌‌جلسه و برابر صورت تحويل مي‌گرفت ولي گزارش ناقصي به همت رسيده بود.) عيب ديگر بالگردهاي كبري و ضعف و راندمان صفر آنها بود. به قول خودشان يكصد عدد موشك زده‌اند! اما بالگردهاي 214 خوب عمل كردند و در تخلية مجروحين كمك مؤثري كردند. ضعف ديگر از مخابرات بود و افسر مخابرات شبكه يادگاري را اشتباه داده و اسامي فرماندهان گروهان و گروه‌ها مشخص نبود.(ستوان‌يكم محمد‌رضا يادگاري فرمانده گروهان سوم) پيش‌بيني ايستگاه رله براي گملي و نوسود نشده بود. كار نكردن ادوات گردان؛(106 ميلي‌متري ارتش كار نكردند و سپاه خوب كار كرد و سه خمپاره‌انداز 120 ميلي‌متري خوب كار نكردند.) به نظر من كار توپخانه خوب بود؛ بخصوص در قسمت بلخه، شنگدول و شوشمي؛ نواقصي در 105 ميلي‌متري بود كه درخواست‌ها را انجام نمي‌داد و پرت و پلا مي‌زد و گيجي به وجود مي‌آورد.

سرگرد شاهمراد نقدي:

پيشنهاد كردم هدف‌ها جداگانه باشد كه با توجه به نظر فرماندهي نيرو قبول نكرديد(خطاب به همت). شب آخر گفتم نيروهاي نيازي 150 نفر شود. بايد 30 نفر اضافي به او مي‌داديم؛ وقتي نيروهاي هدف كل‌هرات متوقف شدند، در عرض 28 دقيقه به چلپ‌چنار رفتم. شدت درگيري خيلي زياد بود. تعدادي از سربازان شهيد شدند. اسدزاد فكر كرد شهيد شده‌ام. نيروهاي نيازي 200 متر با كل‌هرات فاصله داشتند. به اندازة سه نفر آخوند براي همه صحبت كردم و پيغمبر و ائمه را نام برده و درخواست كمك و حمله كردم اما تعداد كمي جلو رفتند. چهارده نفر حمله كردند رفتند تا 25 متري كل‌هرات وسط، تيربار قناسة دشمن تمام بچه‌ها را زير آتش گرفت و مجال پيشروي نمي‌داد. از كاظمي درخواست كوبيدن كل‌هرات سمت راست را كردم كه 106 ميلي‌متري سپاه كوبيد وسط نيروي خودي و دوباره هم زد. قهرماني و محمدي به همراه شش نفر از ارتش پيشروي كردند، ولي آتش دشمن نگذاشت. به طور كلي اشكالات زير وجود داشت.

1 ـ منطقه صخره‌اي و نفرات براي عمليات بي‌نهايت كم بودند.

2 ـ وحدت فرماندهي وجود نداشت.

3 ـ پايين بودن توان رزمي تعدادي از نيروهاي بسيجي و ساير پرسنل.

4 ـ نيروها بايد دستور را اجرا كنند و مطلقاً چون و چرا نكنند.

5 ـ آموزش و تمرين كوهنوردي لازم بود.

6 ـ تعدادي از كلاه آهني استفاده نكردند.

7 ـ توان رزمي نفرات به قدري نبود كه پس از طي اين مسافت بجنگند.

8 ـ مي‌بايست به جاي 120 نفر تعداد 450 نفر در كل‌هرات عمل مي‌كردند.

9 ـ از به كارگيري نيروهاي شناخته نشده و بي‌ايمان بايد خودداري شود.

10 ـ شناسايي افراد سپاه از گملي و چلپ چنار جالب و دقيق بود اما افراد بومي درست عمل نكردند و خوب راهنمايي ننمودند.

11ـ روي كد مخابراتي اسامي فرماندهان نوشته نمي‌شود.

همت دوباره رشتة كلام را به دست گرفت و گفت: «دشمن هميشه جادة تداركاتي را به شدت مي‌كوبد و امكان كمك به نيروهاي تك‌ور را از بين مي‌برد. تداركات را بايد در نزديك‌ترين محل گذاشت. نفرات بايد طوري حركت كنند كه قبل از روشنايي روز در محل هجوم مستقر شده باشند.

سرگرد ابراهيمي(مسئول مركز تطبيق آتش‌ها در اين عمليات):

ـ ريسك بايد در مقطعي از عمليات باشد، نه از اول كار بر مبناي ريسك باشد.

ـ تك غافلگيرانه انجام نشد. كمبود نيروها محسوس بود. گروهبان سلاطي بدون هماهنگي بي‌سيمي (از طریق بیسیم) گفت بالگرد نيايد.

ـ ارتفاع صخره‌اي و صعب‌العبور واقع در نقطه مرزي شوشمير معروف به قله سوني به تصرف نيروهاي خودي درنيامده بود؛ كه گفته شد سقوط كرده و همين امر در كار نيروها ناهماهنگي به وجود آورد.

ـ از 106 ميلي‌متري در تپة تانك استفاده نشد.

ـ آتشبار 105 ميلي‌متري توپخانه 1800 گلوله (1600عدد شديد الانفجار، 200 عدد دورانگيز) رسد 130 ميلي‌متري 300 گلوله (50 عدد كامل و 250 عدد ناقص) كه 102 گلولة آن به شنروي شليك شد. رسد 155 ميلي‌متري 450 گلوله سوختار و 180 گلولة فسفري و قبضة كاتيوشا 174 موشك شليك كرده‌اند.

سروان توپخانه علي صالحي‌نژاد:

ـ علت مصرف زياد گلوله توپ كمي نفرات پياده بود.

ستوان‌يكم محمدرضا يادگاري:

ـ دو قبضه 120 ميلي‌متري ژاندارمري در اختيار من نبود و خمپاره‌انداز مستقر در وزلي هماهنگ نبود و گلوله را پرت و پلا مي‌زد. رسد 81 ميلي‌متري گروهان ما نقش رله را براي قبضه‌هاي وزلي و ديده‌بان‌ها بازي مي‌كرد. نفرات مهندسي همراه ما نيامده بودند.

ـ شهيد ربيعي در امر پيشروي هماهنگي لازم را به عمل نياورد.

ـ حسن قمي خوب كار كرد! راههاي عقب‌نشيني پيش بيني شده بود ولي مشكل ارتباط داشتيم.

ستوان سيف‌الله غياثي افسر مخابرات گردان:

برنامة توجيهي عمليات خوب نبود تا ما بتوانيم شبكة بي‌سيم ارتش و سپاه را هماهنگ كنيم. بي‌سيم‌چي‌هاي گروهان دوم در شب و روز سيزدهم درست انجام وظيفه نكردند. تقاضا دارم بررسي نماييد و موضوع پيام سلاطي را بررسي مي‌كنم.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده