مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-4
تشديد حضور مستشاران آمريكايي پس از وقايع شهريور1320 كه منجر به اشغال ايران از سوي متفقين گرديد، بنا به درخواست انگليسيها كه از توانايي لازم براي كمك رساني به دولت شوروي در مقابل آلمان هيتلري برخوردار نبودند، پاي آمريكاييها كه با هدف كمك رساني به شوروي وارد اين صحنه شده بودند، به ايران باز شد. «روزولت»[1]رئيس جمهور وقت آمريكا پيشنهاد مينمايد كه مسئوليت حمل مواد و مهمات در ايران به طوركلي به آمريكاييها واگذار شود. اين پيشنهاد كه با استقبال «چرچيل»[2] نيز همراه بود، راه ورود و نفوذ هرچه بيشتر آمريكا به صحنه سياست، اقتصاد و ارتش ايران باز شد.

در همان ايام، «احمد قوام» معروف به قوام‌السلطنه، نخست وزير ايران در يكي از جلسات خصوصي خود با پهلوي جوان، ضمن تشريح نابساماني‌هاي ناشي از اشغال كشور توسط نظاميان شوروي و انگليس و بدگويي از عملكرد دولت فروغي، تنها راه رهايي كشور از اين مشكلات را تكيه بر آمريكا به‌ عنوان قدرت آينده جهان، قلمداد مي‌نمايد. وي مي‏افزاید، تنها با اين تكيه‌گاه است كه مي‌توان از بند دو قدرت اشغال‏گر ايران رهايي يافت. اين طرز تلقي، نقطه شروع رويكرد ايران به مستشاران آمريكايي و بازكردن پاي آنان در امور داخلي ايران بود. هنگامي كه قوام در مرداد 1321 پس از سقوط رضا شاه به نخست ‏وزيري رسيد، همكاري نزديك با آمريكا را جزو اصول اساسي سياست خود قرار داد. وي در راستاي اجرائي نمودن طرح‌هاي مورد نظر خود،‌ كساني را در مناصب مختلف برگزيد كه بيشترين توجه را به آمريكا داشتند. اولين دسته از نيروهاي نظامي آمريكا تحت عنوان «ميسيون نظامي ايران»[3] در آذرماه 1321 زمان نخست ‌وزيري قوام وارد ايران شدند.  اين ‌عده غالباً از دسته مهندسي ارتش آمريكا بودند و عمليات حمل مواد و اداره راه‌آهن را در جنوب از انگليس تحويل گرفتند. در حقيقت، ورود آمريكايي‌ها به ايران با تلاش دولت قوام و عدم مخالفت انگليس صورت گرفت.

دولت آمريكا كه سياست انزوا طلبي را كنار گذاشته و نقش مهمي در جنگ دوم جهاني برعهده گرفته بود، از اين فكر استقبال كرد و چند هيأت از مستشاران مالي، نظامي، بهداشت، كشاورزي و نفتي به ايران اعزام نمود. مهم‌ترين اين هيأت‌ها، دكتر ميلسپو و مستشاران مالي بودند و چون ميلسپو به علت مأموريت قبلي‌اش با امور ايران آشنايي داشت، از او انتظارات زيادي مي‌رفت. ميلسپو در دي ماه 1321 وارد تهران شد و به عنوان رئيس كل دارايي با اختيارات وسيعي امور مالي و اقتصادي كشور را در دست گرفت و خزانه‌داري، حمل و نقل، توزيع خواربار و تثبيت قيمت‌ها و حتي تعديل اجاره ‌بها در اختيار او و 60 نفر از همكارانش قرار داده شد. همراه با ميلسپو، دو هيأت مستشاري ديگر به تهران آمدند.(مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، 59:1384)

«قانون اجازه استخدام و حدود اختیارات ملیسپو مشتمل بر شانزده ماده در جلسة بیست و یکم آبان ماه 1321به تصویب مجلس شورای ملی رسید و او در نهم بهمن 1321 وارد ایران  شد و اختیارات گسترده‌ای را در ادارة امور مالی به ‌دست آورد.» او در طول سه سال مأموریت دوم خود در ايران، نه تنها اوضاع اقتصادی را سروسامانی نداد، بلکه بر وخامت بحران‌هاي موجود نيز افزود. در مدت تشديد جنگ جهاني دوم، آمریکا تلاش می‌کرد هرچه بیشتر زمینه نفوذ خود در ایران و وابستگی ایران به آمریکا را ایجاد ‌کند. آمریکا تلاش نمود با ایجاد نیروی نظامی و نفوذ در ارتش ایران، امنیت ایران را به دست گیرد و در دراز مدت به نفوذ روس و انگلیس در ایران خاتمه دهد. «کاردل هال»[4] وزیرخارجه آمریکا در ۱۳۲۲ش(1943م)، ضمن ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور ایالات ‌متحده تأکید کرد باید به حضور روس و انگلیس در ایران خاتمه داد و گفت: «همچنین اگر با خودخواهی بیشتر به مطلب بنگریم، منافع ما در این خواهد بود که هیچ‌ یک از قدرت‌های بزرگ در خلیج‌ فارس در برابر تشکیلات نفتی آمریکا در عربستان حضور نداشته باشند.»(بیل، ۱۳۷۱: صص ۲۸ــ۲۷)  

اگر چه هدف سیاستگذاران آمریکا از فرستادن نیرو به ایران کمک‌ رساندن به شوروی بود، اما با دقت متوجه منافع نفتی منطقه بودند. همانطور که «دکتر گالیر»[5] مدیر کمیسیون صادرات آمریکا می‌گوید: «آینده قدرت عظیم نفت دیگر در قاره آمریکا نیست. مرکز ثقل جهانی نفت از کارائیب و خلیج مکزیک به منطقه خلیج ‌فارس انتقال می‌یابد. این حرکت در آینده ادامه خواهد یافت و باعث نظم و ترتیب جدیدی خواهد شد.»[6]

آمریکا در طول جنگ گرچه به آموزش افسران ایرانی توجه داشت اما هدف اصلی خود را که گسترش نفوذ و تثبیت موقعیت ایالات‌ متحده در ایران بود، تعقیب می‌کرد. در طی سال‌های فوق معاملات ایران و آمریکا افزایش یافت و تعداد آمریکایی‌ها در ایران رو ‌به ‌فزونی گذاشت. آمریکا در این زمان سیاست جامعی نسبت به ایران اتخاذ کرد و تلاش نمود به تحکیم موقعیت سیاسی ــ اقتصادی ایران مبادرت نماید. اما اعمال چنین سیاست جامعی، مستلزم کنترل کامل بر امور اقتصادی، سیاسی و نظامی کشور بود تا از راه آن بتوان تحولات لازم را به ‌عمل آورد. از آنجا که این نحوه کنترل کامل بر امور یک کشور تنها درباره مستعمرات و یا کشورهای نیمه ‌مستعمره اعمال می‌گردید و سیاست خارجی سنتی و میراث ایدئولوژیکی آمریکا هم مانع اعمال چنین سیاستی بود، دولت آمریکا در عمل با مشکلاتی روبرو ‌شد. بنابراین، آنها برای پیشبرد سیاست سلطه گرانه خود درصدد برآمدند به ‌طور غیر مستقیم این کنترل را بر امور ایران به ‌دست آورند.

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 


Rooswelt.1

Winestone Cherchile.2

Military Mission Iran.3

Cardel Hall.4

Dr Galier. 5

6– Haghighat, U. S. Policy Toward IRAN During the Early Cold War Year. University of California, 1988, P. 47

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده