هفتمین فصل غزل (58)
مردان خورشید معصومه مهری فصلی که از خون گذشتند، ای جبهه! مردان خورشید رفتند و تکرار کردند، سرخ است پایان خورشید

وقتی‌که خشم گلوله، با آسمان دشمنی کرد!

خورشید این گوشه افتاد، آن گوشه دستان خورشید

فصلی که در انعکاس چشم زمین روشنی نیست!

ای ابر! باید بگریی، بر جسم بی‌جان خورشید

حلقوم شب، پاره می‌شد، با دست پاک سپیده

هرچند آغوش وا‌کرد، بر مرگ، گردان خورشید

ثبت است بر دفتر ما، امروز خونی که دادند

آنان که روزی نوشتند، سرخ است پایان خورشید

 

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده