هفتمین فصل غزل (48)
حماسه خونین نصرالله مردانی بخوان حماسه خونین کربلا با ما که شد بسيط زمین جمله همصدا با ما

سربریده به میدان عشق می‌گوید

حدیث خون شهیدان نینوا با ما

فرات اشک ز چشمان پاک می‌جوشد

به سوگواری گل‌های کربلا با ما

دوباره پیکر صد چاک لاله آوردند

ز کوچه‌های بهشتی فرشته‌ها با ما

به دشت‌های شقایق نشان ما جوييد

که سرخ‌روی چمن می‌کند صبا با ما

به پایبوسی ما آفتاب می‌نازد

به نام عشق بخوانند انبيا با ما

ز موج‌خیز خطر فاتحانه می‌گذریم

که هست معجز موسایی و عصا با ما

لهيب آتش نمرودیان گل افشاند

به‌روز حادثه باشد اگر خدا با ما

اگر جهان همه دشمن شود ظفر داریم

به عرصه‌ای که بود تیغ مرتضی با ما

پی سلامت سردار عاشقان دیدیم

که دست غیب بلندست در دعا با ما

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده