عبور از سيروان (36)
طرح حمله به نوسود طي جلساتي كه با شركت مسئولين سپاه پاسداران كرمانشاه و پاوه و فرماندهان ارتش برقرار شده بود، سرهنگ عطاريان دستور طرحريزي و اجراي عمليات در منطقة پاوه را صادر كرده بود و نمايندگاني را نيز جهت بررسي اعزام نموده و از فرمانده گردان 139 خواسته بود تا طرح خود را تهيه و ارائه دهد.

بنابراين سرگرد ايرج حيدري معاون گردان، فرماندهان گروهان را احضار كرده و در اين رابطه از ما خواست تا طرح خود را براي آزادسازي منطقة نوسود تهيه كنيم. در اين رابطه طرحي تهيه كردم كه ارتفاعات و نقاط مهم منطقة نوسود از جمله قله شمشي، بيلته، قله نروي، قله كماجر، وزلي، شوشمير بالا، تشار، نيسانه و يال قلي مشرف بر روستاي نودشه با پياده كردن نيرو توسط بالگرد همزمان اشغال و آزاد مي‌شدند و نيروي پياده و ستون موتوري با سلاح سنگين از طريق جاده به شهر نوسود مي‌رسيدند. اجراي اين طرح در توان نيروي موجود در پاوه نبود و استعدادي در حد يك لشكر لازم داشت؛ آن هم با پشتيباني به موقع يگان مهندسي و راه‌سازي و مداومت عمليات پشتيباني هوانيروز. بنابراين اين‌گونه طرح‌ها فقط به ذهن‌ها خطور مي‌كرد و يا در حد طرح و بيان بود.

روزي در يكي از جلسات كه در محل فرمانداري پاوه تشكيل شده بود تا به بررسي طرح‌ها و نظرات بپردازند، سرگرد حسين شهرام‌فر افسر نيروي مخصوص كه با تيمي چند نفره به پاوه آمده بود، گفت: «آقايان تصرف نوسود آن‌ قدر مهم نيست و نياز به طرح پيچيده‌اي ندارد. طرح ما اين است؛ بسم الله الرحمن الرحيم، ما مي‌رويم و نوسود را مي‌گيريم! سرگرد شهرام‌فر انساني با خصوصيات ويژه بود. توانايي جسماني و چالاكي او زبانزد و داراي اراده‌اي قوي و متكي به نفس و در عين حال بسيار مؤمن و مقيد به اجراي عبادات و فرايض ديني بود. ارائة اين طرح و نحوة بيان آن كه اطمينان و يقين او به عملي بودن و موفقيت عمليات را نشان مي‌داد، جاذبة او را بيشتر مي‌كرد. اما آيا او مي‌خواست به ما قوت قلب و آرامش بدهد يا باور داشت كه تصرف منطقة نوسود خيلي ساده است؟!

يك روز كه هوا صاف و آفتابي بود، در داخل برف‌هاي پايگاه مزيدي مشغول آموزش خمپاره‌انداز 81 ميلي‌متري و آزمايش خدمة آن بودم كه سرگرد ايرج حيدري معاون فرمانده گردان به اتفاق ابراهيم همت فرمانده جديد سپاه پاوه با چند نفر همراه وارد مزيدي شدند و پس از حضور در محل آموزش و توقفي كوتاه از من خواستند تا به محل استراحتم برويم. ادامة آموزش را به گروهبان ملكي و سربازان قديمي سپردم و به اتفاق ميهمانان به يكي از اتاق‌هاي مدرسه كه محل استراحت و دفتر كارم بود رفتيم. موقع نماز بود. آنها بعد از اقامة نماز و پس از صرف نهار بلافاصله طرح عمليات را برايم تشريح كرده و مأموريت گروهان يكم را ابلاغ نمودند. طرح به اين ترتيب بود كه گروهان دوم توسط بالگرد بر روي ارتفاع بيلته و تپة مشرف به روستاي نروي هلي‌برن شود. در اين مأموريت عناصري از پاسداران بومي و چند نفر از افراد نيروي مخصوص، گروهان دوم را همراهي كردند. گروهان يكم و دو يگان از بسيجيان و پاسداران از طريق جادة اصلي پس از عبور از پل دوآب و روستاهاي نيسانه و تشار در نزديكي شهر نوسود متمايل به راست حركت كرده و بر روي ارتفاع وزلي در شمال‌شرقي نوسود مستقر مي‌شدند. همزمان يگان پاسداران محلي به فرماندهي برادر فاروق جهت پاكسازي سلطان ساق(سلطان اسحاق) و شيخان و بستن راه ارتباطي بين باينگان و هيروي در مقابل ارتفاع پروينه و پيچ رودخانة سيروان اقدام مي‌كرد تا عوامل دشمن نتواند به عقبة يگان‌ها دسترسي يابد.

به نظرم طرح خالي از اشكال نبوده و اجراي آن به سهولتي كه مسئولين مي‌گفتند عملي نبود. از طرفي مايل بودم گروهان يكم توسط بالگرد هلي‌برن شود تا هم زحمات و دردسر ترابري تا تونل دوآب و عمليات زميني كم شود و هم خطر كمين و درگيري‌هاي مسيردر میان نباشد، لذا پرسيدم چرا گروهان ما را كه 15 كيلومتر عقب‌تر از گروهان دوم است، هلي‌برن نمي‌كنيد؟ دربارة تهديد ستون زميني و چگونگي مقابله با آن هم پرسيدم. برادر همت كه بيان شيوايي داشت و در عين احاطه به كلام، با اطمينان از موفقيت طرح صحبت مي‌كرد، به ابهامات من پاسخ داد. او گفت براي برقراري تأمين جناح راست ستون پياده فكر شده است؛ به اين ترتيب كه قبل از رسيدن نيرو به تونل دوآب به وسيلة تيربار كاليبر 50 مستقر بر روي تويوتا كه در مسير هيروي ـ جادة سرپل ذهاب در حال حركت است، گردنه‌ها و پيچ‌وخم‌هاي محدودة نيسانه و تشار زير آتش قرار مي‌گيرد و پاكسازي مي‌شود تا افراد ضدانقلاب نتوانند كمين كنند. سرگرد حيدري هم گفت بخشي از گروهان دوم به پايگاه هوانيروز كرمانشاه منتقل مي‌شود تا افراد تك‌ور آن مستقيماً از كرمانشاه روي هدف‌ها هلي‌برن شوند و بقية گروهان بايد نزديك‌تر به هدف آماده سوار شدن در مرحلة بعدي توسط همان بالگردها باشند. آنان بر آمادگي من تأكيد كرده و گروهان را به مقصد پاوه ترك كردند.

 

 

منبع: عبور از سیروان، سرتيپ2 ستاد علي عبدي بسطامي ، ۱۳۹1، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده