از هویزه تا آتش بس-35
فرماندهان و مسئولان عراقي سريعاً متوجه شدند كه اگر خطوط مقدم بدين صورت به يكديگر نزديك باشد در مدت كوتاهي اكثر نيروهاي عراقي جذب ايراني ها شده و براي آنها اين موضوع خطرناك خواهد بود، بنابراين با فشار و اصرار آنها از طريق نيروهاي سازمان ملل خطوط مقدم طرفين حداقل حدود يك كيلومتر از يكديگر فاصله گرفت، در حاشيه شهر موسيان عراقي ها عقب نرفته و اصرار ميكردند كه نيروهاي ايراني بايستي به آن طرف رودخانه فصلي نزديك موسيان بروند، ولي مسئولان لشكر و تيپ به هيچ وجه حاضر به جابجايي حتي يك متر عقبتر از محل استقرار فعلي نبودند.

وضعيت استقرار نيروهاي  ايراني و عراقي پس از آتش‌بس

 

كم‌كم سروكله افسران و ناظرين سازمان ملل با كلاه و پرچم آبي وخودروهاي سفيد كه روي آنها به انگليسي كلمه UN (يوـ ان) نوشته شده، پيدا شد. در بعضي از قسمتهاي خط مقدم كه سنگرهاي عراقي و ايراني به هم نزديك بودند، سربازان طرفين به سنگرهاي يكديگر تردد مي‌کردند. سربازان عراقي اظهار مي‌داشتند كه در طول جنگ تحميلي كمتر به آنها غذاي گرم و ميوه داده مي‌شد، بلكه جيره آنها به صورت كنسرو بوده و يخ هم به آنها داده نمي‌شد و اكثر آنها از ابتداي جنگ تحميلي  مشغول خدمت بوده و ترخيص نشده اند. ما از اين موضوع در طول جنگ تحميلي با اطلاع بوديم سربازان عراقي با حسرت و تعجب و اندوه به امكانات و تغذيه و تدارك يخ و حمامهاي صحرائي و روابط برادرانه و حسنه و اسلامي بين فرماندهان و سربازان ارتش جمهوري اسلامي نگاه مي‌كردند.

فرماندهان و مسئولان عراقي سريعاً متوجه شدند كه اگر خطوط مقدم بدين صورت به يكديگر نزديك باشد در مدت كوتاهي اكثر نيروهاي  عراقي جذب ايراني ها شده و براي آنها اين موضوع خطرناك خواهد بود، بنابراين با فشار و اصرار آنها از طريق نيروهاي  سازمان ملل خطوط مقدم طرفين حداقل حدود يك كيلومتر از يكديگر فاصله گرفت، در حاشيه شهر موسيان عراقي ها عقب نرفته و اصرار مي‌كردند كه نيروهاي  ايراني بايستي به آن طرف رودخانه فصلي نزديك موسيان بروند، ولي مسئولان لشكر و تيپ به هيچ وجه حاضر به جابجايي حتي يك متر عقب‌تر از محل استقرار فعلي نبودند. نيروهاي  بعثي توسط افسران يو ان (UN) پيام دادند چنانچه تا 24 ساعت ديگر نيروهاي  ايراني به آن طرف رودخانه مذكور نروند، ما حمله خواهيم كرد و براي تهديد بيشتر چندين دستگاه تانك و سلاحهاي سنگين ديگر را از عقبه نيروهاي  خود به خط مقدم آوردند. نيروهاي  خودي هم با امكانات و سلاحهاي موجود به حال آماده‌باش قرار گرفته و منتظر عكس‌العمل دشمن شدند. نمايندگان سازمان ملل هم دخالت زيادي نمي‌كردند و از صحبتها و رفتار آنها مشخص بود كه بيشتر طرفدار نيروهاي عراقي مي‌باشند. ناگفته نماند اين نيروها علاوه بر نظارت بر وضعيت آتش بس و استقرار نيروهاي طرفين جنگ، مأموريت جمع‌آوري اطلاعات و جاسوسي براي كشورهاي خود و يا استكباري را نيز دارند. از يكي از افسران UN سؤال كردم شما چرا دخالت مؤثري در مورد تهديد عراقي ها نمي‌کنيد؟ او اظهار داشت اگر عراقي ها پيشروي كنند ما در يك محل امني قرار گرفته و فقط حادثه مشهوده را گزارش مي‌نمائيم، بنابراين هيچ نقش ديگري نمي‌توانيم ايفاء كنيم. ضمناً او از من سؤال كرد شما در مقابل پيشروي تانك­هاي عراقي چه مي‌کنيد؟ به او گفتم هر آرپي‌جي‌زن[1] دلير و با ايمان و رشيد نيروهاي  ما با يك گلوله، تانك دشمن را منهدم مي‌كند. به هرحال وقتي كه نيروهاي عراقي و سازمان ملل مشاهده كردند كه ايراني ها به هيچ وجه از موضع خود كوتاه نمي‌آيند، با مذاكرات چندين مرحله‌اي افسران UN، با طرفين متخاصم قرار شد كه همزمان هر يك از طرفين باندازه 200 متر از محل خود عقب‌ رفته تا فاصله مناسب بين خطوط مقدم دو نيرو رعايت گردد. اين كار توسط طرفين انجام شده وضعيت كم كم به حالت عادي درآمد.

اعزام فرمانده تيپ 4 و رئيس ستاد تيپ به دوره دافوس

در تاريخ 15/6/67 سرهنگ مازوجي فرمانده تيپ 4 و سرهنگ براتي‌پور رئيس ستاد تيپ به منظور طي دوره دافوس به تهران اعزام شدند، بنابراين برابر دستور لشكر سرپرستي تيپ 4 به اينجانب كه شغل سرپرستي اركان2و3 تيپ را به عهده داشتم، محول شد. به منظور پر كردن خلاء سازماني ستاد تيپ سرهنگ 2 رضائي[2] فرمانده گردان 133 به عنوان رئيس ستاد موقت تيپ به قرارگاه تيپ 4 منتقل شد.

نظر به اينكه لشكر شديداً با كمبود وسايل سنگين مهندسي مثل لودر، بلدوزر، گريدر و سنگركن مواجه بود، نمي‌توانست همانند قبل از عمليات 21/4/67 براي يگانها و نفرات و تانك­ها و جنگ افزارهاي سنگين خاكريز و سنگر احداث کند. بنابراين با امكانات و وسايل موجود مثل بيل و كلنگ و غيره برابر آئين نامه رزم انفرادي با تلاش و زحمات زياد پرسنل، سنگر براي آنها تهيه شد تا آمادگي مقابله به هرگونه تهديد احتمالي دشمن را داشته باشند، زيرا شخصيت صدام متزلزل بوده و هر لحظه ممكن بود اقدام خصمانه‌اي توسط نيروهاي  بعثي صورت بگيرد. تلاش زيادي توسط فرماندهان و مسئولان و پرسنل لشكر و تيپ و گردانها براي سازماندهي، جايگزيني، تعمير و نگهداري، تجهيز و تدارك وسايل، آموزش و بازسازي  به منظور ارتقاء آمادگي رزمي به عمل مي‌آمد، ولي مهمترين مشكل موجود كمبود وسايل خودروئي در سطح تيپ بوده و تداركات آب و غذا و يخ به سختي انجام مي‌گرفت. ديگر از كمكهاي مردمي خبري نبود. گرچه مبادله آتش بين طرفين صورت نمي‌گرفت، ولي احتمال نفوذ و فعاليت منافقين و تردد قاچاقچيان و عناصر غير مجاز و پيشروي دشمن ( به دليلي كه قبلاً بيان شد) در منطقه وجود داشت، كما اينكه در چند فقره نيروهاي  منافقين تحركاتي در منطقه تيپ و لشكر انجام دادند كه با هوشياري و آگاهي و دليري رزمندگان  اسلام عمليات منافقين ناكام ماند. برابر برنامه‌هاي آموزشي مصوبه مانورهاي گرداني و تيپي در منطقه اجراء مي‌شد. با حضور برادر ميرفيصل ‌باقري مسئول تجسّس شهدا و مفقودين ستاد كل نيروهاي  مسلح اقدامات لازم براي پيدا كردن پيكر پاك شهداي خودي و همچنين مبادله كشته‌هاي عراقي با شهداي ايراني انجام مي‌گرفت و در سه مرحله اين مبادله با نظارت نيروهاي سازمان ملل در نزديكي شهر موسيان صورت پذيرفت.

به علت نامناسب بودن جاده‌ها و راههاي تداركاتي و اشكالات فني خودروها متأسفانه تصادفات زيادي در منطقه رخ مي‌داد و لذا آمار تلفات اداري يگانها بالا مي‌رفت. با حضور سرهنگ قهاري[3] به عنوان فرمانده تيپ جديد و سرهنگ رزاقي[4] رئيس ستاد تيپ شغل اينجانب به عنوان معاون تيپ تعيين گرديد و كمي از آن فشار و بار مسئوليت و وظيفه سنگين از روي دوشم برداشته شد. فرمانده تيپ جديد هم‌دوره اينجانب و افسري مدير، لايق، كاردان، مبتكر و متعهد بوده كه سابقه طولاني در مناطق عملياتي داشت.

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 


1. نارنجك‌انداز ضد تانك آرپي‌جي7 براي مبارزه بر عليه هدفهاي زرهي(تانك يا نفربر) و سنگرهاي بتون آرمه دشمن بكار رفته و بوسيله نفر حمل مي‌شود. حداكثر برد آن 500 متر و برد مؤثر آن 330 متر و قابليت نفوذ 50 سانتيمتر در زره را دارد رزمندگان اسلام با كاربرد اين جنگ‌افزار تانكهاي زيادي از دشمن را در عملياتها منهدم كردند.(دانستنيهاي زرهي چاپ مركز زرهي)

2. سرهنگ پياده فيض‌الله رضائي مدت طولاني در مناطق عملياتي حضور داشته و سپس به قرارگاه پشتيباني ستاد نزاجا منتقل شد و همانجا بازنشسته گرديد.

3. امير سرتيپ2 زرهي علي قهاري از فرماندهان شايسته، مدير، شجاع و با دانش و ايده‌هاي سازنده و همدوره من بوده كه مدتهاي مديدي در مشاغل مختلف فرماندهي در مناطق عملياتي حضور داشته و سپس بازنشسته شد.

4. سرهنگ زرهي منصور رزاقي از فرماندهان با كفايت لايق مدير و با دانش ارتش بوده كه مدتهاي طولاني در مناطق عملياتي حضور داشته و هم اكنون دوران بازنشستگي را سپري مي‌نمايد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده