هفتمین فصل غزل (8)
شما رفتید و حسرت سهم من شد جنون و داغ غربت سهم من شد شما رفتید و من اینجا غریبم زفيض سرخ مردن بینصیبم شهادت، ای شهادت! ناز شستت! پرستو کن مرا، قربان دستت

دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش

رضا اسماعیلی

چه شد آن روزهای آتش و خون؟

خدا مردان آتش بال مجنون

علیمردان یا زهرا و یاهو

بهشتی سیرتان یا علی گو

چه شد آن خاکریز، آن جبهه، آن درد؟

چه شد آن تیغ، آن زخم جوانمرد؟

کجا رفتند مردان عدالت

بسيجي سيرتان راست‌قامت

همانانی که عاشورا قيامند

شهیدان بلی گوی امامند

چه دل‌تنگم، چه دل‌تنگم، چه دلتنگ

کجا رفتند آن مردان يكرنگ؟

شهیدان! سخت دلتنگ و غریبم

خمار جرعه‌ای «اَمّن يجيبم»

شهیدان خدایی! بی‌قرارم

خدا را! طاقت ماندن ندارم

چه تنها مانده‌ام افسرده بر خاک

شما رفتید تا افلاک، چالاک

مرا تنها رها کردید و رفتید

به حسرت مبتلا کردید و رفتید

کجایید ای شهیدان خدایی؟

بلاجویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک بالان عاشق؟

پرنده‌تر زمرغان هوایی

شما رفتید و حسرت سهم من شد

جنون و داغ غربت سهم من شد

شما رفتید و من اینجا غریبم

زفيض سرخ مردن بی‌نصیبم

شهادت، ای شهادت! ناز شستت!

پرستو کن مرا، قربان دستت

 

 

منبع: هفتمین فصل غزل ، مجموعه شعر دفاع مقدس ، 1376، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده