عبور از سيروان (51)
حركت به روستاي نروي (2) با استقرار ما در روستا بارندگي هم شروع شد و كمكم شدت گرفت. نزديك ساعت 8 شب يك نفر از جانب آقاي كاظمي نزدم آمد و گفت فرماندار شما و فرمانده گروهان دوم را خواسته است تا در جلسهاي شركت كنيد. راهنما مرا از ميان كوچهها و زير باران شديد به ساختماني در حاشية روستاي نروي هدايت كرد. آقاي كاظمي، همت، فرمانده گروهان سپاه و چند نفر ديگر از مسئولين سپاه در اتاق عمليات نشسته بودند. يك مركز مخابرات برقرار و دكلهاي بيسيم از قبل نصب شده بود. حضور گروه عمليات سپاه، آماده بودن دستور كار مخابرات و ساير پيشبينيها حكايت از تجربة خوب فرماندهان سپاه ميكرد. ضمن پذيرايي مختصر آقاي كاظمي نحوة اجراي عمليات را تشريح نموده و ساعت حركت از روستا را 10 شب اعلام كرد و سپس نظر مرا جويا شد. در آن شرايط مشكلاتي وجود داشت و گرچه طرح آنها مانع از اجراي عمليات نميشد اما بيان آن براي پيدا كردن مناسبترين راهكار خالي از لطف نبود.

هنگام ورود به روستا با يك بررسي نظري و سريع، مناسب‌ترين مسير براي صعود و رسيدن به هدف «پ» را شناسايي كرده بودم و اينك مسير تعيين شده به وسيله آقاي كاظمي با آن فرق داشت. ايشان در پاسخ من گفت راهنمايان محلي از همين مسير شما را به هدف مي‌رسانند. مشكل بعدي ادامه و شدت باران بود كه با وجود ابرها و حالت آسمان سراسر منطقه، به نظر مي‌رسيد كه به زودي بارندگي قطع نشود و حتي تا صبح هم ادامه يابد. كاظمي گفت حالا صبر مي‌كنيم شايد بارندگي تمام شود. به ايشان و حاضرين گفتم با توجه به شيب كوه، فاصله تا هدف‌ها و سنگيني بار رزمندگان، ساعت 10 كمي دير است و ممكن است به موقع به اهداف نرسيم. ايشان قبول كردند كه ساعت 9 شب شروع حركت از روستا باشد. آقاي كاظمي فردي لايق، شجاع، باهوش و داراي تجربيات خوبي از عمليات گذشته بود. مشكلات را درك مي‌كرد اما او مانند هر فرمانده نظامي با اراده، نمي‌بايست تسليم آن شرايط نامساعد شده و بيش از حد احتياط كرده و ترديد به دل راه دهد؛ زيرا معطل كردن آن نيروها در روستا و تأخير در اجراي عمليات تأثير نامطلوبي در نتيجة كار داشت. از طرفي شرايط نامساعد هوا، غافلگيري دشمن را تسهيل مي‌نمود. عده‌اي خبرنگار و شخصي به نام «حداد‌عادل» هم وارد جلسه شدند. حداد‌عادل كه از كرمانشاه آمده بود، در سطح استان داراي موقعيتي بود و مورد احترام فرماندار. خبرنگاران قصد مصاحبه و پخش فرمان و رمز حمله را داشتند، ولي كاظمي به آنها گفت به موقع رمز عمليات ابلاغ مي‌شود و شما مي‌توانيد با فرمانده عمليات و ديگران مصاحبه كنيد، حالا بهتر است هيچ خبري ندهيد. سپس كاظمي براي همه آرزوي موفقيت نمود و با ذكر چند دعا جلسه را ترك كرديم. بيان اين نكته لازم است كه در آن زمان ما ارتشي‌ها چندان با رمز عمليات به نام ائمة‌اطهار يا ديگر اسماء مباركه آشنا نبوديم و رمزهاي ديگري كه از اعداد و اسامي عادي تشكيل مي‌شد استفاده مي‌كرديم و نام عمليات را هم معمولاً به نام زمين ميدان نبرد انتخاب مي‌كردند. آن شب هم مسئولين سپاه براي عمليات رمز و نامي تعيين كرده بودند كه در خاطرم نمانده.

اجراي عمليات

قرارگاه تاكتيكي فرمانده عمليات در دامنة ارتفاع بله‌بزن و نزديكي روستاي هيروي در جنوب رودخانة سيروان فعال شده بود و سرهنگ ايرج شهباز فرمانده عمليات به اتفاق سرهنگ محمود ابراهيم‌زاده فرمانده گردان 139 و ستاد قرارگاه از روبه‌رو عمليات را هدايت مي‌كردند. آن شب تا صبح و حتي تا حدود ساعت 11 روز بعد به علت شدت بارندگي، فاصلة زياد قرارگاه تا منطقه عمليات و موانع كوهستاني ارتباطي بين ما فرماندهان يگان‌هاي عمل كننده و فرمانده عمليات برقرار نشد و ما طبق برنامه و با هماهنگي فرماندار و فرماندهان پاسدار عمليات را آغاز نموديم.

در جلسة هماهنگي آن شب در اتاق جنگ راجع به تغيير در آرايش و سازمان رزم چيزي گفته نشد اما آقاي كاظمي و فرمانده پاسداران مأموريت يكي از گروهان‌هاي پاسدار را تغيير داد. به اين ترتيب گروهان سمت چپ يگان ما كه مي‌بايست هدف هـ (قلة شمشي) را تصرف نمايد، حذف گرديد و به جاي آن تعداد 40 نفر از پاسداران كه اكثراً از بوميان كرد منطقه بودند مأموريت يافتند تا همراه گروهان يكم به جلو بيايند و در نزديكي هدف گروهان ما به سمت چپ و جلو رفته و به قصد تصرف هدف هـ پيشروي نمايند. علت اين تغيير در سازمان و نيت آقاي كاظمي به طور دقيق معلوم نبود اما مي‌توان حدس زد كه ايشان و ساير همكارانش در سپاه به اين نتيجه رسيده بودند كه يك گروهان بسيجي نمي‌تواند در يك شب و در يك مرحله به قلة شمشي برسد. بنابراين چهل نفر از كردهاي بومي پاوه و ديگر افراد ورزيده و با تجربه را انتخاب و همراه گروهان ما كردند. گروهان يكم در آن شب با دو دستة پياده و رسد 81 ميلي‌متري از دستة ادوات عمليات را شروع مي‌كرد، زيرا يك دسته در احتياط بود كه به علت شدت بارندگي ترجيح دادم به دنبال گروهان حركت نكند بلكه بنا به دستور از مسير تعيين شده به جلو بيايند و قرار شد به محض قطع بارندگي آن دسته حركت نموده و خود را به يگان نزديك كند. فرماندهي اين دسته به عهده ستوان‌سوم نصرت‌الله كريمي بود.

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده