شهید صیاد شیرازی در: خاطرات امیر سرتیپ دوم دکتر ابوالقاسم کیا (5)
هیئت بازرسی پس از انجام بازرسی از توان رزمی یگانهای مستقر در کرمان شب با یک فروند هواپیمای سی - ۱۳۰ عازم مشهد مقدس گردید. شهید صیاد در کابین خلبانان نشسته بود، هواپیما پس از برخواستن از بانه پرواز و حدودا یک ربع ساعت که پرواز کرده بود. ناگهان در یکلحظه در انتهای هواپیما جرقه بسیار پرنوری مشاهده گردید و دیگر تکرار نشد. سکوت خاصی در بین اعضاء هیئت ایجادشده و همه شدیدا نگران شده بودند، عناصر فی موجود در هواپیما خیلی تلاش کردند تا عیب ایجادشده را پیدا کنند اما موفق نشدند. ظاهراً نشاندهندههای هواپیما هم چیزی را نشان نمیداد .

جناب آقای دکتر حیدرپور ( سرتیپ پاسدار حیدرپور ) با یک کیسه پلاستیکی شروع به جمع‌آوری صدقات نمود و همه اعضاء هیئت مبالغی را به‌عنوان صدقه در داخل کیسه انداختند و وقتی از پنجره­های هواپیما هم که بیرون را نگاه می‌کردیم هیچ نوع نور چراغی از داخل کویر دیده نمی‌شد . ( هواپیما در مسیر کرمان – مشهد از روی کویر نمک می‌گذرد.) در این شرایطی که سکوت خاصی در بین اعضاء هیئت ایجادشده بود، شهید از کابین خلبانان خارج و به جمع اعضاء پیوست. در کنار دست من سردار اسماعیل قربانی نشسته بود. او گفت که حتما شهید از ماجرا مطلع است و به جمع ما پیوسته ‌است. شهید چهره‌ای بشاش داشت و نگرانی در چهره او مشاهده نمی‌گردید، من که نزدیک ایشان بودم، سؤال کردم؛ مورد خاصی وجود دارد؟ گفت: توکل بر خدا کن و دعای فرج را زمزمه کن، انشاء الله اتفاقی نخواهد افتاد. همین‌طور هم شد و هواپیما در فرودگاه مشهد به‌سلامت فرود آمد و هنگامی که درب عقب هواپیما ( درب مربوط به پیاده شدن افراد ) را باز کردند ؛ متوجه شدند که نقص فنی ایجادشده مربوط به دستگاه بالابرنده این درب بوده است، شهید پس‌ازاینکه ببه همراه هیئت حضور در محل تجمع پیش‌بینی‌شده پادگان لشکر ۷۷ پیاده خراسان حضور یافت ؛ بلافاصله دو رکعت نماز شکر بجا آوردند و به تأسی از ایشان اکثر قریب به‌اتفاق اعضاء هیئت هم همین عمل را انجام دادند .

شهید بزرگوار با این رفتار خردمندانه­اش چنان در همراهان تأثیر گذاشته بود که همگی سعی می­کردند پس از هر مأموریت در محلی مناسب نماز شکر بجا آورند و با وضو باشند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده