هفتمین فصل غزل (53)
چرا؟ در باورم نبود که ایمانتان کم است ای برفهای رنگ، زمستانتان کم است آتش نمیشود تب خشكيده شما تا جنبش غریزی توفانتان کم است

تا کی به روی معجزه‌ها قفل می‌زنید؟!

رمز کلید معنی قرآنتان کم است

پرسیدم این سیاهی آشفته از کجاست؟

آتش گرفت و گفت: شهیدانتان کم است

ما را برای کشته شدن آفریده‌اند

ای زنده‌های هیچ، چرا جانتان کم است؟

پرسیدم آن زلالی روح دعا چه شد؟

خندید و گفت گریه پنهانتان کم است

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده