جنگ و زندگی-8
جابه جايی يگان قطرههاي اشك از چشمان رزمندگان جاري بود. همديگر را در آغوش گرفته و ميبوسيدند. سپس يکايک تکاوران از زير کلام اله مجيد عبور کرده و سوار بر ماشين و راهي منطقه عمليات گرديدند. خودروهاي نظامي و اتوبوسها و سرويسهاي تندرو حامل نفرات منطقه را درنورديدند و در نزديك شهر گيلانغرب در آبادي كاسگران توقف نموده و افراد را پياده، وسائل را تخليه و پس از لختي استراحت منطقه عملياتي کاسگران را ترک كردند.

 

لحظه ديدار خورشيد از رزمندگان به پايان رسيد و از گرمي حرارتش کاسته‌شد گيسوان طلائيش را از دامنه ارتفاعات برآفتاب و دشت کاسگران خرامان خرامان برچيد!. رزمندگان تجهيزات را بر دوش گرفتند و با آرايش ستون به راه‌پيمائي تاکتيکي ادامه دادند. بيش از سه کيلومتر در دشت و دامنه ارتفاعات کاسگران پيشروي كردند. اين محل داراي زميني سنگلاخي و ارتفاعات سنگي بود. و بوته‌خارهاي و تک درختاني بلوط اين سو و آن سو ديده مي‌شد. بر حسب موقعيت مکان، ضروري شد كه در محلي سيم‌خاردار كشيده و حريم اردوگاه نظامي را مشخص نماييم.

فرماندهان را احضار و دستور استقرار داده شد. در فاصله 12 کيلومتري دشمن هستيم ممکن است هر آن از آتش توپخانه و يا از پرتاب موشک‌هاي پراكنده دشمن به ما آسيب وارد آيد. به هوشياري و مراقبت كامل از منطقه توجه نموده مواضع سلاح‌ها و تيربارها را پيش‌بيني نمايند، زاغه مهمات تهيه شود، نسبت به کندن سنگر حفره روباه به تعداد نفرات و همچنين نصب چادرهاي استراحت در ضد شيب اقدام گرديد.

واقعاً چقدر دلپذير بود لمس کردن هواي مطبوع فجر صادق كه تماشائي و ديدني است ناز كرشمه ابرهاي نقره فام، روزهاي پائيزي سال 1359 که دشت و قلل درخشندگي خاصي داشتند و نسيم بهشتي از هزار چم دامنه‌هاي قلاچه آبشاروار سرازير شده روح آشفته رزمندگان را نوازش مي‌داد. آهنگ موزون و ترنم ملکوتي طبيعت که سرشار از عشق هوس مستي است از لابلاي بوته‌ها مزروعي و درختان جنگلي گريز زد با روح ستيزه‌جوي رزمندگان برخورد ‌نمود. و غرور جواني آنها را به وجد ‌آورد.

گاهي خورشيد از دريچه سقف خيمه‌گاه چادرها وارد مي‌شد، پاورچين پاورچين پودر طلائيش را به سر و روي رزمندگان مي ريخت و … خنده کنان رقص‌کنان گرمي وجودش را بي‌دريغ ارمغان مي‌کرد و بر شادابي نشاط ما مي‌افزود.

عظمت زيبائي اين طبيعت بکر خود شکفته که جولانگاه هزاران گل‌هاي رنگارنگ و چرندگان مرزوق و همچنين مايه نشاط و نشانگر ميلياردها موجود زنده كه مداوم به ستايش و نيايش خلاقه اين زيبائي‌ها مشغولند. ما را به تسليم و رضا وا مي‌دارد. که جبين عرق ريز ستم‌کش را بر گُرده خاک گذارده و سجده عشق را به جا آوريم. دمي با يار محرم شويم و دل جانرا در اخلاص عمل گزاريم!

سرباز کرمي رابط مخابرات گردان داخل چادر شد پس از سلام و احترام نظامي گفت:

– قربان از ستاد عمليات فرماندهي با شما کار دارند.

– گوشي را گرفتم. سلام! من سرهنگ احمدي هستم. از رکن سه عمليات ستاد فرماندهي، پدربزرگ فرمودند. ضمن اينکه خسته نباشيد. جوجه‌ها به سوي آشيانه جديد پرواز دهيد. مواظب باش عقاب شکارشان نکند. آه، دلهره و سنگيني بار مسئوليت وجودم را فرا گرفت.

به فكر فرو رفتم. واي كه اگر توسط عقاب نيروهايم را بر اثر بي‌احتياطي و بي‌توجهي شكار گرديده، مجروح، شهيد و اسير شوند؛ چه مصيبت عظيمي است.

روزانه اغلب يگان‌هاي در خط پدافندي تعداد زيادي شهيد يا مجروح نصيبشان مي‌شد. زيرا مواضع پدافندي از استحکامات مهندسي برخوردار نبود. اصول استتار و پراکندگي رعايت نمي‌شد سقف سنگرها پوشش خوبي نداشتند کانال‌هاي تردد بين سنگرها و مواضع بطور استاندارد حفر نشده بود. در اين صورت اصابت تير مستقيم و ترکش گلوله‌هاي توپ و خمپاره به رزمندگان زياد بود.

 همچنين کمبود متخصصين با تجربه، کمبود امکانات مهندسي و لجستکي و عدم آگاهي از منطقه عمليات و موقعيت دشمن در خط باعث خسارات جبران ناپذيري مي‌شد.

آه … انبوهي از تشويش و نگراني وجود مرا احاطه کرده بود همانند يک غول وحشي و شرّافزون در روح من چنگ انداخته و مداوم حاله‌اي از سيماي رزمندگان عزيز به حالت مجروح و شهيد در نظرم خودآرائي مي‌کردند. گرداني که به من واگذار شده بود در پادگان بيستون کرمانشاه سازمان يافته و كاركنان آن، افراد مازاد سازمان رزمي ساير يگان‌ها بوده كه به منطقه آورده شده بودند و توان رزمي گردان مهدي بيش از 45% نبود. به همين جهت كلّ افراد گردان شامل 750 نفر پرسنل وظيفه احتياط 56  با اسلحه انفرادي ژ-3 5 نفر افسر جز و 11 نفر درجه‌دار کادر بدون تخصص و 5 دستگاه نفربر پي ام پي‌ا بود که روي برجک آن‌ها يک قبضه موشک ماليوتکا روسي و يک قبضه توپ 75 ميليمتري نصب شده بود. ضمناً يک نفر بر زرهي چرخدار لاستيکي و2 نفربر زرهي شني دار روسي به گردان واگذار شده بود. ما براي پرتاب موشک ماليوتکا و تيراندازي با توپ 75 ميليمتري نياز مبرم به پرسنل متخصص و فني و تيرانداز ماهر داشتيم . که اين گردان فاقد پرسنل با تجربه بود. و با چنين شرايطي بايستي يکي از گردان‌هاي زرهي با توان رزمي بالا و تحرک عالي را در خط تعويض نمائيم.

نيروهائي که در منطقه عملياتي جبهه غرب وجود داشت عبارت بودند از:

– يگان‌هاي لشگر 81 زرهي به فرماندهي سرهنگ پياده باوندپور كه قسمتي از جبهه غرب کشور در منطقه ازگله، باويسي، سرپل‌ذهاب، گيلانغرب و سومار را پوشانده بود.

– با استفاده از سربازان منقضي خدمت ل56  تعداد3 گردان جديد تشكيل و در مناطق عملياتي به شرح زير مستقر گرديدند:

1ـ گردان پياده اميد در منطقه عملياتي سرپل ذهاب

2ـ گردان پياده نور در منطقه عملياتي چم امام حسن و ارتفاعات بازي‌دراز

3ـ گردان پياده مهدي به فرماندهي سروان پياده سيد بهاءالدين پزشكي كه در منطقه عملياتي گيلانغرب (در دامنه ارتفاع برآفتاب و دشت ني‌پهن مقابل تنگ حاجيان.)

 همچنين در مجاورت گردان مهدي يگان‌هاي زير مستقر بودند:

4ـ گردان 285 تانک به فرماندهي سروان مجيد مردان‌پور و معاون گردان، سروان عبدالعلي پورشاسب

5ـ گردان 110 پياده از لشکر 77 مشهد به فرماندهي سرگرد پرويز حبراني

6ـ گردان ژاندارمري: که از مجموعه ژاندارمري منطقه گيلانغرب يک گروه رزمي به فرماندهي سرهنگ پياده بيژن کبيري را تشکيل داده بود.

مأموريت يگان‌هاي فوق انهدام تجهيزات و بيرون راندن متجاوزين از منطقه گيلانغرب و غرب كشور بود.

چشم خون‌آلود خورشيد فروبست ته‌مانده روشنائي روز از چادرها گريز زد و جايش را به هم همه و بحث انتقاد فرماندهان داد. و موجي از احساسات همراه با خشونت چهره هر يک از آنهارا با نشاط‌تر كرده بود. سروان اکباتانژاد فرمانده گروهان يکم اعلام نمود ما آماده تعويض هستيم و سايرين هم منتظر دستور آگهي تعويض بودند. که از طرف من ابلاغ شود. – : عزيزان شناسائي را انجام داديد ـ مي‌دانيد که در روشنائي روز صحيح نيست به هيچ وجه عمليات تعويض انجام گيرد. زيرا موجب خسارات و تلفات مي‌گردد. اولين يگان رأس ساعت 2030 از اردوگاه خارج شده باشد.

سکوت راديوئي را رعايت كنيد. تجهيزات وسايل نورنما را با گِل يا پارچه سياه استتار نمائيد. و توجه داشته باشيد بي‌احتياطي و بي‌نظمي در حرکت نشان دادن چراغ سبز به دشمن است. در نتيجه شاهد بارش انبوهي از آتش دشمن به روي خودي خواهيم بود.

 

منبع: جنگ و زندگی، پزشکی طوسی، سید بهاالدین، 1389، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده