دفاع مقدس و ارتش در استان سیستان و بلوچستان (1)
سرهنگ بازنشسته جانباز غلامحسین زرگر در تاریخ 2/7/1341 در روستای سکوهه از توابع شهرستان هامون در استان سیستان و بلوچستان متولد شد. پس از طی مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه، در خرداد سال 1360 موفق به اخذ مدرک دیپلم و در همان سال در کنکور سراسری شرکت نموده و در دانشکده افسری پذیرفته شد که پس از 2 هفته آموزش به علت شرایط جنگ و نیاز شدید به افسر (فرمانده گروهان) به مرکز آموزش 01 کادر منتقل و بعد از یک دوره 4 ماهه فشرده جهت طی دوره مقدماتی پیاده به شیراز اعزام و در خاتمه به لشکر88 زاهدان اختصاص یافت.

بلافاصله در سال 1361 تحت عنوان گروه رزمی سلمان به منطقه غرب (میمک) رهسپار و بعد از مدتی به منطقه شمال‌غرب (مریوان) اعزام و تا پایان جنگ و بعد از پذیرش قطعنامه 598، به مدت 118 ماه حضور مستمر در مناطق عملیاتی که در این مدت 3 مرحله مجروح گردیده و به علت ابراز لیاقت و شایستگی دارای 6 فقره ارشدیت و ده‌ها تشویق در دستور نزاجا و قسمتی و 100 مورد لوح سپاس و تقدیرنامه در پرونده خدمتی دارا می‌باشد. در سال‌های 1378 ـ 1376 به مدت 2 سال جهت تأمین امنیت مرز به نوار صفر مرزی سیستان اعزام گردید.

در تاریخ 8/9/86 به دلیل جانبازی، به افتخار بازنشستگی نایل شد.

ایشان به دلیل علاقمندی به کار فرهنگی در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت برای نسل نوجوان و جوان، تاکنون تعداد 24 جلد کتاب خاطرات رزمندگان و زندگینامه شهدا و تعداد 5 جزوه آموزشی تدوین نموده و بیش از 500 مورد سخنرانی در دانشگاه‌ها، مدارس، مساجد، ادارات، یگان‌های نظامی و انتظامی، صدا و سیما و… داشته است.

 از دیگر فعالیت‌های ایشان می‌توان به روایتگری راهیان نور در مناطق عملیاتی به مدت 20 سال، جمع‌آوری اسناد و مدارک شهدای اجا در استان سیستان و بلوچستان، مدرس درس آشنایی با دفاع مقدس اشاره کرد و هم‌اکنون نیز به عنوان رئیس گروه معارف جنگ شهید سپهبد علی صیادشیرازی در استان سیستان و بلوچستان فعالیت دارد.

دیباچه

تاریخ روابط دو کشور ایران و عراق در چند دهه اخیر نشان می‌دهد که همواره بر سر خطوط مرزی بین دو کشور اختلاف وجود داشته است، تا آنکه «قرارداد1975الجزایر» در سال 1353 جهت رفع اختلافات بین ایران و عراق به امضاء رسید. بر اساس این قرارداد، وضعیت مرزهای زمینی و آبی کاملاً روشن شد و دو کشور همسایه متعهد شدند که به مفاد آن احترام بگذارند. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و برقراری نظام جمهوری اسلامی در یکی از حساس‌ترین نقاط جهان، منطقه ژئوپولیتیک خلیج فارس را دچار دگرگونی‌های اساسی نمود و با تقابل و فشارهای همه‌جانبه دولت آمریکا و دیگر کشورهای غربی مواجه گردید. تجاوز ارتش بعث عراق به جمهوری اسلامی در حقیقت کمک و همسویی با اهداف آمریکا در خلیج فارس محسوب می‌شود. آغاز جنگ تحمیلی از سوی عراق، مقابله عملی با انقلاب اسلامی به منظور از پای در آوردن نظام نوپای جمهوری اسلامی بود. سران رژیم عراق به پیروزی کوتاه‌مدت در جنگ امیدوار بودند و شرایط نظامی، اوضاع سیاسی، بحران‌های داخلی ایران، آمادگی ارتش عراق و اطمینان از پشتیبانی غرب به این امیدواری شدت بخشید. هرچند تجاوز گسترده عراق ابتدا با موفقیت‌هایی همراه بود، اما دیری نگذشت که شیرینی تجاوز برای حاکمان بغداد به تلخی شکست تبدیل شد. اهداف رژیم بعثی عراق در حمله به ایران را می‌توان در چند کلام خلاصه کرد:

الف) تسلط بر اروند و لغو یک‌جانبه قرارداد1975 الجزایر.

ب) تصرف استان زرخیز خوزستان و افزودن آن به خاک عراق (رژیم بعث همزمان با حمله به خوزستان، نقشه‌های جعلی بسیاری چاپ و توزیع کرد، که در آن به جای خوزستان «عربستان آزاد» نوشته شده بود).

ج) براندازی نظام جمهوری اسلامی در راستای اهداف آمریکا و کشورهای غربی.

د) تسلط بر منطقه شمالی خلیج فارس.

هـ) پر کردن خلأ ژاندارم منطقه به جای محمدرضا پهلوی، شاه ایران.

و) رهبری جهان عرب و…

البته عراق قبل از تهاجم سراسری به ایران، تحرکات گسترده‌ای در مناطق مرزی داشت که حاکی از آغاز تهاجمی وسیع بود. این اقدامات که از سال 1358 تا تجاوز سراسری 31 شهریور 1359 در طول خطوط مرزی در جریان بود، شامل تقویت پاسگاه‌های مرزی، احداث سنگرها و مواضع دفاعی، تحرکات و جابه‌جایی نیرو و امکانات، احداث جاده و حفر کانال، انتقال توپخانه به مرزها، تقویت نیروهای نظامی در طول مرز، تجاوز هوایی محدود، شناسایی مرزی و نفوذ به داخل خاک ایران، تیراندازی با سلاح‌های سبک و سنگین به پاسگاه‌های مرزی بود.

بررسی شرایط اصلی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و بویژه نیروی زمینی ارتش در آغازین روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با آن روبه‌رو بوده است، می‌تواند ما را به فهم عمیق‌تر و درک کامل‌تری از واقعیت‌هایی برساند که شالوده هشت سال از بحرانی‌ترین و مهم‌ترین برهه‌های تاریخ انقلاب اسلامی ایران را تشکیل می‌دهند. گرچه در این باب کتب فراوانی نگاشته شده است و مقالات متعددی به رشته تحریر درآمده است، لیکن با بررسی جامعی از پیشینه مکتوب دفاع مقدس و بویژه پس از مراجعه به پیشکسوتانی که روزگاری در کسوت سربازی جنگ، فرماندهی یگان‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را بر عهده داشته و تاریخ‌سازان و افتخارآفرینان این برهه از تاریخ انقلاب بوده‌اند، به وضوح درمی‌یابیم که واقعیت‌های بسیاری از این دوره یا ناگفته مانده است و یا کمتر به آنها پرداخته شده. واقعیت‌هایی که شرایط امروز و سرنوشت آینده این مرز و بوم لاجرم به آنها گره خورده است.

هجوم سراسری رسمی ارتشِ کاملاً آماده عراق به میهن عزیزمان در 31 شهریور 1359 زمانی صورت گرفت که ارتش جمهوری اسلامی ایران در شرایط سخت و بدی قرار داشت. در آن زمان، تنها نیروی نظامی سازمان‌یافته و با دانش نظامی بالا و تجهیزات مناسب، که انتظار می‌رفت بتواند از مردم و میهن دفاع کند، ارتش بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهاد نوپایی بود که با استعداد 15هزار تا 20هزار نفر مجهز به سلاح انفرادی تفنگ کلاشینکف و برابر وظیفه ذاتی ابلاغی، حفظ دستاورهای انقلاب اسلامی را بر عهده داشت و هنوز نمی‌شد روی آن حسابی باز کرد. مجموعه قوای انتظامی، بویژه ژاندارمری سابق که در مرزها مستقر بود، توان رزمی و تجهیزات مناسبی برای دفاع در برابر حملات سنگین دشمن را نداشت.

صدام حسین معدوم که تا روز 31 شهریور 1359 حدود 636 مورد تجاوز زمینی، هوایی، بمباران، غارت احشام مرزنشینان و… را در خاک میهن عزیزمان صورت داده بود، در 26 شهریور 1359 با لغو یک‌جانبه قرارداد مرزی و حسن همجواری 1975 الجزایر در مقابل دیدگاه مجامع بین‌المللی، زمینه را برای آغاز جنگی تمام‌عیار علیه ایران اسلامی آماده و با حمله سراسری جبهه‌ای به طول 1608 کیلومتر (آبی، خاکی و…) از جنوب‌شرقی آبادان، دهانه فاو تا دالامپرداغ مرز مشترک ترکیه، ایران و عراق تشکیل داد و بیش از 15هزار کیلومترمربع از خاک کشورمان را اشغال نمود. در چنین وضعیتی، عراق از 12 لشکر و 45 تیپ مستقل با پشتیبانی تعداد 5400 دستگاه تانک و نفربر، 800 عراده توپخانه صحرایی، 400 قبضه ضدهوایی و حمایت هوایی تعداد 336 فروند بمب‌افکن و 400 فروند بالگرد برخوردار بود و به جرئت می‌توان گفت هیچ نقص و کمبودی از نظر تجهیزات و نیروی انسانی نداشت. توان رزمی ارتش عراق در مقایسه با ارتش ایران نسبت برتری ده به یک و طبق برخی برآوردها پانزده به یک را نشان می‌دهد.

متأسفانه به رغم اینکه این حمله و آغاز درگیری بین ایران و عراق کاملاً قابل پیش‌بینی و تهدیدهای موجود کاملاً محسوس بود، لیکن تحلیل‌های نادرست و سیاست‌های خائنانه ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت ایران و اعوان و انصار وی در کابینه دولت، موجب شده بود که ایران به منظور دفع این تهاجم آمادگی لازم را نداشته باشد.

عمده‌ترین یگان‌های نیروی زمینی ارتش، که از همان نخستین روز نبرد با ارتش عراق درگیر شدند، لشکر92 زرهی خوزستان در منطقه جنوب و لشکر81 زرهی کرمانشاه در منطقه غرب و لشکرهای28 سنندج و 64 ارومیه در شمال‌غرب بودند.

در این روز، تبادل آتش میان طرفین، توپخانه نیروی زمینی مستقر در آبادان، کارخانه تولید گاز فاو در عراق را به آتش کشید. به علاوه، مواضع دشمن در امتداد ساحل جنوبی اروندرود زیر آتش سنگین نیروهای خودی قرار گرفت.

بر خلاف انتظار ستاد کل فرماندهی ارتش عراق، یگان‌های لشکر92 زرهی با استعداد رزمی زیر 50% شجاعانه در مقابل نیروهای عراقی ایستادگی نمودند و ارتش عراق مجبور شد نیروهای بیشتری را وارد خوزستان نماید. دشمن پس از تصرف پاسگاه فکه، در یک درگیری خونین، در مقابل دفاع دلاورانه یک گروه رزمی[1] از تیپ37 زرهی شیراز، به مواضع گروه رزمی مستقر در تپه ماهوری فکه حمله می‌کند، که با آتش دقیق و مقاومت شدید دلاورمردان ارتش مواجه شده و مجبور به عقب‌نشینی می‌گردد. گردان151 پیاده دژ خرمشهر در همان نخستین روزهای حمله چنان درس عبرت بزرگی به ارتش عراق داد که برای همیشه نادم شده و شاید راهی جز اقرار شکست نداشت. در این خصوص، باید یادی کنیم از:

  • سرلشکر شهید اسماعیل زارعیان که با چهار قبضه تفنگ106م‌م و تعداد 14 سرباز به مدت یک هفته در پل نو و نهر عرایض پیشروی یک لشکر عراق را سد و متوقف نمود.
  • ستوان وظیفه عبدالحمید انشایی، دیدبان شیاه‌کوه که یک تیپ عراقی را که به منظور تصرف ارتفاع شیاه‌کوه مشغول پیشروی بودند، با درخواست آتش بموقع توپخانه متوقف نمود.
  • شهید سپهبد قهرمان علی صیادشیرازی، که امروز عدم تجزیه کردستان به عنوان یک اقلیم، مدیون رشادت‌های او به عنوان فرمانده نظامی است، که همراه با رشادت‌های دو لشکر از نیروی زمینی ارتش و قهرمانان جان بر کف هوانیروز باعث سرکوب گروه‌های معاند ضدانقلاب کومله و دمکرات شد، که سعی داشتند باعث جداسازی کردستان گردند و برای همیشه از خاک ایران‌زمین تجزیه نمایند؛ ولی با فرماندهی شجاع و بی‌نظیر صیاددل‌ها تمام آمال و آرزوهای آنان از بین رفت و در جنگ تحمیلی نیز، بیش از 90% خاک اشغال‌شده ایران توسط ارتش عراق، با فرماندهی و طرح‌ریزی و مدیریت این شهید بزرگوار در طول یک سال آزاد گشت و به آغوش وطن بازگشت.

نیروی هوایی شجاع ارتش جمهوری اسلامی ایران در همان بعدازظهر 31 شهریور1359، با دفاع جانانه خویش، هراس را در دل دشمن ایجاد کرد. خلبانان قهرمان نیروی هوایی به استعداد 280 تن با تعداد 140 فروند بمب‌افکن و هواپیماهای شکاری رهگیر در 1 مهر 1359 با طلوع آفتاب به سمت کشور عراق پرواز کرده و شروع به بمباران تأسیسات حیاتی و منابع مهم عراق نمودند. جا دارد یادی کنیم از رشادت‌های بی‌نظیر خلبانان سید علی اقبالی دوگاهه، غفور جدی اردبیلی، عباس دوران، عباس بابایی و ده‌ها خلبان دیگر که ارتش عراق را نادم و پشیمان کردند و به آنها فهماندند که مرتکب اشتباه بزرگی شدند.

دریادلان نیروی دریایی، بخصوص یگان تکاور این نیرو، که از بوشهر نیز به جمع تکاوران خرمشهر ملحق شده بودند، چنان درس بزرگ تاریخی به نیروی دریایی عراق دادند که برای همیشه طومار آن در هم پیچیده شد و ظرف کمتر از 70 روز (7 آذر1359) چنان ضربه‌ای به آن وارد گردید که تا پایان جنگ زمین‌گیر شد و امام راحل(ره) این روز را به نام نیروی دریایی ارتش نامگذاری کردند.

یادی کنیم از رشادت‌های دریادار شهید محمدعلی صفا که در یک روز، 64 دستگاه تانک ارتش عراق را در خرمشهر شکار کرد و بزرگ‌ترین شکارچی تانک در جهان لقب گرفت.

دریادار شهید محمدابراهیم همتی فرمانده ناوچه پیکان که در عملیات غرورآفرین مروارید به شهادت رسید، ولی قبل از شهادت تجهیزات صدور نفت عراق روی سکوهای نفتی البکر و الامیه آسیب کلی دید و دیگر صدور نفت از طریق این سکوها ممکن نبود.

شهید دریادار خلبان صادق ترویجی که به هنگام مقابله با ناوگان دریایی متجاوز آمریکا بر اثر حملات هوایی دشمن با مقاومتی جانانه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

خلاصه اینکه ارتش جمهوری اسلامی ایران با تقدیم بیش از 48000 شهید، 23000 آزاده، 320000 جانباز، 2800000 رزمنده پایور و وظیفه به نحو شایسته و مطلوبی دِین و وظیفه‌اش را در دوران دفاع مقدس انجام داد و امروز سربلند نزد خدا، انبیاء و اولیاء الهی، ملت و رهبر خویش بوده و این بزرگ‌ترین افتخار یک ارتش وطن‌پرست و مردمی و انقلابی کشور می‌باشد.

 

منبع: دفاع مقدس و ارتش در استان سیستان و بلوچستان ، سرهنگ غلامحسین زرگر ، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1].یک گردان با قرارگاه هنگامی که یک گروهان تانک، آتشبار توپخانه صحرایی، آتشبار پدافند هوایی و… تقویت گردد، تشکیل گروه رزمی می‌دهد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده