عبور از سيروان (67)
تصرف قله شمشي پس از تصرف دو ارتفاع كاوهزهرا و مره سور، عناصري از نيروهاي محلي پاسداران پايگاهي در «هاوارماما» در جناح راست پايگاه گروهان ما در كاوه زهرا ايجاد كردند. اين محل با نيروهاي دشمن فاصلة زيادي داشت اما براي پوشش جناح و نگهداري نيرو به صورت احتياط مؤثر بود. تلاش دشمن هم براي دستيابي مجدد به اين نقاط به علت شيب زياد بيفايده بود. بنابراين استقرار نيروها بر روي مواضع جديد تثبيت گرديد.

به دنبال اين موفقيت آقاي كاظمي و همكاران وي در سپاه پاوه طرح تصرف قلة مهم شمشي(2200 متر) و ملندو(مله‌هندو) را در دستور كار خود قرار داده و با مراجعات مكرر به كرمانشاه و از طريق برادر بروجردي فرمانده سپاه ناحيه غرب (منطقة 7 سپاه پاسداران) موافقت فرماندهي منطقة غرب نزاجا را براي شركت گروه رزمي 139 و عناصر تحت امر در عمليات جلب نمودند. با ابلاغ دستور فرماندهي منطقه غرب به فرمانده گروه رزمي 139 شاهد تحركات بيشتر مسئولين سپاه بوديم؛ به طوري كه «ابراهيم همت» به كرّات به ستاد گردان و ستاد عمليات پاوه مراجعه كرده و در ارتباط بودند تا طرح عمليات را تهيه و نيروهاي شركت كننده در عمليات را تعيين نمايند. همت كه معمولاً با شلوار كردي و لباس كار ظاهر مي‌شد، به طور جدي طرح را پيگيري مي‌كرد. او و كاظمي توانستند سرهنگ ابراهيم‌زاده را تشويق به همكاري بهتر و اختصاص نيروي بيشتري براي شركت در خط هجوم نمايند. آمار و استعداد گروهان‌هاي گردان 139 تقريباً به حد جدول سازمان رسيده بود و توان رزمي نسبتاً خوبي داشتند، اما يگان جديدي به گردان اضافه نشده بود و با توجه به وسعت خط دفاعي، برداشت نيرو براي گردان دشوار بود و در صورت تلفات و ضايعات زياد، جايگزيني نيرو به سهولت امكان‌پذير نبود. بنابراين فرمانده گردان براي برداشت نيرو و شركت در عمليات تهاجمي محدوديت داشت و دست به عصا راه مي‌رفت. سپاه پاسداران پاوه گرچه نيروي بسيجي زيادي جذب مي‌كرد و از نظر نيروي انساني كمبودي نداشت اما شخص كاظمي و ديگر مسئولين سپاه به كارايي بهتر سربازان آموزش ديده و با تجربه واقف بوده و سعي داشتند از ارتش نيروي بيشتري همراه بسيجيان باشد. استعداد نيروهاي بسيجي و پاسداران به طور دقيق مشخص نبود و چون در جريان كامل مراحل طرح‌ريزي نبودم، تعداد گروهان‌هاي بسيجي، سازمان و آرايش آنها را نمي‌دانستم؛ مگر اطلاعاتي شفاهي و يا آن چه را به ظاهر مي‌ديدم. اما از گروه رزمي 139، يك گروهان خط‌شكن و يك گروهان احتياط تعيين و آتشبار توپخانه 105 ميلي‌متري رسدهاي توپ 155 ميلي‌متري و دسته خمپاره‌انداز 120 ميلي‌متري گردان نيز نقش مهم و كارساز خود را براي تهية آتش پشتيباني به عهده داشتند. عمليات در تاريخ چهارم تير ماه سال 60 آغاز گرديد. چند روز قبل از آغاز عمليات سرهنگ حسين هاشميان كه از طرف فرمانده تيپ 84 به فرماندهي گردان 139 انتخاب شده بود، وارد پاوه شد. بنابراين هر دو فرمانده قديم و جديد گردان در صحنة عمليات حضور پيدا كردند. آقاي كاظمي كه ديدگاه فرماندهي خود را در دامنة كوه اورامان‌تخت و متكي به ارتفاعي صخره‌اي مشرف بر صحنه عمليات تعيين كرده بود، سرهنگ ابراهيم‌زاده و سرهنگ هاشميان را به همراه خود به آن نقطة مرتفع برد و از آنجا عمليات را هدايت كردند. گروهان دوم گردان 139 به فرماندهي ستوان‌يكم عسگر نيازي به لحاظ اينكه با خط مقدم درگيري نداشت، براي شركت در خط يكم هجوم سازماندهي و آموزش داده شد. گروهان‌يكم نيز ضمن حفظ مواضع «بنيجه‌جر» و «كاوه‌زار» در احتياط قرار گرفت. نيروهاي بسيجي و گروهان دوم روز قبل به صورت نفوذي به قلة شمشي نزديك شده و در موضع تك مستقر شدند. شب عمليات نيروهاي بسيج پس از اقامة نماز و خواندن دعا و توسل حمله را آغاز مي‌نمايند و درگيري آغاز مي‌شود. با وجود تلاش فراوان در اثر اشراف دشمن تلفاتي به بسيجيان وارد مي‌شود و ناچار به عقب‌نشيني مي‌شوند. در ادامة عمليات گروهان دوم گردان 139 به صورت يك‌پارچه و يك گروه تقويت شده از گروهان يكم وارد عمل شده و با كمك بقية بسيجيان و پشتيباني آتش توپخانه و خمپاره‌انداز از چند جهت پيشروي به سوي قله را آغاز مي‌كنند؛ مقاومت دشمن را در هم شكسته و بخشي از هدف را تصرف مي‌نمايند. عراقي‌ها يك روز بر روي كلّه‌قندي دوام آوردند ولي با نزديك شدن نيروها به مواضع دفاعي آنان شبانه ناچار به تخلية ارتفاع كله‌قندي كه دنبالة شمالي قلة شمشي است شدند. اين عمليات مهم كه پاسداران آن را طرح «روح‌الله» نامگذاري كردند، در چند مرحله اجرا شد. روزهاي چهارم، يازدهم و هفدهم تيرماه روزهاي شدت عمليات بود و در طول اين ايام و روزهاي بعد درگيري و پاتك‌هاي ناموفق عراقي‌ها مداومت يافت تا سرانجام قواي بعثي از دست‌يابي مجدد به عوارض حساس مأيوس و آرام گرديدند.

بدين‌ترتيب مهمترين موضع عراقي‌ها از نظر ديد و تير و اشراف بر منطقه فتح شد. نيروهاي خودي با دفع پاتك‌هاي دشمن و كشتن و به اسارت درآوردن تعداد زيادي از آنان توانستند هدف متصرفي را تحكيم و تثبيت نمايند و مقدار قابل توجهي سلاح و تجهيزات نيز از دشمن به غنيمت بگيرند. با تصرف قلة شمشي نيروهاي ايراني وارد نوسود شدند و به تسلط عملي دو و نيم سالة گروه‌هاي مسلح ضد جمهوري اسلامي خاتمه دادند.(از بهمن 57 تا تير ماه 60 عملاً گروه‌هاي مسلح غيرقانوني براين شهر تسلط داشتند.)

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده