مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی-2
مقدمه( بخش دوم) اين روند تا به جايي ادامه يافت كه نيروي دريايي آمريكا در آخرين سال جنگ، در خليج فارس به بهانه حفاظت از منافع خود و ديگر كشورها مستقيمأ به نفع عراق وارد جنگ شد. اين قبيل اقدامها، نتيجة اراده سياسي ايالات متحده بر حمايت از عراق و اعمال فشار بر ايران در خلال جنگ تحميلي بود كه از سال 1366 تبديل به مشاركت مستقيم گرديد.

تحت اين شرايط، صدام را نمی‌توان تنها مسئول تمامی این اعمال و فجايع قلمداد نمود چرا كه به ‌طور حتم اين شخص، مجری خواسته‌های ناحق و نامشروع دولت‌مردان آمريكايي نيز بوده است. اين مجموعه از فعاليت‌هاي جانبدارانه دولت آمريكا در طول هشت سال دفاع مقدس، تحت شرايطي اجرائي مي‌گردد كه اولأ آنها از ابتداي جنگ، ادعاي بي‌طرفي داشتند. در ثاني، براساس توافقات انجام شده در قرارداد الجزاير كه در تاريخ 29 دی 1359 برابر با 19 ژانویه 1981، بين نمايندگان دو كشور امضا شده بود، آمريكاييان به استناد بندهاي مندرج در توافقنامه، موافقت كرده بودند كه در امور جاريه ايران دخالت ننمايند. همچنين، آمريكاييان قانونأ موظف بودند كه هيچگونه تحريمي را عليه كشور ايران به مرحله اجراء در نياورند، اما آنها خيلي زود تحريم‌هاي ثانوي را در ارتباط با كشور ايران اجرائي نموده و تا پايان جنگ و بعد از آن نيز ادامه دادند.

ميزان اهميت و تأثيرگذاري موضوعات مطروحه باعث گرديد تا تصميم گرفته شود كه كتابي تحت عنوان «مواضع آمريكا در جنگ تحميلي؛ از مساعدت تا مشاركت آشكار» به رشته تحرير در آورده شود كه مفاد آن در برگيرنده اسناد، قرائن، امارات، شواهد و مدارك موجودي باشد كه دلالت بر حضور، دخالت، مساعدت و مشاركت مستقيم آمريكا در له حكومت بعث عراق در هشت سال جنگ تحميلي دارد. به همين دليل، تلاش بسياري بعمل آمده تا سر حد ممكن، نسبت به گردآوري مطالب و اطلاعات موجود در اين حوزه اقدام شود، تا به اين ترتيب شرايطي به ‌وجود آيد كه خوانندگان محترم با توسعه رو به رشد، هدفمند و عجولانه روابط آمريكا با حكومت بعث عراق، از اشرافيت و علم مورد نظر در اين حوزه برخوردار شوند.

اين كتاب كه در قالب یک جلد و مشتمل بر هفت فصل تهيه شده، در نظر دارد تا با مداقه بر الگوهاي رفتاري ايالات متحده آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران، حد فاصل سال‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، به بررسي و تعمق در ارتباط با اين موضوع مهم در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران پرداخته و مصاديق عيني و واقعي از دخالت‌هاي كشور آمريكا در جنگ تحميلي در حوزه‌هاي مختلف را مشخص نمايد.

این كتاب، موضوعاتي را مورد توجه قرار داده كه آگاهي از آنها مي‌تواند مخاطبين محترم را در ارتباط با چگونگي روابط دو كشور ايران و آمريكا در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و نظامي آشنا ساخته و چرائي فعاليت سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا همچون[1]CIA وDIA [2] در سال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تا قبل از شروع جنگ تحميلي در ايران، مشخص نمايد. در ادامه نيز، به بيان زمينه‌هاي دخالت آمريكا در ايران، در اولين سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب پرداخته شده تا چرائي بروز اولين حركات و رفتارهاي سياستمداران آمريكايي عليه ايران اسلامي تشريح و تبيين گردد. بديهي است كه وقوع همين عوامل، باعث به ‌وجود آمدن شرايطي مي‌شود كه آمريكاييان را با هدف حفظ منافع منطقه‌اي به سمت عراقي‌ها منعطف مي‌نمايد. گفتني است كه وقوع اين حوادث، در مقطعي از تاريخ سياسي كشور عراق رخ داد كه آنها نيز از جهات گوناگون آمادگي لازم براي پذيرش اين پيشنهاد را دارا بودند. اولين زمينه‌هاي ارتباطي بين دو كشور آمريكا با عراق و بالعكس، به صورت غيرمستقيم و از طريق كشورهاي عربي منطقه در سال 1358 محقق شده و باعث گرديده تا وضعيتي به ‌وجود آيد كه زمينه‌هاي مساعدت آمريكاييان در اجرائي نمودن اهداف شوم عراقي‌ها عليه جمهوري اسلامي ايران، فراهم گردد.

سه فصل آخر کتاب، مصاديق عيني دخالت‌هاي آمريكا در ايران اسلامي را هدف قرار داده است. در اين كتاب، به چگونگي برقراري مجدد روابط آمريكاييان با حكومت بعث عراق پرداخته شده است. اين روابط، كه در سال‌هاي شروع جنگ، جنبه مساعدت غيرمستقيم و غيرعلني داشته، خيلي زود آشكار شده و وسعت مي‌يابد. پيروزي رزمندگان ايران اسلامي در صحنه‌هاي نبرد كه طي سال‌هاي 1360 به بعد صورت مي‌پذيرد، موجب مي‌شود تا طرفين بر توسعه و علني شدن اين روابط تأكيد داشته باشند. از اين مقطع به بعد، سير تحولات بين دو كشور از سرعت و شتاب زيادي برخوردار مي‌شود كه سرانجام به دخالت مستقيم و حمايت آشكار نظاميان آمريكايي از بعثيون عراقي در سال پاياني جنگ تحميلي منجر مي‌گردد.

تحت اين شرايط، فصل يكم كتاب، «پيشينه روابط ايران و آمريكا» نام گرفته است. اين فصل، روابط حكومت پهلوي با ايالات متحده آمريكا تا مقطع پيروزي انقلاب اسلامي ايران را مورد اشاره قرار داده و در ادامه نيز به اين رابطه تا مقطع شروع جنگ تحميلي پرداخته و رويدادهاي مهم آن مقطع زماني را تشريح نموده است. آگاهي از اين مباحث باعث خواهد گرديد تا زمينه‌هاي لازم براي طرح مباحث جدي‌تر فراهم شود. موضوع مستشاري و تبيين شرايطي كه به واسطه حضور مستشاران آمريكايي در طول سال‌هاي آخر حكومت پهلوي به وجود آمده و باعث توسعه و تقويت روابط ايران با آمريكاييان گرديده و آنها را نسبت به كشور ايران و منطقه متوقع ساخته بود، از جمله موضوعاتي هستند كه در اين فصل به آنها پرداخته شده است.

از آنجائي‌ كه منافع اقتصادي كشورها، يكي از اصلي‌ترين مؤلفه‌ها در مقطع تنظيم روابط بين كشورها با يكديگر محسوب مي‌گردد، فصل دوم تحت عنوان «روابط اقتصادي ايران و آمريكا در دهه اول انقلاب» به اين مهم اختصاص داده شده است. در اين فصل نيز به روابط اقتصادي ايران و آمريكا در سه دوره زماني قبل، هم‌زمان و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران توجه شده و مهم‌ترين فعل و انفعالات آن تبيين و تشريح گرديده است. ترديدي نبايد داشت كه رفتار اقتصادي آمريكا در طول اين جنگ، بيشترين و بالاترين تأثيرات را بر فعل و انفعالات آن به همراه داشته است. چگونگي مسدود نمودن دارايي‌هاي ايران توسط ايالات متحده آمريكا و در ادامه، مفاد «بيانيه‌هاي الجزاير» كه مجموعه‌اي از توافقات دو كشور ايران و آمريكا در سال 1359 را تشكيل مي‌دهد، چگونگي اجراء و يا عدم اجراي اين بيانيه‌ها كه بيشتر جنبه اقتصادي داشته و به طور حتم، بالاترين تأثيرات را بر سال‌هاي جنگ تحميلي داشته‌اند، از جمله موضوعاتي هستند كه در اين فصل به آنها پرداخته شده است.

«راهبرد نزديكي آمريكا به عراق»، موضوعي است كه براي سومين فصل اين كتاب انتخاب شده است. سياستمداران عراقي كه از جنگ 1967 رژيم صهيونيستي با اعراب، روابط سياسي خود را با دولت آمريكا قطع نموده بودند، براي تقويت شرايط خود در طول جنگ با ايران، به شدت تلاش مي‌نمودند تا روابط سياسي خود را با آمريكا برقرار نموده و آن را رسانه‌اي نمايند. قراين مطرح شده در اين فصل اثبات مي‌نمايد كه دولتمردان آمريكايي نيز از انجام اين كار هيچ ابائي نداشته و حتي راغب به اعلام و رسانه‌اي كردن آن در سطح منطقه و جهان نيز  بوده‌اند.

چهارمين فصل اين كتاب نيز «تبيين نقش سازمان CIA در جنگ تحميلي» را دستمايه تحقيق خود قرار داده است. ترديدي وجود ندارد كه سياسيون آمريكايي براساس گزارش‌ها و تحليل‌هاي متخذه از سازمان CIA اقدام به اتخاذ تصميم مي‌نمايند. بنابراين، بسيار ساده انگارانه است كه بدون درنظر گرفتن نقش و عملكرد اين سازمان در طول دفاع مقدس، خواسته باشيم ردپاي ايالات متحده آمريكا را در اين جنگ، مورد نقد، بررسي و توجه قرار دهيم. به همين دليل، آخرين فصل از جلد اول كتاب، به اين موضوع بسيار مهم اختصاص يافته و عملكرد سازمان CIA و نتايجي كه انجام اقدامات آنها به‌دنبال داشته، مورد بررسي و تشريح واقع شده است.

در فصل پنجم، به تشريح مستند و متقن كمك‌هاي اقتصادي دولت آمريكا به حكومت بعث عراق و صدام تحت عنوان «جنگ و روابط اقتصادي آمريكا با عراق» پرداخته شده است. اين دو كشور كه در سال‌هاي قبل از جنگ تحميلي، داراي كمترين روابط اقتصادي بوده‌اند، در كوتاه مدت به آن حجم و سطح از روابط اقتصادي مي‌رسند كه كشور آمريكا را به يكي از اصلي‌ترين كشورهاي شريك‌ اقتصادي عراق مبدل مي‌سازد. كمك‌هاي اقتصادي و نظامي آمريكا، كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي جهان كه عمدتأ با هماهنگي و يا با بي‌طرفي يكجانبه آمريكاييان در مقابل عراق، صورت مي‌پذيرفت، از جمله موضوعات مهمي هستند كه در يك مجموعه مستند و متقن در اين فصل مورد مداقه قرار گرفته‌اند.

ششمین فصل كتاب تحت عنوان «آمريكا و عراق در تعامل اطلاعاتي» به چگونگي ايجاد و توسعه روابط اطلاعاتي آمريكا با عراق در آخرين سال‌هاي دهه 70 و تمامي سال‌هاي دهه 1980م، پرداخته است. اين رابطه در يك دوره زماني بسيار كوتاه، به حجمي از وسعت و اندازه كاري مي‌رسد كه باعث مي‌شود حكومت بعث عراق، خيلي زود تمامي منافع خود در طول جنگ را فقط در گرو اين روابط ببيند. تمامي مستندات گردآوري و ارائه شده مؤيد اين واقعيت مهم هستند كه حكومت بعث عراق بدون برخورداري از اين همكاري، به هيچ وجه قادر به ادامه جنگ نبوده و ملزم به شكست مي‌گرديد. در پايان اين فصل نيز، روز شمار تعامل اطلاعاتي آمريكا و عراق تدوين و مطرح شده است.

نام هفتمین يا آخرين فصل اين كتاب، «هشت سال دفاع مقدس» ناميده شده است. بررسي تحولات و رخ داد‌هاي اين ‌مدت و همچنين، نقشي كه هر يك از دو كشور آمريكا و عراق در آن دوران ايفاء نموده‌اند، همراه با روز شمار دفاع مقدس در طول اين مدت، مهم‌ترين موضوعات و مباحثي هستند كه در اين فصل به آنها پرداخته شده است. در اين فصل، تلاش شده تا با گردآوري و ارائه جدي‌ترين دلايل و قوي‌ترين مستندات كه عمدتأ برگرفته از كتب و مدارك به رشته تحرير درآمده توسط نويسندگان آمريكايي و اروپايي است، اثبات كننده حضور آشكار آمريكاييان در تمام سال‌هاي دفاع مقدس و به ‌خصوص سال پاياني جنگ تحميلي ‌مي‌باشد.

يكي از مهم‌ترين نكات و موضوعاتي كه در طول اين چند فصل در خصوص روابط آمريكا با عراق، قابل تعمق بوده و به اثبات نيز رسيده است، سرعت رو به رشد و توسعه روابط دو كشور در حوزه‌ها و زمينه‌هاي مختلف كاري است كه دلالت بر تمايل و اراده رهبران اين دو كشور دارد. همانگونه كه قبلأ هم مورد اشاره قرار گرفت، وجه مشترك اين رهبران و سياستمداران «مخالفت با نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران» در منطقه بود. اين مجموعه از فعاليت‌هاي جانبدارانه دولت آمريكا در طول هشت سال دفاع مقدس، تحت شرايطي اجرائي مي‌گردد كه اولأ آمريكايي‌ها از ابتداي جنگ، دايه بي ‌طرفي داشتند. در ثاني، براساس توافقات انجام شده در قرارداد الجزاير كه در تاريخ 29 دی 1359 برابر با 19 ژانویه 1981، بين نمايندگان دو كشور ایران و آمریکا امضاء شده بود، آمريكاييان به استناد بندهاي مندرج در آن توافقنامه، موافقت كرده بودند كه در امور جاريه ايران دخالت ننمايند. همچنين، آمريكاييان قانونأ موظف بودند كه هيچگونه تحريمي را عليه كشور ايران به مرحله اجراء در نياورند، اما آنها خيلي زود تحريم‌هاي ثانوي را در ارتباط با كشور ايران اجرائي نموده و تا پايان جنگ و بعد از آن نيز ادامه دادند.

در پايان، بر اينجانب فرض است كه از تمامی نخبگان، فرهیختگان، رزمندگان، اساتید، صاحبان قلم و اربابان جراید که در تألیف و گردآوری این مجموعه بنده را یاری فرموده‌اند، به خصوص امير رياست محترم هيأت معارف جنگ شهيد سپهبد علي صيادشيرازي، سرتيپ ستاد ناصر آراسته که ضمن واگذاری نظرات و تجربیات خودشان، گام به گام در جمع بندی نتایج پژوهش و مطالعات انجام شده، اینجانب را مورد راهنمائی قرار دادند و همچنین، امير سرتيپ بازنشسته سيد ناصر حسيني که در مراحل مختلف کار با ارائه دیدگاه‌‌های عملی خود بنده را یاری فرمودند، تشکر و قدردانی به‌ عمل آورده و سپاسگزاری مخصوص خود را خدمت تمامي صاحب‌ نظران و مسئولان حوزه دفاع مقدس تقديم ‌نمايم که با راهنمايی و همکاری‌هاي بی‌شائبه خودشان، شاگرد نوازي نموده و اينجانب را در انجام این رسالت بزرگ یاری فرمودند.

از محضر خداوند متعال مسئلت مي‌نمايم كه اگر براي انجام اين تكليف، اجري در نظر گرفته ‌شد، آن هم از سوي اين بنده كمترين، خالصانه پيشكشي باشد به ساحت مقدس حضرت امام خميني(ره) و تمامي رزمندگاني كه به تأسي از فرامين رهبر و امام(ره) خويش در آن سال‌هاي پر از حادثه، مشقت‌ها و مصايب را تحمل نموده‌ و برگ زرين ديگري به مجموعه افتخارات جمهوري اسلامي ايران افزودند. همچنين، اجر حاصله از نوشتن اين كتاب را خالصانه تقديم مي‌نمايم به ساحت مقدس پدر بزرگوارم، مرحوم حاج ابوالقاسم عسگري و مادر گرانمايه‌ام، اين ذات قابل احترام و تكريم، ذريه حضرت ختمي مرتبت(ص) حاجيه خانم افجة كه تمامي زندگاني و توفيقات احتمالي خويش را مديون آنها هستم و همچنین، همسر و فرزندان عزیزم که با صبر و تحمل، شرایطی را برای اینجانب به‌ وجود آوردند که در نهایت منجر به توفیق تألیف و تدوین این کتاب گردید. ان‌شاالله               

  و منالله التوفيق؛

   شاداب عسگري 

 

 

منبع: مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی، عسگری، شاداب، 1393، ایران سبز، تهران

 

1- Central Intelligence Agency

2- Defense Intelligence Agency.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده