جنگ و زندگی-7
فرمانده جهت بازگوي رفع معايب و نارسائيها مقابل گردان ميايستد، لب به سخن گشود و گفت: به نام خداوند كريم هستي بخش، سلام و درود به رهبر كبير انقلاب، سلام و درود بر شما عزيزان جان بر كف، از فرمانده و ستاد تيپ2، مسئولين پرسنلي، لجستيكي، سررشتهداري و افسران و درجهداراني كه در تشكيل گردان مهدي مرا ياري كردهاند تشكر و سپاسگزارم و از شور و حال و روحيه تهاجمي سربازان امام زمان هم تشكر و قدرداني ميكنم.

به دستور سرهنگ2 احمدي، در ستاد پادگان نشستي با نماينده لجستيكي، سررشته‌داري، پرسنلي، عقيدتي، انتظامات و حفاظت تيپ2 داشتيم. سرهنگ احمدي در جلسه حضور نمايندگان لب به سخن باز كرده گفت:

– به فرموده فرمانده تيپ، بايستي گردان مهدي تشكيل و سازماندهي گردد، سروان پزشكي به فرماندهي گردان منصوب شده. من از مسئولين پرسنلي، لجستيكي، سررشته‌داري مي‌خواهم كه هر چه سريعتر گردان مهدي را تدارك كنند و در تشكيل و سازماندهي گردان مهدي فرمانده گردان را كمك و ياري كنند. نامبرده پس از اتمام دستورات ضروري جلسه را ترك كردند. با گذشت زمان يك هفته گردان مهدي تشكيل و با توان رزمي 45% آماده رزم شد. كه ماحصل در تشكيل گردان شامل:

الف: 785 نفر پرسنل وظيفه منقضي خدمت 56 همراه با اسلحه انفرادي ژ-3

ب: 6 نفر افسر كادر با درجه ستواني

پ:‌11 نفر درجه‌دار كادر

ج: 3 نفر ستوان وظيفه

چ: 5 دستگاه نفربر پي اِم پي كه روي هر نفربر يك قبضه موشك ماليوتكا روسي و يك قبضه توپ 57 ميليمتري بود.

ح: دو دستگاه نفربر شني دار روسي

خ: يك دستگاه نفربر زرهي چرخدار لاستيكي

ش: چهار دستگاه آيفا و يك خودرو تانكر آب

س: يك دستگاه جيپ شهباز (آهو بيابان) و يك دستگاه خودرو لندرور و يك دستگاه خودرو تويوتاي 2000 كه استان كرمانشاه اهداء كرده بود.

د: گردان مهدي با سازمان سه گروهان پياده زرهي و يك گروهان ارگان تشكيل شد.

ستوان توفيق (معاون گردان) گردان مهدي را به ميدان صبحگاه عمومي مي‌برد. پادگان خالي از گردان‌هاي رزمي بود، صبحگاه عمومي و شامگاه با حضور يك گروه پاسدار و محافظ پرچم توسط فرمان افسر نگهبان اجرا مي‌شد.

صبح روز دوشنبه است، هوا مطبوع و لطيف، آسمان آبي فيروزه‌اي است. خورشيد از لابه‌لاي تكه ابرهاي سفيد، خود نمائي مي‌كند و درخشندگي خورشيد از ميان درياي نيلگون، زيبايي و جذابيت خاصي داشت.

هفت روز از تشكيل گردان مهدي مي‌گذرد. ستوان توفيق گردان را در جنوب ميدان مستقر نموده و  فرمان ازجلو نظام، خبردار مي‌دهد و گردان اولين صبحگاه عمومي را تجربه مي‌كند.

بعد از اتمام مراسم صبحگاه عمومي، ستوان توفيق به نزد فرمانده گردان مي‌رود و تقاضاي بازديد از گردان را مي‌كند.

فرمانده گردان با دقت از وضع ظاهري پرسنل و تجهيزات گروهان‌ها بازديد نموده و مشكلات و نارسائيهاي يگان‌ها را يادداشت مي‌نمايد. بازديد به پايان مي‌رسد. فرمانده جهت بازگوي رفع معايب و نارسائيها مقابل گردان مي‌ايستد، لب به سخن گشود و گفت:

به نام خداوند كريم هستي بخش، سلام و درود به رهبر كبير انقلاب، سلام و درود بر شما عزيزان جان بر كف، از فرمانده و ستاد تيپ2، مسئولين پرسنلي، لجستيكي، سررشته‌داري و افسران و درجه‌داراني كه در تشكيل گردان مهدي مرا ياري كرده‌اند تشكر و سپاسگزارم و از شور و حال و روحيه تهاجمي سربازان امام زمان هم تشكر و قدرداني مي‌كنم.

فرزندان عزيزم، گردان مهدي افتخار جانبازي و ايثارگري در جبهه را به عهده گرفته است. مأموريت دارد در هفته آتي به سمت منطقه عمليات غرب حركت كند، يگانها از حالا پيش بيني‌هاي لازم را نموده و نيازمندي‌هاي ضروري خود را درخواست و دريافت نمايند و هر چه سريعتر آمادگي خود را جهت اعزام به منطقه اعلام دارند.

همخواني زمزمه با نواي سرود حماسه‌اي رزمندگان هم‌ساز و دلنشين بود. از بوستان جوانان سلحشور نغمه سوز و گداز كه از اراده عزم پرواز به سوي ديار عاشقان جبهه گوش هر مفتون زده را نوازش مي‌داد و روح هر خسته دل هجران زده را به شوق عروج به افلاك ملكوت وا مي‌داشت.

اي آفرينندگان ايثار عشق، اي حماسه آفرين‌هاي نور و اميد و اي بلبلان خوش الحان حسيني كه چون سرو ناز همواره سرافراز و خندان هستيد و هر بيننده‌اي را به وجد و نشاط مي‌آوريد. گوئي خورشيد و ستارگان از آسمان رقص كنان بر زمين فرود آمده‌اند و در زمين عريان عزلت گسسته‌اند و به آسمان تيره و تار پرتو افشاني مي‌كنند و به فرشته‌هاي عرش الهي فخر مي‌فروشند.

فوجي از نور و سپاه اسلام بر صف آرائي آرايش رزمي گزيده، همچون ستون محكم استوار بر پهنه صحرا ايستاده و چون صنمي به گوش در انتظار شنيدن فرمان حركت به سوي جبهه از فرمانده محبوب خود بودند.

فرمانده گروهان‌ها آمادگي رزمي يگان خود را اعلام كردند. فرمانده گردان با چهره‌اي مصمم و عزمي راسخ از پيامدها و ناهنجاري‌هاي روزگار غدار كه از ذهنش مي‌گذشت لب به سخن گشود و ادامه داد.

فرزندان عزيزم، سربازان سلحشور، عاشقان جبهه و جنگ اين ديدار و انتظار را به شما تبريك و مبارك مي‌گويم. اين لحظات ميقات گرامي باد، از اينكه آمادگي رزمي و عزم حركت به سوي جبهه را اعلام كرده‌ايد بسيار متشكر و خرسندم.

جنگ آوران عزيز، حماسه آفريني‌ها در ميدان نبرد، براي احقاق حق و كسب موفقيت در زندگي سعادت آميز، و دفاع از اسلام و حفظ از اهداف عالي اين ملت شريف و نجيب كه دستخوش ظلم و ستم دژخيمان تاريخ قرار گرفته‌اند، لازم و ضروري بوده و اگر بخواهيم مناطق اشغالي را نجات داده و دشمن را معدوم نماييم بايد بدانيم كه اين عمل جز با حربه كوبنده ايمان، تقوا، دانش نظامي، ايثار و جانبازي ميسر نخواهد بود. 

ما به الله اكبر مسلحيم، يعني توكل به الله و اميد به امداد غيبي و ياري خداوند تبارك و تعالي داريم. دست او بالاترين دست‌هاست، رزمندگان مخلص را كمك و ياري خواهد كرد. بنابراين، جرأت، جسارت، شجاعت و جانبازي شما در اين نبرد حق عليه باطل به پيروزي مي‌انجامد. اي ياري كنندگان امام امت، در طي اين راه سربلندي، سرافرازي در پيشگاه خداوند بزرگ و ملت شريف ايران مي‌بينم. وعده ديدار در ميعاد گاه عشق ميدان نبرد خواهد بود! 

 

منبع: جنگ و زندگی، پزشکی طوسی، سید بهاالدین، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده