از هویزه تا آتش بس-26
اين گونه حوادث غير مستقيم اثر عميقي بر اعصاب و روان هم سنگران و هم رزمان وي در گردان 201 و ساير يگان ها ميگذارد. نامبرده داراي دو فرزند بود. هر چقدر مدت جنگ طولاني مي­شد، شاهد حوادث اين چنيني در مورد همرزمان خود ميگرديديم. با اينكه يقين داشتيم كه آنها شربت شهادت را نوشيده و درآن دنيا مقام بسيار رفيع و بالائي در پيشگاه خداوند متعال و ائمه اطهار دارند ولي به هر حال فقدان آنها برايمان سنگين بود.

شهادت سروان سيم بر

از طريق سلسله مراتب صورت اسامي مسئولان حادثه را از گردان ما خواستند. هنوز چند روزي از حادثه فوق نگذشته بود كه اتفاق ناگوار ديگري در گردان 201 رخ داده و سروان سيم‌بر رئيس ركن دوم گردان مذكور در نزديكي اهواز در اثر تصادف شهيد گرديد. افسري كه از شروع جنگ تحميلي در گردان هم جوار ما بوده و گاهي وي را در كميسيون ها و يا شناسايي‌ها  ملاقات مي‌كرديم و بارها در كنار هم غذا خورده و شرايط سخت عملياتي را سپري مي‌كرديم.

 اين گونه حوادث غير مستقيم اثر عميقي بر اعصاب و روان هم سنگران و هم رزمان وي در گردان 201 و ساير يگان ها مي‌گذارد. نامبرده داراي دو فرزند بود. هر چقدر مدت جنگ طولاني مي‌شد، شاهد حوادث اين چنيني در مورد همرزمان خود مي‌گرديديم. با اينكه يقين داشتيم كه آنها شربت شهادت را نوشيده و درآن دنيا مقام بسيار رفيع و بالائي در پيشگاه خداوند متعال و ائمه اطهار دارند ولي به هر حال فقدان آنها برايمان سنگين بود.

فرمانده گردان 201 هم رزم و دوست قديمي و ديرينه من (سرگرد رسولي مقدم) از سفر حج مراجعت كرده و خاطرات زيادي از اين سفر روحاني و معنوي براي ما تعريف ‌نمود.

 

بروز حادثه ‌هاي ناگوار و تأثير آن

يك روز ظهر كه روي تخت هاي خود با سرگرد جلال‌آبادي خوابيده و استراحت مي‌كرديم، ناگهان در داخل سنگر و نزديك تختخوابم يك عدد افعي را مشاهده كرديم. هيچ گونه وسايل و ابزاري در نزديكي خود نداشتيم تا به وسيله آن افعي را بكشيم. به هر حال از تلفن صحرائي كه بالاي تختم قرار داشت استفاده كردم و يكي از سربازان فوراً به سنگر آمده و مار را در وسط سنگر كشت. خلاصه ديدن ناگهاني اين چنين صحنه‌ها غير مستقيم در مناطق عملياتي امري عادي است و اين گونه صحنه‌ها را فقط بايد لمس كرد تا ميزان تأثير گذاري آن را درك كرد.

عدم اجراي عمليات طرحريزي شده

گشتي هاي ما هر روز به سمت دشمن اعزام مي‌گرديدند، ضمن اينكه گشتي هاي شناسائي دشمن هم معمولاً شب ها به جلو مي‌آمد و چند دفعه گشتي هاي طرفين با هم برخورد و درگير مي‌شدند كه خوشبختانه آسيبي به رزمندگان ما نرسيد ولي تعدادي از نفرات دشمن كشته شدند. قرار بود در راستاي طرح عملياتي كميل عمليات گسترده‌اي درمنطقه جنوب با شركت لشكرهاي 81 كرمانشاه، 28 كردستان، 92 اهواز، 77 خراسان،21 حمزه و تيپ 55 هوابرد و يگان‌هاي سپاه پاسداران و بسيج مردمي صورت گيرد ولي به دليل اينكه دشمن سرتاسر منطقه مورد نظر را آب انداخته بود، اين عمليات به مرحله اجرا در نيامد. با اينكه هزينه و سرمايه گذاري زيادي روي اين عمليات انجام گرفته و يگان‌هاي مذكور تمرين‌هاي زيادي انجام و طرحريزي و پيش‌بيني‌هاي لازم را به عمل آورده بودند، ولي به دليل پيش گفته اجرا نگرديد و بالاخره دستور داده شد كه لشگر 28 و لشكر 81 به مناطق سرزميني خود مراجعت كنند.

اجراي عمليات آزادسازي جاده مواصلاتي ميمك (عمليات عاشورا)

عمليات آزادسازي جاده ميمك در تاريخ  25/7/63 با شركت تيپ 84 خرم‌آباد و سپاه پاسداران انجام شد و ارتفاعات گركني كوه گچي، كاسه كاف، تنگ بيجار و ارتفاعات شمال غربي ميمك آزاد شد. با اينكه دشمن چندين مرحله پاتك‌هاي شديدي در منطقه مذكور انجام داد، ولي نتوانست موفقيتي به دست آورد.

شهادت سرهنگ اقارب‌پرست

 خبر ناگوار ديگري به من رسيد. خبر شهادت سرهنگ حسن اقارب‌پرست جانشين فرمانده لشكر 92 يكي از افسران انقلابي، متعهد، مؤمن، دوست صميمي و از بستگان شهيد كلاهدوز بود. شهيد اقارب پرست اولين فرمانده من پس از طي دوره مقدماتي در مركز زرهي شيراز بود و هر چقدر بخواهم از صداقت، مديريت، تعهد و خصايل برجسته اين شهيد بزرگوار بگويم، باز هم نمي‌توانم حق مطلب را ادا كنم و از خداوند متعال مسئلت دارم كه مقامش در آن دنيا عالي است. عالي تر قرار دهد (روحش شاد).

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده