مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-13
تيمرمن، در همين زمينه مينويسد: «برژينسكي اجازه داد صدام در حمله به ايران چراغ سبزي را براي خود تصور كند؛ چرا كه چراغ واضح قرمزي در كار نبود.» وي ادامه مي­دهد: «صدام دلايل خودش را براي حمله به كشور ايران داشت كه همان دلايل براي اين اقدامش كفايت ميكرد.» طبق نوشتههاي برژينسكي، آمريكا حتي در واكنش به تحركات نظامي اتحاد جماهير شوروي در مرزهاي ايران در اوايل جنگ، به مسكو هشدار داده بود كه در صورت اشغال جمهوري اسلامي ايران توسط شوروي، آمريكا به نفع ايران و عليه عراق وارد جنگ خواهد شد.

تمايلات صدام براي برقراري ارتباط

صدام هم براي نزديكي به آمريكا دلايل متعددي داشت. صدام، نيازمند آن بود كه نقش ويژة او در جهان عرب و خليج فارس به‌ عنوان يك كشور قدرتمند به رسميت شناخته شود. نقش ويژه ژاندارمي در خليج فارس بايد با اعتبار كشورهايي چون عربستان سعودي و كويت كه به عراق با ترديد نگاه ميكردند، برقرار مي­شد و اين شناسايي نيز عملي نبود مگر با تأييد كاخ سفيد. از سوي ديگر صدام با اتخاذ مواضع ضد روسي در سال 1358، براي رهايي از دام شوروي نيازمند كمك غرب و به ‌ويژه آمريكا بود. صدام، در سال 1358 به ‌تدريج مواضع غربگرايانه در پيش گرفت و روابط خود را با عربستان و كويت در حالي‌كه به هيچ‌ وجه آنها را به رسميت نميشناخت، تقويت كرد. رئيس­جمهور معدوم عراق، براي معطوف ساختن نگاه غرب به­ سوي خود و برطرف ساختن برخي موانع در سال 1358 اقدام به اعدام گروهي از كمونيستها و نيز جمعي از مبارزان مسلمان نمود. به ­عبارتي ديگر، دو هدفي را كه همواره در راهبرد خاورميانه­اي آمريكا مطرح بود، اجرائي نمود.( نیکسون، 141:1362)

نيكسون، رئيس جمهور سابق و از سياستمداران اصلي كاخ سفيد، در سالهاي 1358 و 1359 به­دقت نسبت به تبيين عملي دکترین كارتر پرداخته است و در كتاب خود به ­نام «جنگ واقعي– صلح واقعي» كه در اوايل سال 1359 نوشت و بعد از آغاز جنگ عراق با ايران منتشر ساخت، با ارائة استدلال‌هاي مختلف، دولت عراق را واجد شرايط­ترين گزينه براي مقابله با انقلاب نوپاي اسلامي ايران معرفي و خواهان تعميم و گسترش روابط با آن كشور مي‌گردد. وي، در كتاب خويش به نقش جايگزيني شاه اشاره دارد، سپس به تشريح توانايي نظامي اين كشور اشاره  مي­كند و جزئيات توانايي نظامي عراق را در چند ماه قبل از شروع جنگ برمي­شمرد. نيكسون در ادامه به اهميت منابع نفتي مجاور مرزهاي عراق اشاره كرده و با ظرافتي خاص حمله به اين مناطق را بسيار سودآور و موفق ارزيابي ميكند. وي، در اوايل سال 1359 خواهان برقراري روابط بهتر با عراق ميشود.

نكته بعدي آن‌كه، نيكسون به نقش ژاندارمي عراق در خليج فارس اشاره نموده و مينويسد: «كشور عراق در اولويت و مزيّت سياسي منطقه خليج فارس قرار دارد و با اين ‌كه حكومت مطلقه و تندرو امروز عراق ضد آمريكايي مي­باشد، ولي به هيچ­ وجه تحمل حضور روسها را در منطقه خليج فارس ندارد و در نتيجه امكان تجديد نظر در خط ‌مشي و موضع گذشته اين كشور وجود دارد.»(همان: 151)

نظريه ظهور عراق جديد پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، مطرح شد و روزنامه­هاي آمريكايي مقالات بسياري در زمينه نقش عراق جديد به چاپ رساندند. «كنت. آر. تيمرمن»[1] محقق مشهور آمريكايي در كتاب «سوداگري مرگ» دلايل تمايل آمريكا به عراق را در سال 1359 بررسي كرده و مينويسد: «از اواسط سال 1980 به بعد، برژينسكي، صدام را نيروي متعادل ‌كننده آيتالله خميني(ره) و قدرت او تلقي ميكرد كه مانع توسعه شوروي در منطقه است. تمايلات دوستانه آمريكا نسبت به صدام از همين‌جا آغاز شد. از اين تغيير سياست آمريكا نسبت به عراق در بغداد به گرمي استقبال شد، البته دلايل صدام با استدلال­هاي مشاوران كارتر فرق داشت. صدام معتقد بود كه اگر آمريكا نقش عراق را به­ عنوان كنترل­كننده ايران تندرو و بنيادگرا بپذيرد، او رهبر مقبول دنياي عرب خواهد شد… صدام ترديدي نداشت كه در صورت حمله به ايران، ايالات متحده از اقدام وي حمايت خواهد كرد.»(تيمرمن، 163:1373)     

تيمرمن، در همين زمينه مي‌نويسد: «برژينسكي اجازه داد صدام در حمله به ايران چراغ سبزي را براي خود تصور كند؛ چرا كه چراغ واضح قرمزي در كار نبود.» وي ادامه مي­دهد: «صدام دلايل خودش را براي حمله به كشور ايران داشت كه همان دلايل براي اين اقدامش كفايت مي‌كرد.» طبق نوشته‌هاي برژينسكي، آمريكا حتي در واكنش به تحركات نظامي اتحاد جماهير شوروي در مرزهاي ايران در اوايل جنگ، به مسكو هشدار داده بود كه در صورت اشغال جمهوري اسلامي ايران توسط شوروي، آمريكا به نفع ايران و عليه عراق وارد جنگ خواهد شد.

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


Kenneth .R.Timmerman 1

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده