دریاسالار (72)
برخورد با مین (3) روی این کره شناور پنج خار برای فعالکردن چاشنی تعبیه شده است که به یاد مخترع آلمانیشان نام "شاخکهای هرتز" (Hertz Horns) را برای آنها در نظر گرفتهاند. هرکدام از آنها تقریباً اندازه یک سوسیس بزرگ است و یک استوانه شیشهای (آمپول) حاوی اسید باتری را در خود جای داده است. هنگامی که یکی از این شاخکهای دارای فویل سُربی در برخورد با بدنه یک کشتی شکسته شود، اسید به درون یک سلول (پیل) خیس وارد میشود و جریان الکتریکی حاصله توسط پیل باعث فعال شدن چاشنی و متعاقباً انفجار چندصد پوند TNT میگردد.

فرآورده‌های حاصله از انفجار TNT کاملاً معمول هستند: گاز نیتروژن، مونواکسیدکربن، آب و دوده. اونس به اونس، این جامد زرد کمرنگ انرژی کمتری نسبت به گازوئیل و یا حتی شکر آزاد می‌کند. این سرعت سرسام‌آور اشتعالش است که باعث چنین حجم عظیمی از تخریب می‌شود. هنگامی که TNT در زیر آب منفجر می‌شود، فقط در عرض چند میلی ثانیه به حبابی از گاز تبدیل می‌شود. این حباب حجم عظیمی از آب را جابه‌جا می‌کند و یک موج انفجار با سرعتی مافوق صوت ایجاد می‌کند. این حباب که تا هزاران درجه گرم شده و فشاری چند هزار برابر فشار اتمسفر را داراست، پشت سر موج انفجار منبسط شده و آبی که پیش رویش قرار دارد را همانند یک دژکوب به جلو می‌راند.

این ضربات هوک چپ و راست،  ـ موج انفجار و در ادامه حباب حاصله- به تنهایی می‌توانند یک کشتی را فلج کنند، ولی تحت شرایط خاص، این عذاب می‌تواند چند ثانیه بیشتر نیز دوام داشته باشد. اگر حباب گازی سطح آب را نشکافد، تحت وزن دریا فرو می‌پاشد و دوباره منبسط می‌شود تا ضربه دیگری وارد کند. در آب‌های کم‌عمقی چون خلیج فارس، موج انفجار ممکن است توسط بستر دریا بازتاب داده شود تا دوباره ضربه خود را وارد آورد. اگر کشتی از موج و شوک‌های اولیه جان سالم به در ببرد، این حرکات شلاقی می‌تواند باعث شکسته ‌شدن تیر اصلی کف کشتی شود و در نهایت، اگر حباب گازی یک روزنه پیدا کند ـ برای مثال حفره‌ای در بدنه درب و داغان شده یک کشتی ـ هوا را به درون خود می‌کشد. وزن آب‌های اطراف باعث می‌شود که این بخارات فوق‌العاده داغ با فشار بسیار زیاد از این روزنه وارد شوند، همانند یک لوله بخار داغ که بترکد و جهنم برپا کند.

هیچ‌کس مینی را که به ناو Samuel B. Roberts برخورد کرد، ندید. این سلاح، بخصوص با مهارت و یا شانس بسیار بیشتری نسبت به سه مین دیگر که از جلو عرشه کشتی نمایان بودند، کار گذاشته شده بود. تکیه‌گاه (لنگر) مین حدوداً 250 فوت پایین‌تر در گل و لای کف ‌دریا جا خوش کرده بود.

 کابل نگهدارنده فولادی آن دقیقاً به اندازه‌ای بود که کره شناور را زیر سطح مات دریا نگه‌ دارد و فقط اندکی از بخشی از ناو که به عمق شانزده فوت در زیر سطح آب قرار داشت، بالاتر باشد.

در چند ثانیه اول که کشتی در حال عقب رفتن از روی کره مشکی بود، هیچ اتفاقی رخ نداد. بدنه این ناو فریگت از پاشنه به سمت جلو دارای شیبی رو به پایین بود که در یک سوم مانده به قوس جلو کشتی به نقطه عطف و بیشترین عمق آن در آب می‌رسید و سپس دوباره شیب به سمت بالا می‌رفت (یعنی عمیق‌ترین قسمت کشتی، دوسوم بدنه از پاشنه یا یکسوم از جلو آن فاصله داشت). هنگامی که کشتی به عقب حرکت می‌کرد، مین، تیغه سکان، پروانه و نگهدارنده تیغه سکان که وظیفه‌اش محکم نگه داشتن قسمت عقب کشتی بود را رد کرد.

 شاید آن مین توسط موج سینه (bow wave) تولید شده توسط کشتی برای لحظه‌ای عقب رانده شده بود؛ شاید حتی چند بار به کشتی برخورد کرده بود بدون اینکه به هیچ‌یک از پنج خار فعال کننده چاشنی‌اش ضربه‌ای وارد شود؛ ولی شانس Roberts درحدود ساعت 16:05 ته کشید. یک شاخک فویل سربی به صفحه فلزی نیم‌ اینچی بدنه کشیده شد. مواد شیمیایی ترکیب شده و یک جریان الکتریکی ایجاد گردید. یک هشتم تُن TNT با شدت هرچه تمام‌تر به گرما، بخار و دوده تبدیل گشت.

 موج انفجار در قسمت عرضی 276 اسکلت بدنه ـ در دو‌سومی طول بدنه 445 فوتی از سمت جلو ـ و فقط چهار فوت سمت چپ خط مرکزی (سراسری) ناو، به آن برخورد کرد. شدت انفجار در لحظه برخورد، کل کشتی را از جای خود بلند کرد، به ‌نحوی ‌که برای چند لحظه پاشنه ناو چند فوت بالاتر از قوس جلو کشتی قرار گرفت. تنش بیش از مقداری بود که تیر اصلی کف کشتی (ستون فقرات کشتی) بتواند تحمل کند.

تیر کف و عرشه اصلی عامل مقاومت ساختاری ناو بودند. آنها که از طریق دیواره‌های نسبتاً سبک و تراورس‌های عمودی (stringers) به یکدیگر متصل بودند، استحکام طولی مورد نیاز برای یک تیر L شکل دریایی را تأمین می‌کردند.

این سازه که یک طوفان مدیترانه‌ای و یک طوفان بادهای شمالی در خلیج را تحمل کرده بود، بدون اینکه حتی ذره‌ای تاب بردارد، نتوانست در برابر بار ناگهانی و شدیدی که از جانب مین به آن وارد شد، تاب بیاورد. برای یک لحظه، فریگت اندکی به دور نقطه برخورد پیچید. عرشه اصلی اندکی حالت تحدب پیدا کرد، همانند نوک یک تپه در دوردست و یا گردی کره زمین. سپس کشتی دوباره به حالت اولیه خود برگشت. قوس جلویی و پاشنه کشتی ناگهان به بالا پرتاب شدند.

این شوک و موج انفجار در کل طول کشتی حرکت کرد و باعث ترک خوردن پایه‌های هر دو آنتن رادار کنترل آتش شد، مقداری آب خنک ‌کننده روی کابینت تجهیزات رادار پاشید، دستگاه فتوکپی کشتی را در هم شکست و شیشه محافظ سالن غذاخوری را نیز خرد کرد. درست بالای نقطه برخورد، عرشه اصلی تاب برداشت و به همین‌ صورت نیز باقی ‌ماند. تیر اصلی کف کشتی به طور کل فرو ریخت. در پایین‌ترین قسمت بدنه، یک بخش دوازده فوتی از این تیر فولادی HY-80 همانند یک سیم ظرفشویی به دور خودش پیچید. این تازه شروع کار مین بود.

حباب گازی با شدت هرچه تمام‌تر به دنبال موج انفجار وارد عمل شد. مشخص نیست که کدامیک از صفحات فلزی بدنه را سوراخ کردند، ولی این حباب گازی بود که سوراخ را به اندازه یک کامیون باربر عریض کرده و بخارات سوزان را وارد موتورخانه اصلی کشتی کرد. یک گلوله آتشین فضا را پر کرد و در یک چشم به هم زدن میلیون‌ها دلار تجهیزات مهندسی شده دقیق را به تلی از آهن‌پاره‌های سوزان تبدیل کرد.

توربین‌های گازی از محل استقرار خود جدا شدند و محفظه اطراف خود را پر از سوخت کردند. انفجار باعث شکافته ‌شدن یک جفت مخزن ده هزار گالنی سوخت و سه مخزن نفت شده بود. یک لاین از سوخت هواپیما سریعاً تبخیر شد و محتوای پُر فشارش به هر سو فوران کرد. سایر فرآورده‌های نفتی به اطراف پاشیده شده و به محض تماس با فولاد داغ شعله‌ور شدند.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده