هفتمین فصل غزل (36)
باآنکه گلولهاش تنم را بوسید خون زد شتک و پیرهنم را بوسید آنقدر گلوله بر تن خصم زدم تا خم شد و خاک وطنم را بوسید

رباعی‌ها

محمدرضا سهرابی نژاد

1

در معرکه‌ها جنون گرفتیم چو تيغ

صدبار وضو به خون گرفتیم چو تيغ

هنگامه طوفان خطر، صاعقه وار

جان از تن خصم دون گرفتیم چو تیغ

2

تیغیم که در فراز، رعب‌انگیزیم

هنگام فرود خون دشمن ریزیم

بی پشت بود جوشن ما وقت نبرد

یعنی که نیامدیم تا بگریزیم

3

باآنکه گلوله‌اش تنم را بوسید

خون زد شتک و پیرهنم را بوسید

آن‌قدر گلوله بر تن خصم زدم

تا خم شد و خاک وطنم را بوسید

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده