شهید صیاد شیرازی در: خاطرات امیر سرتیپ دوم دکتر ابوالقاسم کیا (10)
در تابستان ۱۳۷۳ به همراه شهید صیاد شیرازی یرای بازدید از پرواز یک فروند هواپیمای میراژ به همدان ( پایگاه سوم شکاری ) رفته بودم،یک فروند هواپیما آماده شد و سرهنگ خلبان نقدی بیک که خلبانی بسیار ماهر بود،هواپیما را به پرواز درآورد، ولی متأسفانه چرخهای عقب هواپیما کاملا جمع نشد، حتی در هوا باز و بسته هم نمیشد.

من به‌اتفاق شهید در محل کاروان حاضر و شاهد ماجرا بودیم. همه کادر پروازی هم حضور داشتند و نگران بودند، شهید هم خیلی نگران بود و دائما زیر لب دعای فرج امام زمان (عج ) را زمزمه می‌کرد. ما هم به تأسی از آن شهید بزرگوار این کار را می‌کردیم. از آنجائیکه خواست خدای متعال بود، برای نشستن، هواپیما اقدام به یک حالت شیرجه تند نمود، چرخ‌ها کاملا باز شد و سالم به زمین نشست که بلافاصله شهید دستورداد یک گوسفند قربانی و در غذای سربازان طبخ شود و سپس طبق معمول نماز شکر بجا آورد و فوق‌العاده خوشحال شد و خلبان را مورد تفقد و تقدیر قرارداد .

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده