هفتمین فصل غزل (49)
سپاهیان سحر صلای روز به بام سپیدهدم بزنید به دست عشق به دریای خون علم بزنید به زخم سایه گل آفتاب بگذارید به خون نور قیامی دگر رقم بزنید

گل ستاره به صحرای شب شكوفا شد

کنار زمزم مهتاب و گل قدم بزنید

سپاهیان سحر در حضور بیداری

روند بودن آینده را به هم بزنید

شراب هوش بنوشید از خم هستی

قدم به وسعت بینایی قلم بزنید

سمند مرگ به میدان نیستی تازید

به عرصه گاه فنا خنده بر عدم بزنید

درفش پاره دل بر مناره تاريخ

به کربلای ظفر در غروب غم بزنید

به دار شعله شهیدان عشق خندانند

دم از دوباره میلاد صبحدم بزنید

چراغ روشن اندیشه بر بلندی خاک

به نام نامی روحانی عجم بزنید

 

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده