عبور از سيروان (68)
تصرف ملندو و كمرماموله با سقوط قلة شمشي بلندترين و مهمترين ارتفاع مرزي ايران در مرز نوسود آزاد گرديد و موفقيت بزرگي به دست آمد اما دشمن در ملندو و كمرماموله استحكامات فراواني داشت و در اين محدوده مقاومت ميكرد. ملندو يا ملههندو گردنهاي است در مرز كه آن زمان جادهاي خاكي از آن ميگذشت و ارتباط بين نوسود به روستاي كوچك مرزي دزاور را برقرار كرده و سپس به سمت طويلة عراق امتداد مييافت. يك جادة كوهستاني صعبالعبور به طرف دكل مريوان و اورامان تختدر گردنه از جادة نوسود منشعب ميشد. همچنين جادهاي كه ارتباط نودشه به دزاور را برقرار ميكرد، از گردنة ملندو عبور ميكرد، به همين دليل گردنه را به نام سهراه ملندو يا گاهي چهارراه ملندو ميناميدند. اين گردنه چون قابل عبور براي خودرو و ادوات زرهي بود، دشمن در آنجا استحكامات زيادي ايجاد نموده و انبار مهمات خود را در غرب گردنه احداث كرده بود.

از طرفي روستاي مرزي دزاور هم در غرب اين گردنه و در حدود 2 كيلومتري شهرك الطويلة عراق قرار داشت. قلة شمشي زماني داراي ارزش نظامي است كه ملندو و گردنة منتهي به نوسود در اين محور در كنترل آن نيرو باشد. بنابراين با تصرف اين گردنه و ارتفاع كمرماموله كه بر اين گردنه اشرافيت دارد، فتح قلة شمشي اهميت پيدا مي‌كرد و عمليات استقرار در نوار مرزي تكميل مي‌شد. مأموريت تصرف ملندو و كمرماموله به گروهان يكم و سوم محول شد. به سرعت نيروي مأمور حمله را سازماندهي و آماده كرديم. چون زمان دقيق اجراي مأموريت مشخص نبود يك هفته‌اي بعد به مرخصي رفتم. در اين فاصلة زماني فرمان آغاز عمليات صادر مي‌شود. يك دستة تقويت شده مركب از افراد برگزيدة گروهان يكم و گروهان سوم مأمور تصرف كمرماموله و ملندو مي‌شود كه فرماندهي آن را ستوان‌سوم نريمان حيدري به عهده داشته و گروهبان نيي‌شاه‌كرمي او را ياري مي‌كند. يك دستة ادغامي از دو گروهان نيز در احتياط قرار مي‌گيرد. اين نيرو از جناح شرقي و از روبه‌رو حمله را آغاز مي‌كند كه به علت شيب تند كوه، استقرار دشمن در مواضع مستحكم و تسلط بر نيروهاي خود در ابتدا به كندي پيش مي‌رود و در نزديك هدف زير آتش دشمن زمين‌گير مي‌شوند. فشار همزمان نيروهاي خودي از طرفين (مره سور از شمال و قلة شمشي از جنوب) عرصه را بر دشمن تنگ مي‌كند. نيروي عراقي كه خود را در محاصره مي‌بيند و تدارك و تقويت آن از طرف طويله دشوار مي‌شود، تا حدودي مقاومت مي‌نمايد تا تجهيزات عمدة خود را به عقب تخليه نموده و سپس عقب‌نشيني نمايد. گروهبان نبي‌شاه‌كرمي فرمانده گروه جلودار مي‌گفت چندين ساعت زير آتش شديد عراقي‌ها زمين‌گير شديم و قادر به پيشروي نبوديم اما يك‌باره آتش سلاح‌‌هاي سبك قطع شد. با احتياط جلو رفتيم تا به مواضع تخليه شدة عراقي‌ها رسيديم و بر ارتفاع كمرماموله و گردنه و سه‌راهي مسلط شديم. دشمن ابتدا تا دروازة شهر الطويله عقب‌نشيني نمود اما دوباره نيروي تأميني و خط دفاعي آن جلوتر آمده و مواضعي را نزديك به نيروهاي خود اشغال نمود.

هنوز چند روزي از استقرار نيروها در مواضع جديد نگذشته بود كه از مرخصي بازگشتم و بلافاصله مأموريت يافتم تا خط دفاعي ملندو ـ كمرماموله و مره سور را تحويل گرفته و عناصر گروهان سوم را رها نمايم.

آزادسازي شهر نوسود

بخش مرزي نوسود از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي حوزة فعاليت و اقتدار گروه‌هاي ضدانقلاب دموكرات و كومله بود. بعد از غائلة پاوه در اواخر مرداد ماه 58 و ورود يگان‌هايي از ارتش به منطقه آرامش نسبي برقرار گرديد اما در اواخر زمستان سال 58 مبارزة ضدانقلاب و درگيري‌ها شدت يافت و در اوايل سال 59 با خلع سلاح پاسگاه ژاندارمري و عناصر نيروي مخصوص، اقتدار دموكرات‌ها بر نوسود قطعي شد و با نفوذ عناصري از ديگر گروهك‌هاي ضدانقلاب، اين بخش عملاً از كنترل دولت جمهوري اسلامي خارج گرديد. از تاريخ 24/10/59 با پيشروي نيروها تا شيخان و نروي آزادسازي اين بخش آغاز گرديد و با آزادسازي نودشه قسمت عمدة بخش به تصرف نيروهاي جمهوري اسلامي درآمد اما هنوز شهر نوسود مركز بخش كه تا مرز چند كيلومتر بيشتر فاصله نداشت، در كنترل ضدانقلاب بوده و نيروهاي عراقي هم در نقاطي از شهر حضور داشتند. با سقوط ارتفاع مهم شمشي كه بر شهر نوسود مشرف است، نيروهاي رزمندة جمهوري اسلامي ايران به سمت نوسود پيشروي نموده و مقاومت جزيي نيروهاي عراقي و ضدانقلاب را كه در پي از دست دادن ارتفاعات حساس مرزي احساس خطر كرده و در حال تخلية مواضع خود بودند، در هم شكسته و وارد شهر شدند. نيروهاي عراقي به روستاي كوچك مرزي شوشمير عقب‌نشيني كردند.

با استقرار ژاندارمري در پاسگاه مركزي نيروهاي ارتش و بسيج پس از چند روز شهر را ترك كردند. گرچه همين امر باعث نفوذ مجدد ضدانقلاب در شهر نوسود شد اما ديگر عراقي‌ها به نوسود بازنگشتند.

خبر فتح نوسود در صدر اخبار راديو و تلويزيون و ديگر رسانه‌هاي جمعي قرار گرفت. آزادسازي شهر نوسود مركز بخش مرزي پاوه مهم و از نظر سياسي و نظامي با اهميت بود، به طوري كه مورد توجه رسانه‌هاي خارجي هم قرار گرفت. اين شهر مرزي حدود دو سال و نيم در كنترل عناصر ضدانقلاب و حدود ده ماه ميدان تاخت و تاز متجاوزين بعثي بود. اينك نيروهاي مسلح كشور با انهدام قواي بعثي و دموكرات‌ها پيروزمندانه وارد شهر شده و دشمن را تا مرز عقب رانده بودند. مصاحبه‌هايي با تعدادي از مسئولين به عمل آمد و هر يك اهميت اين پيروزي را از ديدگاه خود بيان نمودند.[1] هر چند تبليغات زيادي به عمل آمد و گزارش فتح قلة شمشي و آزادسازي شهر نوسود به اطلاع عموم رسيد اما چون محور پاوه ـ نوسود يك جبهة فرعي حساب مي‌شد و فرماندهان و مسئولين سياسي به شدت درگير جبهه‌هاي جنوب و جبهة مياني بودند، به نظر مي‌رسيد اهميت اين فتوحات مهم كمتر مورد دقت و بررسي قرار گرفته است.

نيروهاي مجهز بعثي كه با فراغت بال و آرامش خاطر به كمك دموكرات‌ها بر نقاط مرتفع و كليدي بخش مرزي نوسود مسلط شده بودند؛ استحكامات و مواضع آتش متعددي تهيه ديده و با استقرار نيروي قابل توجهي كه چندين برابر نيروهاي خودي تخمين زده مي‌شد، امكان دستيابي نيروهاي ايراني به مواضع خود را به حداقل رسانيده بودند. زماني كه ما به سنگرها و استحكامات عراقي‌ها دست يافتيم و ذخاير مهمات و سكوي آتش ادوات زرهي آنها را ديديم، پي به اهميت كار رزمندگان برديم. نيروي‌هاي تك‌ور ايراني با استعداد كمتري از دشمن و سلاح و تجهيزاتي ضعيف‌تر و با پشتيباني آتش زمينی و هوايي غير قابل مقايسه با پشتيباني آتش عراقي‌ها، اما با ايمان و اراده‌اي برتر نيروي مجهز و مسلط عراقي را از داخل كشور تا پشت مرزها بيرون راند و بر قلة مهم شمشي و سه‌راهي ملندو مسلط شدند. فرماندهان و رزمندگان اين جبهه مأموريت محوله را به نحو مطلوب به انجام رسانيدند؛

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹۱، ایران سبز، تهران

 


[1]ـ سرهنگ‌2 هاشميان فرمانده گروه رزمي 139 و فرمانده وقت عمليات مشترك پاوه دربارة عمليات آزادسازي نوسود چنين اظهار داشته است: «دشمن استحكامات و سنگرهاي محكمي در منطقه ساخته بود و آنچه كه موجب پيروزي ما شد، ايمان و انسجام كامل تمام نيروها اعم از ارتش، سپاه، ژاندارمري، نيروهاي مردمي، هوانيروز و نيروي هوايي بود. تنها در يكي از ارتفاعات نيروهاي دشمن 8 برابر نيروهاي ما استعداد داشت كه در يك عمليات هماهنگ حدود 120 نفر از آنها به اسارت قواي ايران درآمد و طي دو مرحله نبرد، 270 نفر از آنان به هلاكت رسيدند. عمليات طرح روح‌الله در دو مرحله انجام گرفت. مرحلة اول از تاريخ 11/4/60 آغاز شد و 5 روز ادامه داشت كه طي اين مدت نيروهاي عراقي با ضد حمله‌هايي كه تمامي آنها منجر به شكست شد و با دادن تلفات مجبور به عقب‌نشيني شدند. طي اين مراحل انواع سلاح‌ها و مهمات و وسايل مخابراتي از ارتش عراق به غنيمت گرفته شد. مرحلة دوم با تصرف ارتفاعات مشرف بر نوسود انجام گرفت و سپس عمليات پاكسازي نوسود آغاز شد كه در تاريخ 17/4/60 پس از خنثي كردن تمامي ميدان‌هاي مين و عبور از موانع گوناگون نوسود به تصرف رزمندگان ايران درآمد.»

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده