سخن نهایی مقام معظم فرماندهی کل قوا در تاریخ 29 شهریور 1372 در بخشی از بیانات خود چنین فرمودند: «هیچ صحنهای مثل صحنه جنگ، برای گزارش خصوصیات یک ملت و همه چیزهایی که در گزاره تاریخی مورد نظر هست، بهتر نیست. شما هر هدفی در گزارش تاریخی دارید، آن هدف را در گزارش میدان جنگ بهتر میتوانید به دست بیاورید.»

 

همان‌گونه که ملاحظه گردید، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، با اتکاء به خداوند منان و با پیروی از رهنمودهای رهبر فقید انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) و با پیمودن راه سرخ شهادت، قادر گردید در همان ماه‌های ابتدای جنگ تحمیلی نه تنها دشمن بعثی را از صحنه دریا خارج کند، بلکه با اهتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران در پهنه خلیج فارس و دریای عمان حاکمیت کشور را در سرتاسر دریا تثبیت نماید.

این اقتدار و توانمندی هیچ‌گاه خوشایند نیروهای منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای نبود و اگر به ‌صورت عملی قادر به عکس‌العملی نبودند، از جهات دیگر همواره در راستای اهداف پلید رژیم بعث عراق، که خود آنها را به او دیکته کرده بودند، اقدام می‌نمودند.

استکبار جهانی (آمریکا)، علیرغم همه تلاش‌های خود قادر نگردید به طور غیرمستقیم مانعی در مقابل پیروزی‌های ایران در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل گردد؛ لذا در سال پایانی جنگ تحمیلی و در مورخ 29 فروردین 1367 که مقارن با اول ماه مبارک رمضان و روز ارتش جمهوری اسلامی ایران بود، بدون هیچ‌گونه اخطاری به کشور و یا به ناوگان رزمی ایران به گونه‌ای وحشیانه و تروریستی که حاکی از وحشت و هراس آنها از دلاور‌مردان هشت سال دفاع مقدس در دریا بود، به شناورهایی که در حال مأموریت انفرادی خود در دریا بودند و تا آن لحظه هیچ‌گونه حالت خصمانه‌ای از ناوگان آمریکا دریافت ننموده بودند، یورش برده و موجب غرق و یا وارد نمودن خسارت به آنها علیرغم مقاومت جانانه آنها گردیدند.

پر واضح است که هواپیماهای آمریکایی و یا هر هواپیمای دیگری قادر است با ایستایی بالاتر از برد ضد‌هوایی شناور در دریا، بدون هیچ‌گونه واهمه‌ای نسبت به هدف قراردادن آن اقدام کند و به همین دلیل بود که در تمام  هشت سال دفاع مقدس همواره نیروی هوایی و پدافند هوایی کشور در پشتیبانی این نیرو مقتدرانه در دریا عمل نموده و به میزان کافی تجربه و تبحر داشتند و این دقیقاً همان وحشتی بود که جدای از مردانگی رزمندگان دریایی، آنها از نیروهای ایرانی داشتند.

زمانی که عملیات را شروع کردند عملاً بر آسمان منطقه نیز تسلط یافته و برتری هوایی را از آن خود کرده و اجازه هرگونه ترددی را در منطقه  نمی‌دادند. به همین دلیل بود که عقابان تیزپرواز  و پدافند هوایی عملاً قادر به پشتیبانی از دریادلان نشدند و رزمندگان نیروی دریایی نیز با علم به وضعیت عملیاتی موجود، با همان معنویت برگرفته از هشت سال دفاع مقدس مردانه ایستادند و با خون خود به شیطان بزرگ آموختند که در هر شرایطی ایستاده و به تکلیف خود عمل نموده و از حدود و ثغور کشور خود و ارزش‌های انقلاب اسلامی دفاع می‌کنند.

اینکه چرا استکبار جهانی خواهان حضور در منطقه است و چه عواقبی این امر برای منطقه دارد را در فصول قبل از نظر گذراندیم و اما اینکه چرا لقب "دریاسالار" به این کتاب و به طور خاص به ناوشکن سبلان داده شد را به دنبال مقدمه ارائه شده در ابتدای کتاب، با هم مرور می‌کنیم.

همان‌گونه که ملاحظه شد، ناوشکن سبلان از ابتدای جنگ تحمیلی در تمامی منطقه عملیاتی خلیج فارس و دریای عمان با اقتدار و با درایت فرماندهان و از جان گذشتگی رزمندگان بی‌ادعای خود حضوری فعال داشته و بدون واهمه از هر نیروی منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای، با صلابت به تکلیف الهی خود عمل و حتی شناور آمریکایی با پرچم آمریکا را در دریای عمان مجبور به اجرای دستورات نظامی و بازرسی از آن نموده و بدین منظور، از سلاح آتشین خود استفاده می‌نماید. این در حالی بود که ناوگان رزمی و ناو هواپیمابر آمریکا و همه پایگاه‌های آمریکایی موجود در منطقه نتوانستند از اجرای این عملیات جلوگیری نمایند.

سبلان با پرچم جمهوری اسلامی ایران، همان‌‌گونه که امام خمینی(ره) در ارتباط با نیروی دریایی فرمودند: "چون نگینی در آب‌های خلیج فارس درخشنده بوده و بر عرصه صلابت و افتخار ایستاده است".

این صلابت و اقتدار باعث گردید که دشمنان قسم‌خورده کاخ سفید نقشه شوم زدودن سبلان از عرصه دریا را بکشند و در روز 29 فروردین 1367 طی عملیاتی آن را به منصه ظهور برسانند. آنها غافل از آن بوده و هستند که تا مشیت الهی نباشد هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند، حتی اگر یورشی تروریستی در اول ماه مبارک رمضان انجام دهند.

سبلان در این درگیری که شرح آن گذشت، آسیب دید، ولی مقابله عالمانه و هوشمندانه دلاورمردان سبلان با خسارت‌های وارده، در حین درگیری با هواپیماهای آمریکایی و حفظ ماندگاری و شناوری آن و هدایت شناور به بندر و در نهایت، بازسازی و ورود دوباره سبلان قهرمان به خدمت، در مقایسه با آنچه در ارتباط با شناور آمریکایی در برخورد با مین در خلیج فارس رخ داد که شرح آن نیز گذشت، باعث شد که نه نویسنده این کتاب، بلکه هر خواننده‌ای را وادار به این نماید که سبلان قهرمان را "دریاسالار" دریاها بداند.

شایسته است در این مقطع از کتاب، مقایسه‌ای در روند کنترل صدمات این دو شناور (یعنی سبلان و ساموئل بی.رابرتز) به عمل آورده تا هر خواننده، خود به عظمت کار پی ببرد:

  • ناو آمریکایی در یک دریانوردی عادی علیرغم هشدار دیدبان وارد میدان مین شد و نتوانست سالم از آن بیرون آمده و به مین برخورد نمود.
  • ناوشکن سبلان آگاهانه جهت مقابله با ناوگان آمریکا رهسپار منطقه تنگه هرمز شده و با هواپیماهای آمریکایی که به هوا و به آب‌های کشور تجاوز نموده بودند، در مجاورت جزیره لارک درگیر شد و با بمب لیزری پرتاب شده از این هواپیماها آسیب دید.
  • تمامی تلاش کارکنان ناو آمریکایی در راستای اطفای حریق ناشی از انفجار مین بود و شکاف حاصله در بدنه ناو موجب آبگرفتگی فضاهای ناو یکی پس از دیگری می‌شد، در حالی ‌که کاری از افراد ناو برنمی‌آمد.
  • تمامی تلاش رزمندگان ناوشکن سبلان در جهت کنترل آسیب وارده به بدنه زیر آبی و جلوگیری از ورود آب به داخل ناوشکن بود که چند برابر خسارت ناو آمریکایی بود، در حالی ‌که با اقدامات هوشمندانه از بروز حریق جلوگیری به عمل آمده بود.
  • اگر توان ماندگاری و شناوری ناو آمریکایی کمتر از میزان پیش‌بینی شده بود، بدون شک ناو بر اثر اطفای حریق غرق می‌گردید.
  • با اینکه ناوشکن سبلان از کمر شکسته و عملاً به دو نیم تقسیم شده و تنها بدنه فوقانی آن را به هم متصل نگه داشته بود و هر آن انتظار می‌رفت که بر اثر فشار وارده آب غرق شود، مع‌ذالک با استفاده از انواع پمپ‌ها و جلوگیری از ورود آب و کنترل صدمات، با هوشمندی و با غیرت و مردانگی، حفظ شناوری ناو به مرور حاصل و ماندگاری بر روی آب تثبیت شد و این در حالی بود که مسئولان ستاد به‌ منظور حفظ جان رزمندگان و خارج ‌شدن سبلان از آبراه دریانوردی تنگه هرمز، مجوز زدن به گل را به یگان داده بودند.
  • تعداد زخمی‌های ناو آمریکایی حداکثر دوازده نفر اعلام گردید. در حالی ‌که زخمی‌های ناوشکن سبلان بیش از 35 نفر بود.
  • ناو آمریکایی در کمال امنیت به اطفای حریق مشغول بود، در حالی ‌که ناوشکن سبلان در حین مبارزه با حریق و کنترل صدمات به اقدامات ضد هوایی و مقابله با هواپیماهای هوایی نیز می‌پرداخت.
  • تنها هدف آمریکایی‌ها خلاصی از میدان مین و تنها آرزوی رزمندگان ناوشکن سبلان ضربه به دشمن در هر شرایطی و در هر وضعیتی بود.
  • امید آمریکایی‌ها به تجهیزات و امکانات موجود جهت خلاصی از وضعیت پیش آمده بود و امید ناوشکن سبلان به خدا و قدرت لایزال او بود.
  • پس از حادثه ناو آمریکایی، همه امکانات منطقه در راستای کمک به او بسیج شدند تا آنجا که در دُبی به تعمیر اولیه او پرداختند و اما در مورد ناوشکن سبلان، دریغ از ارسال تنها یک پمپ آماده آب به موقعیت ناوشکن در دریا، که کمکی باشد به کشیدن آب از محل‌های صدمه دیده ناو.
  • بسیاری از مردم و مسئولان نیروی دریایی آمریکا به فرمانده و افراد ناو افتخار کرده و فرمانده نیروی دریایی آمریکا، در دُبی به پیشواز آنها آمده و نشان لیاقت را در همانجا به آنها اهدا نمودند؛ اما در مورد ناوشکن سبلان، خوب چون کسی انتظاری نداشت، لذا این امر به فرصتی مناسب موکول شد.
  • در شهر بندر عباس، مردم وقتی از واقعه خبردار شدند استقبال با شکوهی از نیروی دریایی کردند، اما دریغ از حضور نمایندگان یگان‌های درگیر در عملیات در این مراسم.

در راستای ارج ‌نهادن به زحمات کارکنان ناو آمریکایی، کتابی با عنوان "بالاترین افتخار" برای این ناو نوشتند که در این نوشتار از بخشی از چاپ سوم آن استفاده شده است؛ اما برای ناوشکن سبلان با توجه به اینکه کسی انتظاری نداشت، آن هم احتمالاً به آینده موکول گردید.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده