جنگ و زندگی-1
اي دل دمي تنها مشو از خود بيرون آي و با ياران هم دم همراز شو و راز ياران را بر افشاي تا آسوده گردي... خورشيد رازهاي شرر بارش را در پرتوي اشعه زرينش بر امت به پاخاسته نثار ميكرد. بوي عطر مستانه بهار آزادي به مشام ملت رسيد. شاه پرکهاي عشق آزادي به پرواز در آمدند و از هرسو گلهاي بهشتي، نونهالان زندگي و جوانها مخلص فرياد كشيدند، قل جاء الحق و زهق الباطل(آيه 81 سوره اسراء) حق آمد و باطل نابود شد، فرشته رحمت نجات آمد. ديو ظلم و ستم گريخت.

معرفي نويسنده

سرتيپ2 ستاد سيد بهاء الدين پزشكي طوسي متولد 1324، تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران گذرانده و در سال 1349 با درجه ستواندومي از دانشكده افسري فارغ التحصيل گرديد. دوره‌هاي مقدماتي و عالي پياده، و دانشكده فرماندهي ستاد، و دوره‌هاي عرضي جنگ در كوهستان و رزم تن به تن را در طول خدمت طي نموده است.

در طول خدمت در مشاغل فرمانده دسته، گروهان، گردان، تيپ خدمت نموده و آخرين مسئوليت وي مدير آموزشي نيروهاي مسلح، در اداره آموزش ستاد كل نيروهاي مسلح بوده است.

سال 1374 با مدرك جانبازي به افتخار بازنشستگي نائل گرديده است.

نامبرده از ابتداي شروع جنگ تحميلي در تاريخ  1/9/59 به جبهه حق عليه باطل اعزام و تا تاريخ 3/11/68 به مدت بيش از 6 سال به طور مداوم در جبهه‌هاي شمال غرب، غرب و جنوب در عمليات‌هاي تنگ حاجيان، مطلع فجر، فتح ‌المبين، بيت ‌المقدس، و محرم شركت نموده است.

وي خاطرات روز نويسي خود را در دو بخش به اتمام رسانده است. بخش يكم:  قبل از شروع جنگ؛ بازگشت امام خميني و هيجانات روزهاي انقلاب. بخش دوم: از شروع جنگ تا پايان عمليات تنگ حاجيان با مختصري بازنگري و ويرايش.

اميد است ادامه خاطرات ايشان نيز در آينده اي نزديك انتشار يابد. 

 

مقدمه

 

بارالها، آنچه خود لمس کرده‌ام و با او هم آغوش بوده‌ام، حماسه آفرينها و هنرمندي‌هاي رزمندگان اسلام در ميادين نبرد حق عليه باطل را جز خون دل چگونه مي‌توان بر سطوح كاغذ نوشت!

هستي بخشا كه به اين دل سودا زده تاب و توان ارزانيده‌اي كه ايثارگري‌هاي رزمندگان اسلام را به نگارش در آورم.

پروردگارا هدايت و تواني عطا فرما كه اين الگوي حيات جاوداني و سعادت ابدي راه نيك بختي و شهد عشق زندگي نمونه انسان‌هاي خود باخته را كه در دامن پر مهر و منزه اسلام تكامل يافته‌اند بتوان بر سپيدي كاغذ ترسيم كرد.

شب‌ها، روزها، روح سرگردانم. هنرمندي‌ها و زيبائي‌هاي اين رزم‌آوران در ميدان نبرد را مداوماً طواف مي‌كرد و با آنها هم راه و هم‌سو بود و ارواح اين فرشتگان سلحشورکه در جبهه کنار من بودند و راز و نيازهاي زندگي خود را با معشوق وجودشان نجوا مي‌كردند. هم آوا ندا سردادند. اي بي‌وفا يار، اي جفاکش، مگر تو يار ما نيستي، قول ندادي که در طي طريق اين راه با ما همگام باشي!

ما دامنه‌ي معشوقمان را رها نكرده‌ايم، اغلب ياراني که دمي با تو بودند هم اکنون به ديار ملکوت پيوسته و از شهد عشق به محبوب سيراب گشته‌، و حظ حيات جاوداني برده‌اند و سعادت ابدي را دريافته‌اند، حال تو چه خموشي، چرا آنچه را ديده‌اي و با ما بودي با ياران درميان نمي‌گذاري و ما را ياري نمي‌کني.

راستي در اين دنياي کوچک، و عمر کوتاه زندگي، اي انسان چرا نبايد بر فراز قلل آزادي به پرواز درآيي و راه سعادت نيک‌بختي را که شايسته هر انسان فرزانه است با مرغ ملكوتيّت هم‌راز نمائي حاشا که رندان در پس اين قافله خفتند، ماندند و باختند.

واقعاً براي من اعجاب انگيز است که اشرف مخلوقات اندک صباحي سرکش ياغي چنان در پس هواي نفساني خويش تاخت و تاز مي‌کنند که شرافت انسان و انسانيت، تسليم و اسير نفس مي‌گردد و مشعل فروزان عشق و نور هدايت را به يد ظلمت آرزوهاي گمشده مي‌سپارند.  چون وحوشي سردرگم، مدهوش و غافل از گوهر خويشتن در تنگناي تقدير زمان پنجه نرم مي‌کنند تا تباه گردند.

درد رنج عشق ياران مرا سوخته بودند، و در اين کوران ره ضروري دانستم که دين خود را به اين عزيزان جان برکف ادا کنم. و آنچه ديده‌ام و لمس وجود کرده‌ام، با ياران در ميان گذارم، و خط سرخ شهادت الهي را همانند شقايق‌هاي آتشين و گل لاله‌هاي سرخ دشت دمن، گويي روح پر فتوح دلاوران رزمنده در كليه نقاط اين خطه مقدس ايران سري بر افراشته و جملگي ندا سرداده‌اند. اي يار بي‌وفا و جفاکش، مگر تو با ما نبودي؟ چرا قصه دل ما را با ياران در ميان نگذاشتي..

اي دل دمي تنها مشو از خود بيرون آي و با ياران هم دم همراز شو و راز ياران را بر افشاي تا آسوده گردي…

خورشيد رازهاي شرر بارش را در پرتوي اشعه زرينش بر امت به پاخاسته نثار مي‌كرد. بوي عطر مستانه بهار آزادي به مشام ملت رسيد. شاه پرک‌هاي عشق آزادي به پرواز در آمدند و از هرسو گل‌هاي بهشتي، نونهالان زندگي و جوان‌ها مخلص فرياد كشيدند، قل جاء الحق و زهق الباطل(آيه 81 سوره اسراء)

حق آمد و باطل نابود شد، فرشته رحمت نجات آمد. ديو ظلم و ستم گريخت.

 

منبع: جنگ و زندگی، پزشکی طوسی، سید بهاالدین، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده