تبیین اعتماد زدایی از ارتش-2
"ساعت پنج صبح بعد از روز سانحه، فرزندم که در فرانسه مقیم است در تلفن از من پرسید "جریان طبس چیست؟" گفتم اطلاعی ندارم.گفت تلویزیونهای فرانسه مشغول پخش اخبار در باره فاجعه فرودگاه طبس هستند. هشت آمریکایی جان خود را از دست دادهاند. من که در مرخصی خارج از شهر تهران بودم، به فرزندم گفتم بعدا با تو صحبت خواهم کرد. با تلفن با مرکز فرماندهی نیروی هوایی تماس گرفتم. گفتند اطلاعی به ما نرسیده، بعد به بنی صدر (رئیس جمهور تلفن) کردم. گفتم چنین مطلبی را شنیدهام. گفت شما کارهای خود را بکنید. من در آن موقع در مرخصی به سر میبردم. دستور دادم یک هواپیمای شناسایی سریعا به سمت طبس پرواز کرده، مشاهدات خود را گزارش دهد. هواپیمای شناسایی گزارش داد در روی زمین پنج هلیکوپتر سیکورسکی با علائم سوختگی یک هواپیمای چهار موتوره و یک هلیکوپتر، به چشم میخورد. به ستاد نیروی هوایی دستور دادم دو فروند هواپیمای اف – 4 مسلح، به حالت گشتزنی در بالای فرودگاه طبس باشند تا در صورتی که افرادی قصد پرواز دادن هلیکوپترها را داشتند، از آن جلوگیری نمایند و خود روانه تهران شدم.

سرتیپ دوم عباس فرخی

ب – اثرات تبلیغاتی تهاجم نظامی ناموفق آمریکایی‌ها در طبس علیه ارتش ایران:

عملیات طبس با نام عملیاتی "پنجه عقاب"  (Operation Eagle Claw) عملیات نظامی نا موفقی بود که در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹  توسط نیروی ویژه دلتا از کشور ایالات متحده آمریکا با هدف  آزادسازی آمریکایی‌های بازداشت شده توسط دانشجویان پیرو خط امام در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، در ایران انجام شد.

در پی ناکامی دولت ایالات متحده آمریکا در اعمال فشار سیاسی و اقتصادی برای آزادی بازداشت‌شدگان  آمریکایی در تهران که در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی (سفارت آمریکا )بازداشت شده بودند، جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا دستور انجام عملیات آزادسازی را صادر کرد. در این رابطه برژینسکی می‌گوید: روز اول آوریل (۱۳ فروردین 1359 ) جیمی کارتر از من خواستار تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت ملی شد و گفت که به نظر وی زمان اقدام فرا رسیده‌ است. کارتر جلسه یاد شده را با این سخنان آغاز کرد: "به نظرم امکان خلاصی گروگان‌ها، بسیار بعید به نظر می‌رسد و ما بایستی حاکمیت خود را اعمال کنیم و حالا وقت آن است که عمل مناسب انجام پذیرد و جدول زمانی آن هم تهیه شود" وی ادامه داد: «ما باید برای آزادی گروگان‌ها وارد عمل شویم و عملیات در اولین فرصت ممکن باید آغاز شود".[1]

دخالت نظامی آمریکا که به شکست مفتضحانه ای انجامید، کوششی برای رها سازی گروگان های آمریکایی بود که در جریان تسخیر لانه جاسوسی، … به دام افتاده بودند. از طرفی هم این اقدامات آمریکا، به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی صورت می گرفت؛ انقلابی که ایران را از چنگال نفوذ آمریکاییان بیرون آورد. منابع سرشار نفت، موقعیت حساس ایران به علت داشتن مرزهای طولانی با شوروی سابق، خریدهای سرسام آور تجهیزات نظامی، داشتن نقش مثبت در مسئله اعراب و اسرائیل و دلایل فراوان دیگر، ایران را به عنوان سودمندترین کشور برای آمریکاییان در آورده بود. با پیروزی انقلاب، طبیعی بود که آمریکا برای بازگرداندن آب رفته به جوی، دست به هر اقدامی بزند که انجام عملیات نظامی در طبس، یکی از آنان بود.[2]

آمریکایی‌ها در چهارم نوامبر 1979، گروه ویژه 132 نفره‌ای را به نام "نیروی دلتا " برای حمله به ایران و آزادسازی گروگان ها تشکیل دادند و نام عملیات را پنجه عقاب نهادند. شایان ذکر است این عملیات نخستین تجربه عملیاتی نیروی دلتای ارتش ایالات متحده آمریکا بود. بیشتر مسئولان دولت وقت آمریکا در این کار شرکت داشتند و هر کس اطلاعاتی در مورد ایران داشت در اختیار نیروهای دلتا قرار داد. در آستانه نیمه شب پنجم اردیبهشت 1359 تعداد شش فروند هواپیما 130-c  و هشت فروند هلیکوپتر در صحرای طبس واقع در سیصد مایلی جنوب شرقی تهران به زمین نشستند. در این عملیات علاوه بر هواپیماهای سی – 130، هشت فروند بالگرد برای جابجایی نیروهای عمل کننده در داخل خاک ایران در نظر گرفته شده بود. قرار بر این بود که نیروهای تک‌ور آمریکایی از صحرای طبس تا بیابان‌های اطراف سمنان را با هلیکوپتر طی طریق کرده و از آنجا تا تهران، شش کامیون، آنان را به سفارت آمریکا در تهران جابجا کنند. همچنین قرار بود پس از پایان عملیات در تهران، بالگردها، افراد گروه دلتا و گروگان های آزاد شده را از تهران به فرودگاهی در منظریه قم برسانند و از آنجا با هواپیماهای سی ـ 130 از ایران خارج شوند[3].

بر اساس اظهار نظرهای متفاوت صورت گرفته در خصوص واقعه طبس می توان استنباط کرد که  در این حمله سه هواپیمای سی – 130  کار حمل سوخت، سه هواپیما مشابه برای حمل نظامیان و هشت بالگرد برای انجام عملیات در درون خاک ایران تدارک دیده شده بود و قرار بود نظامیان آمریکا پس از فرود هوپیماهای سی – 130 در طبس و سوخت‌گیری بالگردها، توسط بالگردهای خود براساس طرحی منسجم و بی‌نقص به منطقه‌ای در حوالی سمنان عزیمت کرده و سپس در زمان مناسب با تعدادی کامیون که از پیش توسط عوامل وابسته به آمریکا در داخل ایران تدارک دیده شده بود عازم تهران شوند، با ایجاد انفجار در دیوار سفارتخانه وارد سفارت آمریکا شده، گروگان‌های خود را آزاد و با هلی‌کوپترهای خود که قرار بود طوری از سمنان حرکت کنند که در زمان مناسب در  زمین چمن ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی) تهران حضور داشته باشند، به سمت فرودگاه نظامی منظریه در منطقه‌ای در حوالی قم حرکت و در آن فرودگاه بالگردها را منهدم کرده و با یک فروند هواپیمای سی – 130 به نقطه الحاق خود در خارج از ایران عزیمت  و از آنجا با وسیله پرنده مناسب دیگر به سمت آمریکا پرواز کنند.

  همه چیز برای یک پیروزی تمام عیار مهیا بود. بر اساس روایتی شنیده نشده بر خلاق اینکه در بیشتر روایت گفته شده است ابتدا هواپیماهای سی – 130 فرود آمده اند، در این روایت ادعا شده است، ابتدا بالگردها در فرودگاه نظامی متروکه‌ای در حوالی شهر طبس فرود آمده و در حالی که موتور بالگردها روشن و ملخ‌های آنها در حال گردش بودند با روشن کردن چراغ‌های خود باند فرود را برای خلبانان هواپیماهای سی – 130 مشخص می‌کنند و به دنبال این اقدام هواپیماهای سی – 130 آماده فرود می‌شوند . پس از فرود اولین هواپیمای سی – 130 در اثر فرود آن بر روی باند فرودگاه متروکه‌ای که سالها بر روی آن هواپیمائی فرود نیامده بود و سراسر آن توسط شن‌های نرم و روان (رمل) پوشیده شده بود، در اثر جریان شدید هوا در زیر بال‌های هواپیمای اول و حرکت ملخ 8 فروند بالگرد در طول باند فرود، گردوغبار شدیدی به هوا بلند شده و این گردو غبار  پیش بینی نشده، از نگاه خلبانان سی – 130 که قصد تقرب به باند متروکه و فرود در روی آن باند را داشت طوفان شن تلقی شده و کار فرود را برای خلبانان هواپیمای سی – 130 مشکل می‌‌کند. با فرود هواپیمای دوم بر شدت گرد و غبار افزوده شده و هواپیمای سوم که در حال نزدیک شدن به باند فرود بود از طریق بیسیم خود اعلام  می‌کند شرایط جوی موجب کاهش دید وی شده و هوای منطقه طوفانی است. به دنبال این خبر از طریق سرفرماندهی عملیات، به دلیل محدودیت دید و شرایط جوی ناپایدار، دستور برگشت هواپیماها صادر می شود و صدور این دستور غیر مترقبه، سامانه عملیاتی را مختل و در اثر شتابزدگی خلبانان هواپیماها و هلیکوپترهای فرود آمده بر روی باند، در زمان سوختگیری بالگردها برای برگشت به ناو آمریکایی، یک بالگرد با یک هواپیمای سی – 130 حاوی سوخت به هنگام سوخت‌گیری برخورد کرده و هر دو آتش می‌گیرند.

 

به این ترتیب این عملیات در نقطه آغاز، شکست می‌خورد و نیروهای آمریکایی بطور شتابزده با بر جا گذاشتن جنازه کشته شدگان خود و تعدادی بالگرد سالم، سوار بر هواپیماهای سی – 130 موجود بر روی باند شده و خیلی سریع منطقه را ترک می‌کنند.

وقتی اخبار از طریق نیروهای محلی به تهران می‌رسد با توجه به فضای حاکم بر نظام اداری – انقلابی و امنیتی سال 1359 هر یک از دستگاه های ذینفع اعم از ارتش، سپاه پاسداران، نهاد ریاست جمهوری و ….. به نوعی در کمال ناهاهنگی به موضوع ورود پیدا کرده و در این بین نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به دستور فرمانده وقت نیرو که خود در مرخصی به سر می‌برد، با به پرواز در آوردن یک فروند هواپیمای شکاری بمب افکن بر روی منطقه مورد نظر در طبس و مشاهده یک سری تحرکات بر روی زمین،  پس از اخذ دستور از شخص ابولحسن بنی صدر رئیس جمهور و فرمانده کل قوا، اقدام به بمباران منطقه نموده و این اقدام ضمن انهدام برخی وسایل پرنده سالم موجود در محل، باعث به شهادت رسیدن شهید منتظر القائم فرمانده سپاه یزد، که به اتفاق تنی چند از همرزمان خود بدون هماهنگی لازم با دیگر نهادها و سازمان‌های ذیربط، وارد منطقه شده بود گردید و این موضوع بازتاب منفی را بر علیه مسئولین وقت ارتش رقم زد که منجر به بازداشت فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران – سرلشکر خلبان باقری – و تحت پیگرد قرار گرفتن وی و تنی چند از دیگر مسئولین ارتش شد که در نهایت حکم برائت کلیه بازداشت شدگان صادر گردید.

از بین اظهار نظرهای متعددی که در خصوص چگونگی وقوع واقعه طبس صورت گرفته است شاید متقن‌ترین آن اظهار نظرهای فرمانده وقت نیروی هوایی سرلشکر باقری باشد که متاسفانه ایشان در حال حاضر در قید حیاط نمی‌باشد اما سپهبد آذر برزین از محدود امرای ارتش شاهنشاهی که پس از پیروزی انفلاب در 22 بهمن سال 1357 در نظام نوپای اسلامی عهده دار مسئولیت "مشاور نخست وزیر" در دوران حکومت دولت موقت بوده است، در کتابی تحت عنوان "فرماندهی و نافرمانی" خاطرات خود را بیان داشته و در بخشی از این کتاب ایشان شرح ماجرای طبس را از زبان مرحوم سرلشکر باقری فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در زمان وقوع واقعه طبس، در ملاقاتی که چند سال پس از ماجرای طبس، در آمریکا با وی داشته است چنین اظهار می‌دارد:

"به دنبال عملیات نا فرجام نیروهای آمریکا، رسانه‌های ایران داستان‌های متعددی ساختند، فرمانده نیروی هوایی در آن زمان … سرلشکر باقری بود. …. او را از دوران دانشجویی می‌شناختم. برای من قابل قبول نبود که او دستور نابود کردن هلیکوپترها را داده، زیرا او به خوبی علائم و قراردادهای بین المللی را می‌شناخت و می‌دانست برای جلوگیری از فرار هلیکوپترها چه باید بکند. بعد از واقعه طبس با او نتوانستم تماس برقرار کنم. وی مدتی در زندان بود، بعد هم که آزاد شد از او خبری نداشتم. باقری بعد از انهدام هلکوپترها به جرم جاسوسی برای آمریکا به زندان افتاد و بعد از مدت طولانی از زندان آزاد شد. بینایی چشم خود را از دست داده بود و خیال داشت برای معالجه چشم خود و سایر عوارض ناشی از زندان طولانی مدت، سفری به خارج بکند. وقتی که من هم در آمریکا بودم، روزی به من تلفن کرد. …. گفتم کجایی؟ گفت در آمریکا، ایالت کالیفرنیا در شهر ساکرامنتو. گفتم چقدر در آمریکا خواهی بود؟ گفت کوتاه، قرار است برای معالجه نزد برادرم که آلمان است بروم و هم اکنون منزل دخترم هستم. گفتم فردا به دیدنت خواهم آمد. ساعت پنج صبح روز بعد چهارصد مایل فاصله را راندم، خود را به او رساندم. از ساعت نه شب تا پنج صبح با هم صحبت کردیم. در باره طبس از او پرسیدم. گفتم چه کسی دستور بمب باران هلیکوپترها را داد؟ داستان چیست؟ او شروع به صحبت کرد و گفت:

"ساعت پنج صبح بعد از روز سانحه، فرزندم که در فرانسه مقیم است در تلفن از من پرسید "جریان طبس چیست؟" گفتم اطلاعی ندارم.گفت تلویزیون‌های فرانسه مشغول پخش اخبار در باره فاجعه فرودگاه طبس هستند. هشت آمریکایی جان خود را از دست داده‌اند. من که در مرخصی خارج از شهر تهران بودم، به فرزندم گفتم بعدا با تو صحبت خواهم کرد. با تلفن با مرکز فرماندهی نیروی هوایی تماس گرفتم. گفتند اطلاعی به ما نرسیده، بعد به بنی صدر (رئیس جمهور تلفن) کردم. گفتم چنین مطلبی را شنیده‌ام. گفت شما کارهای خود را بکنید. من در آن موقع در مرخصی به سر می‌بردم. دستور دادم یک هواپیمای شناسایی سریعا به سمت طبس پرواز کرده، مشاهدات خود را گزارش دهد. هواپیمای شناسایی گزارش داد در روی زمین پنج هلیکوپتر سیکورسکی با علائم سوختگی یک هواپیمای چهار موتوره و یک هلیکوپتر، به چشم می‌خورد. به ستاد نیروی هوایی دستور دادم دو فروند هواپیمای اف – 4 مسلح، به حالت گشت‌زنی در بالای فرودگاه طبس باشند تا در صورتی که افرادی قصد پرواز دادن هلیکوپترها را داشتند، از آن جلوگیری نمایند و خود روانه تهران شدم.

از طرفی باید به این موضوع اشاره کنم که پس از فرار نیروهای آمریکایی، وقتی مسافران اتوبوسی که توسط نیروهای آمریکایی در صحرای طبس متوقف شده بودند، به یزد می‌رسند و شرح ماجرا را برای ماموران محلی توضیح می‌دهند، فرمانده ماموران محلی – منظور فرمانده سپاه پاسداران یزد است- بدون اینکه مسئله را با نیروی هوایی، وزارت جنگ و مقامات مسئول در تهران هماهنگ نماید، خودسرانه با تعدادی پاسدار، روانه طبس می‌شود. به مجرد رسیدن به فرودگاه طبس، شروع به بازدید هلیکوپترها می‌کنند. در خلال بازدید متوجه وجود مقادیری پول ایرانی، دلار آمریکا، پوتین، گرمکن و تعدادی تجهیزات انفرادی در داخل هلکوپترها می‌شوند. احتمالا در خلال این بازرسی، بطور تصادفی دست یکی از حاضرین در داخل هلیکوپتر به قفل ملخ بالگرد می‌خورد و قفل ملخ یک فروند هلیکوپتر آزاد می‌شود. در اثر وزش باد در محل و آزاد بودن قفل ملخ هلیکوپتر، ملخ شروع به حرکت دورانی می‌کند. خلبانان اف – 4 حاضر در اسمان منطقه طبس، متوجه حرکت ملخ هلیکوتر می‌شوند. مراتب را به مرکز فرماندهی نیروی هوایی در تهران گزارش می‌دهند. از مرکز فرماندهی نیروی هوایی به دلیل اینکه من در راه بودم موفق به تماس با من نمی‌شوند و مراتب را به ستاد ارتش گزارش می‌کنند. آنها با رئیس جمهور بنی صدر تماس می‌گیرند و احیانا جمله‌ای هم اضافه کرده‌اند که مثلا "هلیکوپترها در حال فرار هستند."، رئیس جمهور به جای اینکه دستور بدهد "برابر روش جاری عمل شود" می‌گوید "آنها را بزنید".

دستور رئیس جمهور و فرمانده کل قوا به خلبانان ابلاغ می‌شود. هواپیمای لیدر در عبور اول خود دو فروند از هلیکوپترها را به آتش می‌کشد و نفر دوم هنگامی که هلیکوپتر سوم را منهدم می‌کند به لیدر دسته پروازی اطلاع می‌دهد، مثل اینکه اینها لباس پاسداران را دارند. برای همین لیدر در ارتفاع پست از روی هلیکوپترها عبور کرده و نظر نفر دوم دسته را تایید می‌کند. در ادامه سرلشکر باقری اظهار داشت پس از رسیدن به تهران از افسر نگهبان مرکز فرماندهی سوال کردم با چه مجوزی هلیکوپترها را به آتش کشیدید؟ پاسخ داد : به امر رئیس جمهور. سپس از وی سوال کردم : روش جاری چیست؟ پاسخی نداد!

به فاصله کوتاهی از این واقعه، آنان که قصد فروپاشی ارتش ایران و به‌خصوص نیروی هوایی را داشتند، مرا به جرم جاسوسی برای آمریکا به زندان انداختند و پس از آنکه برای مدت طولانی در زندان ماندم، بینایی چشم خودم را از دست دادم و عوارض دیگری نیز آزارم می‌داد. پس از آزادی تقاضای پاسپورت برای خروج از کشور جهت معالجه چشمم را کردم. با زحمت زیاد پاسپورت را گرفتم و الان پهلوی هم نشسته‌ایم."

از او سوال کردم نظر تو در مورد عملیات طبس چیست؟ وی پاسخ داد: "در این عملیات اقداماتی توسط نیروهای آمریکایی انجام شد که هدف عملیات برای ما مشخص نبود! به همین جهت ما اعتمادی به اینکه این عملیات فقط برای نجات گروگان‌ها بوده باشد نداشتیم. به نظر ما شوروی از این عملیات آگاهی داشته و با اعزام هواپیمای شکاری و پرتاب راکت یک هلیکوپتر را منفجر می‌کند. "

سوال کردم دلیل تو بر اینکه می‌گویی هواپیماهای شوروی این هلیکوپتر و س – 130 را منهدم کرده‌اند چیست؟ او گفت: " اولا هواپیماهای شوروی مدت‌ها بود که در این منطقه و در ارتفاع هشتادهزارپایی پرواز می‌کردند و مدتی بود که این پروازها قطع شده بود که این سانحه پیش آمد. دیگر اینکه یک افسر نیروی هوایی به دلیل مراجعه از مرخصی در اتوبوس مسافربری که در زمان وقوع حادثه توسط نیروهای آمریکایی متوقف شده بود حضور داشته و بعد از حادثه اظهار داشته است: "یکباره دو گوی آتشین از بنزین بر آسمان رفت و به دنبال آن دو صدای انفجار شنیده شد". در ادامه وقتی از وی سوال کردم آیا افسر مورد بحث صدای هواپیما یا هلیکوپتری را در لحظه آتش سوزی شنیده است؟ پاسخ داد: "خیر!" "

 نویسنده در ادامه اظهار می‌دارد: "در کتاب‌ها و نشریاتی که بعد از ماجرای طبس چاپ شده است تقریبا همه در یک مورد متفق‌القول بودند و آن اینکه اعزام هواپیماها و هلیکوپترها به قصد نجات گروگان‌های آمریکایی بوده است."

با مطالعه ادامه اظهارات نویسنده چنین استنباط می‌شود که نویسنده که خود از خلبانان نیروی هوایی بوده و سامانه جنگ هوایی را بخوبی درک می‌کرده معتقد است اولا؛ آنچه سرلشکر باقری فرمانده وقت نیروی هوایی به عنوان حضور هواپیمای اتحاد جماهیر شوری در زمان واقعه طبس در آسمان منطقه یاد می‌کند، نمی‌تواند صحت داشته باشد چون قطعا سرفرماندهی ارتش آمریکا برای این عملیات طرحی جهت پوشش هوایی منطقه داشته و اگر به هر دلیلی احساس شده است در زمان واقعه، هواپیمای غریبه در فضای ایران حضور داشته در حقیقت هواپیماهای آمریکایی بوده است نه هواپیمای اتحاد جماهیر شوری. ثانیا؛ اظهارات افسر نیروی هوایی که جزو مسافران اتوبوس مسافربری بوده، در خصوص اینکه در زمان حادثه هیچ‌گونه صدای هلیکوپتر یا هواپیما را نشنیده است، نمی‌تواند واقعیت داشته باشد چرا که بالگردهای آمریکایی مستقر بر روی باند فرودگاه طبس جهت سوخت‌گیری از هواپیمای سی – 130 روشن بوده‌اند و اصولا در چنین عملیاتی که اولا؛ خلبان بالگرد به شکل نفوذی وارد سرزمین دشمن می‌شود طبق دستورالعمل‌های پروازهای عملیاتی نبایستی موتورهای خود را خاموش کند چون ممکن است در صورت خاموش کردن موتور، در زمان روشن کردن مجدد موتور، وسیله پرنده با مشکل خاصی برای روشن شدن مواجه گردد، ثانیا؛ در چنین عملیاتی که قرار بوده هلیکوپترها پس از فرود در فرودگاه طبس سوخت‌گیری کرده و در زمان لازم عازم منطقه‌ای در استان سمنان شوند، هلیکوپترها باید سوخت‌گیری را در وضع موتور روشن انجام دهند. علاوه بر این مطالب اصولا برای روشن کردن موتور هلیکوپتر سیکورسکی احتیاج به یک کمپرسور قوی است که حجم زیادی هم دارد و هلیکوپترهای شرکت کننده در این عملیات تنها یک کپسول برای روشن کردن همرا داشتند تا در منطقه فرود صحرای دوم در منطقه سمنان که مجبور بودند به جهت مدت زمان نسبتا طولانی حضور در آن منطقه، هلکوپترها را خاموش نگه‌دارند، به هنگام روشن کردن از آن استفاده کنند.

نویسنده در خاتمه این مبحث از بیان خاطراتش نتیجه گیری می‌کند و اظهار می‌دارد: "عملیات پنجه عقاب صرفا برای آزاد سازی گروگان‌های آمریکایی اجرا شده بود و عامل ناکامی آمریکایی‌ها در این عملیات بروز ایرادهای فنی در همان ساعات اولیه عملیات می‌باشد."

با توجه به اظهارات سپهبد آذربرزین و نقل قول‌های ایشان از زبان فرمانده وقت نیروی هوایی ایران و همچنین ضد و نقیض گویی‌های موجود در اظهار نظرهای متعددی که صورت گرفته، واقعه طبس گرچه برای ارتش آمریکا یک شکست مفتضحانه به شمار می‌رود اما باید قبول کرد که حواشی این واقعه گریبان برخی از دستگاه‌های حکومتی در داخل را هم می‌گیرد که در راس آن ابولحسن بنی صدر – رئیس جمهور وقت – و نیروی هوایی – بخصوص فرمانده وقت این نیرو – از آن متاثر شده و آسیب می‌بینند. آنجه در این زمینه حائز اهمیت است آن است که ماجرای طبس اتهام ثابت نشده‌ای را به نیروی هوایی و ارتش وارد می‌کند که به رغم اثبات نشدن اتهامات وارده، این اتهامات در زمان خود لطمه روانی شدیدی را به بدنه ارتش وارد می‌کند.

 


[1] https://fa.wikipedia.org

  2  "پیامدهای شکست نظامی آمریکا در طبس»، نشریه سلام، 6 اردیبهشت ماه 1377.

3   بادامچیان؛ هدیه ، «واقعه طبس، شکستی تاریخی برای آمریکا»، نشریه شما، ش 26 .

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده