دریاسالار (20)
علل حضور نیروهای فرامنطقهای در خلیج فارس مواضع ایالات متحده در جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران را میتوان در چهار مرحله به هم پیوسته مورد ارزیابی قرار داد: مرحله اول: آغاز جنگ و اتخاذ موضع بیطرفی نسبی از طرف آمریکا (1982ـ1981). مرحله دوم: دوره حمایت غیرمستقیم از عراق و تلاش برای برقراری روابط دیپلماتیک با این کشور و لغو تحریم (1984ـ 1983). مرحله سوم: دوره حمایت نظامی و اطلاعاتی وسیع از عراق (1988ـ1984). مرحله چهارم: دخالت مستقیم در جنگ و برخورد نظامی آمریکا با ایران (1989).

مرحله اول

قبل از آغاز جنگ، تحت فشار لابی صهیونیسم آمریکا در سال 1979 عراق را در فهرست کشورهای حامی تروریسم قرار داده بود.  با توجه به اینکه از زمان حاکمیت حزب بعث، رژیم عراق در جرگه نفوذ شوروی قرار گرفته بود، ایالات متحده نظر مساعدی نسبت به این کشور نداشت. از اینرو می‌بینیم که حتی بین دو کشور روابط دیپلماتیک نیز برقرار نبود.

 از نظر واشینگتن، نه ایران اسلامی و نه عراق تحت نفوذ شوروی و مدعی ناسیونالیسم عربی هیچک رژیم‌های مطلوبی به شمار نمی‌آمدند. در نتیجه، درگیری نظامی و تضعیف دو رژیم نامطلوب حادثه میمونی به شمار می‌آمد. هنری کیسینجر[1] در سال 1981 با صراحت اعلام کرد: "نفع نهایی آمریکا در این است که هر دو طرف شکست بخوردند."

از اینرو می‌بینیم واشینگتن در اتخاذ موضع مردد بود؛ ولی نهایتاً ترجیح داد بین دو رژیم نامطلوب جانب رژیمی را بگیرد که از نظر آمریکا شر کمتری محسوب می‌شد. با این وصف، آمریکا رسماً خود را کشور بی‌طرف در جریان آغاز جنگ معرفی کرد و آشکارا از عراق حمایت نکرد، هر‌چند که با تجاوز عراق نیز مخالفتی نیز نکرد. از نظر کاخ سفید، در این برهه از جنگ نه تنها عراق اهداف آمریکا را در جنگ با ایران پیش می‌برد، بلکه آرام آرام عراق در روابط اقتصادی و نظامی خود از اتحاد شوروی دور می‌گشت و به آمریکا نزدیک می‌شد. دقیقاً همان روشی که رئیس‌جمهور مصر(1970) انور سادات به کار گرفت.

در این دوره‌، عراق خود را برای اهداف شوم آینده آماده می‌کرد. یک سند آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا دلالت بر این دارد که عراق از دهه 1970 به طور فعالانه‌ای در پی تحصیل جنگ‌افزارهای شیمیایی بوده است.

روزنامه ایندپندنت نیز گزارش کرد که وزارت کشور عراق طی دستورالعمل شماره 2884 دستور بازداشت پنج هزار نفر اغلب اکراد دارای ریشه ایرانی و میانگین سنی 18 تا 28 سال را صادر کرد. این دستگیرشدگان هیچ‌وقت دوباره دیده نشدند.

در تحقیقاتی که روزنامه ایندپندنت از پناهندگان کُرد مقیم لندن نیز انجام داد آنها معتقد بودند که پنج هزار نفر مزبور به‌ عنوان طعمه آزمایشگاهی در آزمایشگاه‌های تسلیحات شیمیایی رژیم صدام قتل عام شده‌اند.

مواضع ضد ایرانی رژیم صدام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به گونه‌ای بود که "هوارد تیچر" یکی از مقامات ارشد شورای امنیت ملی کابینه ریگان در اظهاریه رسمی خود در دادگاه محلی فلوریدا به‌ عنوان یکی از شهود کمک تسلیحاتی آمریکا به رژیم صدام، اظهار کند: پرزیدنت ریگان در سال 1982 تصمیم گرفته که از هر راه ممکن، جلو شکست عراق را در جنگ بگیرد."

چنین اظهار نظری نشانه اطمینان و خشنودی دولت آمریکا از تغییر جهت سیاست خارجی عراق از یک دولت کاملاً در جرگه شرق، به کشور متمایل به غرب بود.

مرحله دوم

مرحله دوم موضع‌گیری آمریکا در جریان جنگ تحمیلی را می‌توان متعاقب فتح خرمشهر و عقب ‌راندن نیروهای عراقی به مرزهای بین‌المللی توسط رزمندگان اسلام جست‌‌وجو کرد. در این برهه، ایران از حالت تدافعی به تهاجمی علیه عراق تغییر یافت و دولت آمریکا سعی نمود که کمک بیشتری به ارتش عقب‌زده عراق نماید. آمریکا ضمن پی بردن به پیامدهای سیاسی و ژئوپلیتیکی شکست صدام در جنگ تحمیلی، مبادرت به برقراری روابط دیپلماتیک با بغداد و حمایت آشکار از عراق نمود. در این راستا، آمریکا سعی کرد که رژیم‌های وابسته عرب را نیز تشویق به حمایت مالی و تسلیحاتی در عراق بنماید. هراس شکست عراق و حتی سرنگونی رژیم صدام باعث نگرانی واشینگتن و کشورهای متحد عرب محافظه کار او گردید. در یکی از سندهای سیا که به ‌تازگی از طبقه‌بندی خارج شده و در دسترس عموم قرار گرفته است، تحلیل آمریکا را از روند جنگ و عواقب آن نشان می‌دهد:

"عراق اساساً جنگ را به ایران باخته است. نگرانی اصلی بغداد اکنون پیشگیری از تهاجم ایران است. عراقی‌ها حتی با همکاری سایر اعراب نیز نمی‌توانند این وضعیت نظامی را تغییر دهند. رژیم صدام حسین به شدت آسیب دیده است؛ اما با توجه به این شرایط به‌وجود آمده، سرنگونی وی چندان قریب‌الوقوع به نظر نمی‌رسد."

این سند سپس به تبعات مثبت و منفی ادامه جنگ و تهاجم احتمالی ایران به عراق پرداخته و خاطرنشان می‌کند که این جنگ به تضعیف اتحاد اعراب علیه اسرائیل و کاهش مخالفت کشورهای میانه‌روی عرب با حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس شده است. در این سند، یکی دیگر از ابعاد مثبت جنگ کمک قاهره به بغداد و بازگشت مصر به جهان عرب ذکر شده است. مصر پس از امضای قرارداد صلح کمپ دیوید با اسرائیل از سوی بیشتر کشورهای عربی طرد شد. سازمان سیا صریحاً ادامه جنگ و یا حتی کشمکش‌های مرزی بین ایران و عراق را در جهت منافع آمریکا دانسته است. این سند همچنین می‌افزاید چنانچه درگیری بین ایران و عراق گسترش یابد، کشورهای میانه‌روی عرب اعتماد خود را به آمریکا از دست خواهند داد و فشار بیشتری به واشینگتن برای متوقف کردن تهران اعمال خواهند کرد.

بنابراین، دولت آمریکا در این مرحله از جنگ با استفاده از متحدان خود در خاورمیانه، شروع به فرستادن کمک‌های نظامی به عراق نمود. اردن، کویت، عربستان و مصر تجهیزات عدیده نظامی شامل بالگرد، بمب، هویتزر و غیره را با تأیید مخفیانه دولت رایگان در اختیار عراق قرار دادند. ایتالیا نیز تجهیزات نظامی در اختیار عراق داد. گفته می‌شود اقدام ایتالیا به دنبال درخواست شخصی ریگان از جولیو آندرئوتی (نخست‌وزیر وقت ایتالیا) انجام گرفت.

در این زمان، ریگان بنا به توصیه ویلیام کیسی (رئیس وقت سازمان سیا) به وزارت دفاع و سازمان سیا دستور داده است که از عراق حمایت اطلاعاتی و سخت‌افزاری به عمل آورند.

هوارد تیچر (یکی از مقامات دفتر امنیت ملی دوره ریگان) خاطرنشان می‌سازد که کیسی پیشتاز تلاش‌های مربوط به اطمینانابی از وجود جنگ‌افزار، مهمات و امکانات خودرویی کافی در عراق برای شکست نخوردن جنگ در برابر ایران بوده است.

دولت ریگان به رغم اعتراض شدید کنگره‌، عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد. این امر راه را برای حمایت تسلیحاتی آمریکا از عراق در آینده هموار کرد.

این در حالی بود که بعد از فتح خرمشهر و شکست‌های پی‌در‌پی عراق، آمریکا احساس می‌کرد که می‌بایست شدت عمل بیشتری در حمایت از عراق نشان دهد.

 از اینرو، ریگان مجبور شد مابین دو راه:

(1) آمریکا به بی‌طرفی ادامه دهد و اجازه دهد که عراق از ایران شکست بخورد،

(2) دخالت و حمایت از عراق

یکی را انتخاب نماید.

 در ژوئن 1982، ریگان تصمیم گرفت حال که آمریکا نمی‌تواند شکست عراق را تحمل کند، هر اقدام ضروری و قانونی را برای جلوگیری از شکست عراق به عمل آورد.

 ریگان در روزهای نوزدهم و بیستم دسامبر 1983، هیئت سیاسی خاورمیانه خود را به بغداد اعزام کرد. "دونالد رامسفلد" به همراه نامه کتبی جهت بازگشایی روابط دیپلماتیک که بعد از جنگ 1976 اعراب و اسرائیل محدود شده بود، وارد بغداد شد. وی شخصاً به مدت نود دقیقه با صدام ملاقات و جهت برقراری روابط دیپلماتیک آمریکا و عراق صحبت کرد. رامسفلد همچنین علاقه آمریکا را در احداث خط لوله نفت عراق ـ بندر عقبه اعلام می‌کند. رامسفلد به استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی هیچ اشاره‌ای نمی‌کند. بعد از ملاقات وی با صدام، رامسفلد با طارق‌عزیز (وزیر خارجه عراق) نیز دیدار می‌کند. آنها توافق می‌کنند که "آمریکا و عراق علایق مشترک زیادی دارند." دو دهه بعد از این ملاقات تاریخی، رامسفلد در نوزدهم سپتامبر 2002 به کنگره آمریکا در این باره توضیح داد.

رامسفلد دوباره در 24 مارس 1984 سفر دیگری به بغداد می‌نماید. درست همان روزی که سازمان ملل خبر استفاده ارتش عراق از گازهای سمی و بمب‌های شیمیایی علیه ایران را اعلام نمود، رامسفلد و طارق ‌عزیز (وزیر خارجه عراق) در حال مذاکره در بغداد بودند. یک روز قبل از آن هم دولت ایران ادعا کرد که عراق به ‌وسیله بمب‌های شیمیایی 600 سرباز ایرانی را مسموم کرده است‌.

هیچ شکی نیست که دولت آمریکا از استفاده عراق از بمب‌های شیمیایی ارتش عراق مطلع بوده و در پنجم مارس 1984 وزارت خارجه آمریکا  با صدور اعلامیه علنی، استفاده عراق را از سلاح‌های شیمیایی محکوم کرد.

 یک تلگرام وزارت خارجه آمریکا اعلام می‌دارد: "ایالات متحده به این نتیجه رسیده است که شواهد موجود اتهامات ایران را مبنی ‌بر استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی تأیید می‌کند."

در حالی‌ که ایران تلاش داشت پیش‌نویس قطعنامه‌ای را برای محکومیت استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی از تصویب شورای امنیت بگذارند، به نماینده آمریکا در سازمان ملل توصیه شد که تلاش کند درخواست ایران رد شود و اگر چنین کاری ممکن نباشد، رأی ممتنع بدهد. سفیر عراق نیز با سفیر آمریکا در سازمان ملل ملاقات کرد و از وی خواست که نسبت به مسئله استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی خویشتن‌داری شود.

در سی مارس 1984، هیئت رئیسه شورای امنیت سازمان ملل با صدور بیانیه‌ای، بدون نام بردن کشوری استفاده از سلاح‌های شیمیایی را در جنگ ایران و عراق تقبیح کرد، در حالی ‌که ایران خواستار صدور قطعنامه الزام‌آور در محکومیت استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران شده بود. جالب این است که یک روز قبل از این، طی دیدار دیپلمات‌های عراقی (کاظم حمدون) و آمریکایی (جیمز پلاک)، طرف آمریکایی ابراز داشت که هیچ قطعنامه‌ الزام‌آوری صادر نخواهد شد و در بیانیه نیز نامی از عراق برده نخواهد شد. در یادداشتی که برای وزارت خارجه آمریکا  ارسال گردید، جیمز پلاک متذکر شد که "بیانیه هیئت رئیسه شورای امنیت سازمان ملل هر سه عنصر مورد نظر کاظم حمدون را در برگرفته است.

در دست داشتن سلاح‌های کشتار جمعی غیرقانونی و استفاده از آنها در جنگ ایران و عراق هیچ‌گاه تأثیری در رشد، همکاری و علاقمندی رامسفلد و دولت آمریکا با رژیم دیکتاتور عراق نداشت.

در نوامبر 1984، دولت آمریکا و عراق رسماً روابط دیپلماتیک خود را آغاز کردند.

 

منبع: دریاسالار، دریاداردوم ستاد عبدالله معنوی رودسری ، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1] . هنری کیسینجر در دوره‌ ریچارد نیکسون به ‌عنوان وزیر امور خارجه‌ آمریکا مشغول به کار شد. از وی به عنوان یکی از استراتژیست‌های ارشد ایالات متحده آمریکا نام می‌برند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده