هفتمین فصل غزل (34)
عشق آمد و اعجاز تو را دید در آتش موجی زد و بیواسطه تابید در آتش

اعجاز و آتش

محمود سنجری

عشق آمد و اعجاز تو را دید در آتش

موجی زد و بی‌واسطه تابید در آتش

در حلقه قدس پریان، هم‌نفس عشق

خورشید نگاه تو درخشید در آتش

خون جوش زد و دایره در دایره چون موج

آوازه چشمان تو پیچید در آتش

آنگاه به تعریف جنون روح تو برخاست

دستی زد و چرخی زد و رقصید در آتش

هم‌سنگرت، ای شاهد تسبيح ملائک!

بیتابی پرواز تو را دید در آتش

گریان چه باشیم که در هر گذر شهر

تصویر شهیدی است که خندید در آتش

آتش نفسانی که گذشتند و سرودند:

کاین فطرت عشق ست، درآیید در آتش

صبح است ولی در دلم آشوب غریبی ست

چون سوختن قلعه خورشید در آتش

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده