شهید صیاد شیرازی در: خاطرات امیر سرتیپ دوم دکتر ابوالقاسم کیا (7)
در تابستان ۱۳۷۱ شهید صیاد تصمیم گرفت که هیئت بازرسی خدمت حضرت آیتالله باریکبین نماینده محترم ولیفقیه و امامجمعه قزوین برسد. لذا اقدامات لازم انجام و یک دستگاه اتوبوس از طریق ستاد کل آماده و اعضاء منتخب سوار بر اتوبوس شده بودند،

مدتی اتوبوس در خیابان مقابل ساختمان اصلی ستاد کل متوقف شد، تعدادی از اعضاء هیئت بازرسی چندین بار به من اصرار کردند که بروید به تیمسار صیاد شیرازی اطلاع بدهید که اتوبوس آماده است و من این کار را در دو مرحله انجام دادم، اما دیدم در لحظه‌ای که ایشان می‌خواستند از دفترشان خارج شوند به ساعت خود نگاه کردند و بعد خارج شدند. این به آن معنا بود که ایشان زمان را برنامه‌ریزی کرده بودند و در رأس ساعتی که موردنظرشان بود باید اتوبوس حرکت می‌کرد، این کار انجام شد و خود ایشان هم در صندلی پشت سر راننده اتوبوس نشستند و من به منظور یادداشت برداری از مطالب وی در صندلی پشت سر ایشان نشستم.

قصد من از بیان این خاطر وقت‌شناسی ایشان و برنامه‌ریزی و دقت نظر در رأس ساعتی که باید خودرو حرکت کند و در رأس چه ساعتی در محل موردنظر حضور یابد، می‌باشد که ( درس بسیار بزرگی ازلحاظ وقت‌شناسی و برنامه‌ریزی بود ).

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده