مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی
رصد تحولات حكومت بعث عراق مداقه و دنبال نمودن تحولات حكومت بعث عراق، يكي از اقداماتي است كه دفتر نمايندگي آمريكا در بغداد به ­صورت مستمر انجام ­داده و گزارشات آن را ارسال مي­نموده است. مفاد اين مجموعه از گزارشات، مؤيد آن است كه سرويس­هاي اطلاعاتي آمريكا در اين خصوص كاملأ هدفمند اقدام مي­كردند و تحليل­هاي خاصي را نيز ارائه مي­نمودند.

در همين ارتباط و در ميان اسناد لانه جاسوسي در سفارت آمریکا، يك سری اسناد كشف گرديد كه ارتباط مستقیم با نقش این سفارتخانه با توجه به موقعیت ژئوپلتيك ایران در منطقه برای آمریکا داشت. واقعيت­ها مؤيد آنست كه سفارت آمریکا در تهران، ستادی برای هدایت دیگر نمایندگی­های آمریکا در خاورمیانه محسوب گرديده و در همين راستا عمل مي­نمود. در پی پیروزی انقلاب اسلامی، علی رغم کاهش شدید در کمیت هیأت دیپلماتیک آمریکا، به دلیل تأثیرات انقلاب اسلامی در منطقه، از اهمیت و حساسیت اين سفارتخانه كاسته نشده و كماكان به ­عنوان مركزي براي دریافت گزارشات مربوط به منطقه در موقعیت ممتازی قرار داشت که دیگر گزارشات مربوط به منطقه را هم دریافت نماید.

از جمله گزارشاتی که پيرامون کشورهای همسایه در سفارتخانه آمریکا به­دست آمد، اسناد مربوط به کشور عراق می­باشد. يكي از اين سوابق، گزارش جامع ارزیابی اطلاعاتی سازمان CIA تحت عنوان «نقش عراق در خاورمیانه» مي­باشد که در ژوئن 1979 تهیه شده است. این گزارش مبتنی بر کلیه اطلاعات و اسناد دستگاه­های ذی­ربط آمریکایی تا تاریخ تهیه گزارش در مورد عراق است و برآوردی نهایی از جنبه­های مختلف حاکمیت در عراق در ابعاد داخلی و خارجی ارائه می­نماید.

در تهیه این برآورد علاوه بر سازمان CIA و سازمان­های اطلاعاتی دیگر آمریکایی، وزارت امورخارجه، وزارت دفاع، آژانس امنیت ملی و ارتش آمریکا مشارکت داشته­اند. این گزارش مروری بر مباحث، ماهیت و  سیاست­های رژیم٬ روندهای اقتصادی و نظامی، اثرات حوادث ایران و روابط خارجی عراق داشته و در ضمایم آن ساخت سیاسی، نفت عراق، اقتصاد و نیروهای نظامی این کشور مورد ارزیابی قرار گرفته­اند. این ارزیابی موازنه قوایی که عراق در روابط خارجی خود با شوروی و اروپای غربی برقرار نموده را مورد بررسی قرار داده و حکایت از نزدیک شدن تدریجی رژیم عراق به غرب، علی ­رغم شعارهای تند گذشته در قبال مسايل اعراب و فلسطین، می­نماید. همچنین در این ارزیابی، در عین حال که استبداد و خفقان وحشتناک حاکم برتمام شئون این کشور، از نظر مقامات آمریکایی دور نمانده، هیچگاه این امر به­عنوان مانعی بر سر بهبود رابطه با عراق تلقی نمی­شود و تنها شرط برای توسعه روابط، ظاهراً بهبود موضع عراق در قبال رژیم صهيونيستي بوده است. اين همان اتفاقی است که در جریان جنگ تحمیلی تحقق يافت و در نهایت، منجر به برقراری روابط سیاسی بین رژیم­های عراق و آمریکا گردید.

با توجه به بسته بودن جامعه عراق و فقدان اسناد و اطلاعات معتبر در زمینه مسايل یادشده این سند از زمره اسناد نادری است که واقعیت­های پیرامون عراق در آن مقطع زمانی را روشن می­نماید. در قسمتي از اين گزارش آمده است: «تمایل رژیم عراق به ایفاي نقش رهبری در منطقه و نگرانی نسبت به شرایط برهم خورده و مغشوش ایران به زودی عراق را به­ سوی روابط غیرخصمانه با اکثرکشورهای دیگر عربی خواهد کشاند، اگر چه سیاست خرابکاری و براندازی را نیز بی­صدا دنبال می­کند، رهبران عراقی حزب بعث به حمایت از توسعه تشکیلات حزبی در دیگر کشورهای عربی و نیز گسترش دکترین سوسیالیستی بعث در تمام منطقه ادامه خواهند داد.»(مؤسسه مطالعات و پژوهش­هاي سياسي، کتاب 77، 1368 :2) همچنين در قسمت ديگري از گزارش مذكور نوشته شده است: «عراق نیروهای نظامی خود را بیشتر از هر کشور دیگر عربی، از جنگ 1973 به بعد پیشرفت و گسترش داده است. علی­الخصوص عراق دارای این امکانات می­باشد:

 (*) كاركنان نظامی و نیز نیروهای زرهی خود را به میزان دو برابر رسانیده است.

 (*) هواپیماهای جنگنده خود را به میزان تقریبی 65 % افزایش داده است.

 (*) نیروهای دفاع هوایی خود را به 9 برابر سطح 1973 توسعه داده است.

به لحاظ نیروی عظیم نظامی با احراز مقام دوم در میان کشورهای عرب در 1982 و با مجهزترین نیروهای مسلح بدیهی است که عراق کشوری خواهد بود که در خاورمیانه باید روی آن حساب باز کرد.»(پيشين:12) در ادامه این گزارش، دفتر نمایندگی آمریکا در بغداد چنین آورده است: «ساختن یک نیروی نظامی قوی، هدف اساسی رژیم بعث و تاکنون دلیل اصلی مصارف مالی نیز بوده است. هزینه نظامی و امنیتی عراق از 7/1 میلیارد دلار در سال 1976 به سقف 4/2 در سال 1979 بر طبق آنچه منتشر شده، رسیده است.    این­طور به نظر می­رسد که این ارقام چاپ شده، میزان حقیقی هزینه­ها را 45 تا 55 درصد کمتر نشان داده است. این تفاوت با احتساب خریدهای خارجی، که به میزان 6 میلیارد دلار در دوره 1974 تا 1978 می­باشد، می­تواند به­دست آید.

برنامه­های در دست اجراء متقاضی گسترش نیروهای نظامی از 103000 هزار نفر در سال 1973 به 300000 نفر در سال 1983 افزایش عمده در انواع تسلیحات مختلف می­باشد. سقوط دولت ایران و کاسته شدن فعالیت­های نیروهای نظامی ایران بر مقاصد عراق جهت گسترش نظامی تأثیر آنچنان سریعی نخواهد داشت. عراق درنظر دارد حداقل 2 میلیارد دلار خرید برای خطوط لوله انجام دهد و از سرعت این برنامه­ها به تدریج کاسته خواهد شد. به هر صورت بسیار دشوار است که عراق نیروی انسانی ماهر مورد نیاز ارتش را تأمین کند و هر مقداری که ارتش در آن توفیق یابد، به اقتصاد لطمه خواهد خورد.»(همان، کتاب16:77)

در همين ارتباط، ده­ها گزارش كشف گرديده كه تمامي آنها وضعيت كشور عراق و دولتمردان آنها را تشريح مي­نمايد. تمركز سرويس­هاي اطلاعاتي آمريكا بر روابط عراق با ايران، عراق با كشورهاي عربي منطقه، توسعه روابط عراق با آمريكا و كشورهاي اروپاي غربي و سرانجام، شخصيت صدام و جاه طلبي­هاي وي براي تبديل شدن به مرد شماره يك عراق و منطقه، از جمله گزارش­هايي است كه تهيه و ارسال شده است.[1] در یک اقدام مشابه، «جوديت ميلر»[2] روزنامه‌نگار آمريكايي نيويورك تايمز به بخشي از علل تمايل آمريكا به عراق پس از انقلاب اسلامي ايران توجه نموده و مي‌نويسد: «سياست بازان آمريكايي سال‌ها بود بند بازي‌هاي ماهرانه صدام را زير نظر گرفته بودند. در آغاز، اين آرامش خاطر وجود داشت كه او با دشمن بزرگ آمريكا، يعني ايران، به مخالفت برخاسته است. برخلاف آيت‌الله خميني(ره)، صدام با همه قساوت‌هايش، آدمي به نظر مي‌رسيد كه واشنگتن مي‌تواند با وي معامله كند و با وجود نفرتي كه نسبت به رهبر عراق داشت، دولت آمريكا از بقاي اين حكومت استقبال مي‌كرد. هم در واشنگتن و هم در بغداد درسال 1977، وقتي آيت‌الله روح‌الله خميني(ره) در ايران به قدرت رسيد، احساس خطر شديد كردند.»(جوديت،1370: 237)

در سال 1979، «هوارد تيچر»[3] كه به­عنوان یک عنصر ضد «صدام» افراطی و همچنین یک طرفدار متعصب نزدیکی هرچه بیشتر روابط آمریکا و رژيم صهيونيستي شهرت داشت، یک گزارش پنجاه صفحه­ای بسیار بحث انگیز در ارزیابی موقعیت عراق برای وزارت دفاع آمریکا تهیه کرد. آن­طور که خودش عقیده دارد این گزارش- که هنوز هم محرمانه تلقی می­شود- کاملاًٌ متکی بر واقعیات و تحلیل­های اساسی است. با وجود این نزدیک­ترین دستیاران او می­­گویند، این گزارش تکان دهنده، بحث انگیز و به صورت زنده­­ای آگاهی دهنده از چگونگی روابط آینده آمریکا و عراق بود. در یک بخش اصلی گزارش، تیچر پیش بینی کرده که ظرف 9 ماه دیگر عراق جنگ با ایران را آغاز خواهد کرد تا خود را به­ صورت نیرومندترین کشور تولید کننده نفت خاورمیانه درآورد. تیچر، نظریات را در گزارش مذکور به صورت خلع سلاح کننده­ای براساس واقعیات جلب کننده و جذاب مطرح کرده است. این گزارش به حدی مؤثر بود که سرانجام از روی میز «هارولد براون»[4] وزیر دفاع وقت آمریکا سر درآورد، ولی براون که آن را با دقت مورد مطالعه قرار داد، نتیجه گیری­های آن را رد کرد.(پري،1376: 702)

 

 منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


1- براي كسب اطلاعات بيشتر در اين حوزه رجوع شود؛ به كتاب هشتم «اسناد لانه جاسوسي آمريكا» كه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام(ره) آن را تدوين نموده و توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش­هاي سياسي در سال 1386 چاپ و منتشر گرديده است.

2 – Judit Miller.

3 – Howard Teicher.

4 – Harold Brown.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده