از هویزه تا آتش بس-34
فرداي آن روز من و سرهنگ براتي پور براي بازديد خط به موسيان رفته و قصد داشتيم داخل موسيان شويم كه يك درجه دار عراقي حاضر شده و اعلام كرد كه اگر داخل شهر شويد، برابر دستور فرماندهمان شما را دستگير خواهيم كرد و خواهش كرد كه به منطقه عراقي وارد نشويم. ما هم از رفتن به داخل شهر موسيان كه بيشتر از چند ساختمان از آن باقي نمانده بود، صرف نظر كرديم.

رسيدن خبر پذيرش قطعنامه

 تعدادي از افسران ستاد لشكر براي بررسي وضعيت يگانهاي تيپ4 در مورخه 27/4/67 در قرارگاه تيپ حضور داشتند و پس از صرف ناهار در اتاق فرمانده تيپ، در ساعت 14:00 راديو را روشن كرده تا اخبار را بشنويم كه گوينده راديو، خبر پذيرش قطعنامه و همچنين متن كامل اعلامية امام در اين باره را پخش كرد.

پس از استماع اخبار، تعدادي از اينكه جنگ بدين صورت خاتمه يافته ناراحت شدند، ولي فراموش نكنيم كه ما نظامي هستيم و در هر حال تابع دستورات سلسله مراتب بوده و اعتقاد راسخ و قوي به تصميم و اوامر ولي فقيه و فرمانده كل قوا را داريم، بنابراين منتظر دستورات بعدي شديم. آقاي دكتر ولايتي وزير امور خارجه به مقر سازمان ملل عزيمت نمود تا با همتاي عراقي و نماينده سازمان ملل در مورد اجراي مفاد قطعنامه  خصوصاً، آتش بس ، مذاکره کند .

اعزام مجدد يگانها به منطقه عملياتي

روز 28/4/67 دستور داده شد كه كلية يگانها از شهرك خارج شده و به منطقه عزيمت نمايند. با واگذاري تعدادي كمپرسي و خودروهاي موجود، يگانهاي تيپ به آن طرف پل نادري رفته و در منطقة عمومي كوت‌كاپن نزديك سه راه قهوه‌خانه مستقر شدند. ( كه تا پل رودخانه كرخه «پل نادري» حدود 20 كيلومتر فاصله داشت).

در كنار يك موتور آب كه فعال بود، ساختمان نيمه مخروبه‌اي را براي زيست و محل كار فرمانده تيپ، من و سرهنگ براتي پور انتخاب كرديم. تجهيزات و وسايل و امكانات لازم را نداشتيم. سربازان با ابتكار خود از بوته‌ها و علفها و شاخ و برگهاي موجود در منطقه، سايه‌باني براي استراحت خود در آن گرماي شديد درست كردند. كم‌كم آشپزخانه‌هاي يگانها احيا شده و غذاي گرم به نفرات داده مي‌شد.

بعد از دو ماه به مرخصي اعزام شدم. بعد از مراجعت از مرخصي باخبر شدم كه دو گردان به منطقه موسيان اعزام شده ولي پاسگاه تيپ در همان محل قبلي در كوت كاپن مستقر است. وقتي دليل اين جابه جايي را پرسيدم، سرهنگ براتي پور اظهار داشت چون نيروهاي سازمان ملل براي نظارت بر آتش‌بس وارد منطقه شده‌اند، بنابراين از تاريخ اجراي آتش‌بس نيروهاي طرفين در هر كجا كه مستقر شده‌اند، ديگر تغيير و يا جابه جا نمي‌شوند تا اينكه بندهاي ديگر قطعنامه اجرا شود.

 به دليل اينكه احتمال آمدن نيروهاي عراقي به داخل مرزهاي ج.ا.ا متصوّر بود، دستور داده شد كه در شب اجراي آتش‌بس نيروهاي خودي در امتداد خطوط مرزي مستقر شوند تا نيروهاي عراقي جلوتر نيايند.

بنابراين ما دو گردان در خط مستقر نموده و قرارگاه مقدم تيپ توسط سرگردي به نام ميرحسيني كه اخيراً از دوره عالي مراجعت نموده و به تيپ 4 اختصاص يافته و به كمك عناصري از ساير اركان ستاد تيپ تشكيل و اداره مي‌شود و تا اين لحظه نتوانسته‌ايم محل مناسبي براي پاسگاه تيپ پيدا كنيم.

فرداي آن روز من و سرهنگ  براتي پور براي بازديد خط به موسيان رفته و قصد داشتيم داخل موسيان شويم كه يك درجه دار عراقي حاضر شده و اعلام كرد كه اگر داخل شهر شويد، برابر دستور فرمانده‌مان شما را دستگير خواهيم كرد و خواهش كرد كه به منطقه عراقي وارد نشويم. ما هم از رفتن به داخل شهر موسيان كه بيشتر از چند ساختمان از آن باقي نمانده بود، صرف نظر كرديم.

به هر حال با جستجوي فراوان ساختماني را كه مربوط به پيمانكار ساخت سد خاكي رودخانه دويرج در كنار جاده آسفالته انديمشك ـ دهلران بود، پيدا نموده كه در جوار آن يك دهكده كوچكي قرار داشت و براي هر يك از اركان و قسمتهاي قرارگاه تيپ اتاق و محلي از ساختمانهاي آن ده پيش‌بيني شد و بلافاصله قرارگاه تيپ را به محل مذكور تغيير مكان داده و ضمناً ملاحظه كرديم كه دو انبار بزرگ سيمان در آنجا موجود است كه يگانها با استفاده از سيمان مذكور نسبت به ترميم سنگرهاي خود اقدام كردند.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده