هفتمین فصل غزل (9)
نگاهم در دل دریا و دشته غم و اشکم، سكوتم، سر گذشته دلم با خون کارون میزنه موج گمونم نوبت والفجر هشته

بهای خون

صالح افشار تویسرکانی

مرا خاطر ز چزابه غمینه

که نعش هم‌قطارم بر زمينه

شهید از جای خود برخیز و بنگر

بهای خون تو فتح المبينه

 

والفجر هشت

نگاهم در دل دریا و دشته

غم و اشکم، سكوتم، سر گذشته

دلم با خون کارون میزنه موج

گمونم نوبت والفجر هشته

 

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده