هفتمین فصل غزل (54)
عبور حیدر منصوری لبخند زد، دوباره گذشت از مقابلم آتش گرفت جنگل آرامش دلم

او رفته تا به آبی دور و دوباره من

تنهاترین مسافر در متن ساحلم

در شوره زاری از شب و تشویش مانده‌ام

ای ابرها قنوت بگیرید بر دلم

خورشیدهای معجزه! دستی تکان دهید

شاید گره گره بگشایید مشکلم

از آن عبور تلخ و غم‌انگیز تاکنون

چیزی به غیر گریه نبوده است حاصلم

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده