عبور از سيروان (70)
با تصرف قله شمشي و ارتفاعات مرزي كمرماموله، مره سور و كاوه زهرا ديگر پايگاههاي موجود بر روي ارتفاع بنيجهجر و قلي ضرورتي نداشته و فاقد ارزش نظامي بود بنابراين گروهانهاي يكم و دوم براي استقرار در مواضع پاكسازي شده، مأموريت يافتند. دستورالعمل استقرار نيرو با هماهنگي فرمانده گروه رزمي 139 و فرمانده پاسداران تهيه و يگانها به شرح زير آرايش يافتند. قلة كاوهزهرا به بسيجيان و پاسداران محلی تحويل شد و با توجه به اينكه پس از تصرف قلة شمشي و ملندو و ديگر مواضع عراق، اهميت خود را از دست داده بود نيروي كمي آنجا مستقر شدند و ديدگاه موقتي هم در «هاوارماما» ايجاد كردند.

نتايج فتح قلة شمشي و سه‌راه ملندو

1ـ تسلط كامل نيروهاي ايران بر ارتفاعات مهم و مرتفع منطقه نوسود به طوري كه دشمن ناچار شد در نقاط پست‌تري كه از نظر ديد و تير كم ارزش بود استقرار يابد.

2 ـ پاكسازي اغلب روستاها و عوارض طبيعي اشغال شده از لوث وجود بعثي‌ها و ضدانقلاب به طوري كه دشمن در اغلب نقاط به پشت مرز عقب نشست و تنها در بخش كوچكي از نوار مرزي روستاي شوشمير بالا كه به صورت گردنه‌اي ارتباط مرزي را برقرار مي‌‌نمايد، حضور فيزيكي داشت.

3 ـ پاكسازي شهر نوسود از وجود دشمن كه تأثير سياسي و رواني فراواني داشت.

4 ـ انهدام نيرو و تجهيزات دشمن در مقياس وسيع به نحوي كه كارشناسان حاضر در صحنه تعداد كشته‌هاي عراقي را در حدود 300 نفر و زخمي‌ها را رقمي به مراتب بالاتر مي‌دانستند. تعداد اسراي تخليه شده نيز به 165 نفر رسيد و بخشي از تجهيزات و مهمات دشمن نيز منهدم گرديد.

5 ـ به غنيمت گرفتن صدها قبضه سلاح سبك و مقدار متنابهي مهمات مختلف كه به صورت سربسته در انبارها باقي مانده و يا در اطراف سنگرهاي عراقي به صورت پراكنده ديده مي‌شد. تعداد سلاح‌هاي سبك غنيمتي به قدري زياد بود كه علاوه بر مقدار تخليه شده به مخازن، در دست هر سرباز يا بسيجي يك قبضه كلاشينكف ديده مي‌‌شد.

6 ـ به دست آوردن مقدار زيادي اقلام مهندسي سنگرسازي از جمله تراورس، تيرآهن، نبشي ورق آهن(پليت) و كيسة گوني به مقدار مورد نياز سه گردان پياده. از بين غنائم مهم‌ترين و مفيدترين آنان براي رزمندگان همين اقلام سنگري بود كه تا آن زمان ما از آن محروم بوديم و اينك پليت و تراورس و غيره به وفور يافت مي‌شد و از آن به بعد رزمندگان در رفاه و امنيت بيشتري قرار گرفتند.

7 ـ كسب تجربيات و آموزش سنگرسازي و احداث كانال‌هاي رابط، مواضع سلاح‌‌هاي اجتماعي و سكوي آتش سلاح‌هاي بدون عقب‌نشيني با مشاهدة مواضع عراقي‌ها

8 ـ بالا رفتن روحية رزمندگان و فرماندهان و كسب اعتماد به نفس بيشتر

9 ـ به دست آوردن موقعيت برتر براي كنترل منطقة مرزي و ادامه عمليات

10 ـ تسلط نيروها بر راه‌هاي ارتباطي عراق به داخل مرز و مسدود كردن محورهاي ارتباطي ضدانقلاب به طوري كه ارتباط طويله عراق به نودشه و از آن طريق به حجيج و كامياران قطع شد و راه ارتباطي اين شهرك و نوسود به سمت مريوان ـ ارتفاعات تته و اورامان‌تخت به كنترل نيروهاي خودي در آمد. همچنين محور مرزي سوسكان و طويله به نوسود نيز مسدود گرديد و فعاليت ضدانقلاب به حداقل رسيد.

با جذب نيروي بيشتر از بوميانِ روستاهاي هاني‌گرمله و روستاي اورامان‌تخت و استقرار آنها بر روي قلل مرتفع و مشرف بر بيارة عراق و روستاهاي اورامان‌تخت ارتباط نيروهاي حزب رزگاري ـ كومله و  دموكرات با عراق دشوار و فعاليت آنان به حداقل رسيد.

استقرار در مرز

با تصرف قله شمشي و ارتفاعات مرزي كمرماموله، مره سور و كاوه زهرا ديگر پايگاه‌هاي موجود بر روي ارتفاع بنيجه‌جر و قلي ضرورتي نداشته و فاقد ارزش نظامي بود بنابراين گروهان‌هاي يكم و دوم براي استقرار در مواضع پاكسازي شده، مأموريت يافتند. دستورالعمل استقرار نيرو با هماهنگي فرمانده گروه رزمي 139 و فرمانده پاسداران تهيه و يگان‌ها به شرح زير آرايش يافتند. قلة كاوه‌زهرا به بسيجيان و پاسداران محلی تحويل شد و با توجه به اينكه پس از تصرف قلة شمشي و ملندو و ديگر مواضع عراق، اهميت خود را از دست داده بود نيروي كمي آنجا مستقر شدند و ديدگاه موقتي هم در «هاوارماما» ايجاد كردند. پدافند از ارتفاعات مره سور، كمرماموله و سه‌راهي ملندو به گروهان يكم محول گرديد. ارتفاع معروف به كله‌قندي كه دنبالة شمالي قلة شمشي است به پاسداران تحويل گرديد و گروهان دوم به طور كامل مأموريت حفظ قلة شمشي را عهده‌دار گرديد. پاسداران يك پايگاه كوچك در وزلي ايجاد كردند و گروهان ژاندارمري پاوه با استقرار نيرويي در پاسگاه مركزي نوسود و گماردن عناصري در پاسگاه مخروبة شيخان و همچنين يك پست كنترلي در دوآب تأمين جاده‌اي محور پاوه ـ نوسود در محدودة پل دوآب تا شهر نوسود را بر عهده گرفت. البته سپاه پاسداران پاوه در خط مقدم نيروي قابل توجهي نداشت و پست‌هاي كنترلي بيشتري در گلوگاه‌ها و جاده‌هاي مواصلاتي گمارده بود؛ از آن جمله دو پست در ورودي و خروجي نودشه، يك پست در نيسانه و يك پست مشترك با ژاندارمري در پل دوآب و عناصري هم در روستاي نروي ترددها را كنترل مي‌كردند. دستة خمپاره‌انداز گردان به غرب نودشه انتقال يافت و آتشبار 105 ميلي‌متري توپخانه نيز به كل‌چنار تغيير موضع داد. گروهان سوم كه بيشتر نقش احتياط را داشت، در همان مواضع قبلي؛ يعني ارتفاع بين نروي و تشار باقي ماند. سلاح‌‌هاي ضدهوايي هم در عمق و بيشتر در اطراف دوآب و نيسانه استقرار يافتند. بعداً يك پست كمين در محلي به نام كمر‌سياه مشرف بر دزاور ايجاد شد كه اغلب توسط چند نفر پاسدار و گاهي عناصر گروهان يكم كه مشتركاً به صورت نفوذي اشغال و اداره مي‌شد.

نيروهاي عراقي كه در ابتدا تا دروازة شهرك الطويله و از طرف نوسود نيز تا پشت مرز عقب‌نشيني كرده بودند، بر طبق تاكتيك معمول و روش هميشگي خود پس از كاهش آتش‌ها و عادي شدن اوضاع خيز به خيز و به صورت مخفيانه و بدون سر و صدا به نيروهاي ما نزديك شده و مواضع جديدي اشغال نمودند. عراقي‌ها خط دفاعي خود را از مقابل دزاور تا مقابل نوسود در نقاطي به شرح زير آرايش دادند. مواضعي در گملي بين طويله و ملندو ـ كل هرات در مقابل قلة شمشي ـ چلپ چنار در مجاورت دكل نوسود ـ قلة سوني مشرف بر جادة نوسود به شوشمير و نقاط مرتفع مشرف بر مرز در روستاي شوشمير بالا. هر چند عراقي‌ها در سطحي پايين‌تر از نيروهاي ايراني مستقر بودند ليكن با پيشروي لاك‌پشتي و خزندة خود ارتباط خود را با نيروهاي ايراني حفظ كردند تا از غافلگيري جلوگيري نمايند و مواضع مستحكم ديگري ايجاد نمودند.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده