هفتمین فصل غزل (59)
رفتی بهسوی شعله و پروانه شد تنت رفتی که جاندهی و بسوزی برای عشق

به‌سوی شعله

تقدیم به شهداي ظهر آفرین نیروی هوایی

سیده منیره هاشمی

رفتی میان حادثه تنها برای عشق

گفتی چه باک، جان حقیرم فداي عشق

حسی کبوترانه تو را سمت نور برد

آتش گرفت بال تو در انتهای عشق

وقتی غروب سرخ تو را خاک تفته دید

رستن گرفت لاله صحرا به‌پای عشق

شب‌ها که ربنای تو بر دشت می‌نشست

می‌آمد از گلوي توگویی صداي عشق

آری، تو زنده‌ای و وطن خاک پاک توست

می‌آیی از بهشت و پری از صفاي عشق

رفتی به‌سوی شعله و پروانه شد تنت

رفتی که جان‌دهی و بسوزی برای عشق

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده