از هویزه تا آتش بس-25
اين رویداد باعث شد كليه يگانهاي لشكر از خواب غفلت بيدار شوند چون مدتها بود كه وضعيت پدافندي اكثر پرسنل را بيتفاوت نموده و مسئله تأمين و نگهباني را جدي تلقي نميکردند بعد از اين واقعه كليه سنگرها تأمين و گشتي دورادور برقرار كرده و سلاح و مهمات كافي جهت هر پايگاه پيشبيني گرديد. ولي متأسفانه دوباره پس از مدتي وضعيت به حالت قبلي برگشت و تعداد دو نفر از نفرات گردان 185 نيز توسط گشتي دشمن ربوده شدند.

مشكلات فرماندهان در اداره يگانها

 

مدت يك ماه بود كه مرخصي نيروهاي نظامي ممنوع شده و فرماندهان با مشكلات زيادي مواجه بودند. عدم واگذاري سربازان جديد هم باعث نقصان آمار پرسنلي گشته؛ در نتيجه روز به روز آمادگي رزمي يگانها كاهش مي‌يافت.

دوره عالي و دافوس[1] تعطيل شده و افسران دوره‌هاي مذكور به عنوان نيروي ذخيره عملياتي به جنوب (قرارگاه كربلا) اعزام گرديده‌اند.

طولاني شدن جنگ و خستگي پرسنل، كمبود وسايل و تجهيزات و گرماي طاقت‌فرساي منطقه باعث شده بود كه به منظور اجراي يك دستور ساده چندين بار آن را تكرار كرد تا به مرحله عمل درآيد.

كساني كه مرتكب 9 فقره فرار و يا به مدت دوسال منطقه را ترك نموده بودند، مجدداً به يگان مراجعت مي‌نمودند و روي‌هم‌رفته كه فرمانده‌هان با كوهي از مشكلات مواجه بوده و مسلماً زحمات و تلاش آنها در نزد خداوند محفوظ است.

تك هاي محدود دشمن (گشتي رزمي دشمن)

در سميناري كه با شركت كليه فرماندهان در حضور فرماندهي قرارگاه جنوب سرهنگ حسني سعدي برقرار شد، مقرر گرديد هر گروهان تانك با دو دسته پياده و يك دسته تانك و يك رسد خمپاره‌انداز 81 ميليمتري سازماندهي شود. استقرار طولاني در يك منطقه رملي به مدت زياد (بيش از 18 ماه) بيشتر پرسنل را در مسايل پدافندي و عملياتي با حالت عادي مواجه ساخته بود. چنانچه يكي از سربازان گروهان دوم در منطقه درب ديه توسط تك‌تيرانداز دشمن، جزئي مجروح گرديده، ولي مسئول پايگاه با تعبير اينكه هوا در اكثر روزها توأم با باد و همراه با ماسه بوده و دشمن در فاصله زيادي حدود 6 كيلومتر مستقر است، گفته سرباز مذكور را باور و تأئيد ننموده و گزارش نمي‌کند. جسارت دشمن با همكاري منافقين زياد شده و در منطقه لشكر 58 ذوالفقار دو نفر را كشته و دو نفر را با خودرو تويوتا به اسارت برده بود. در منطقه تيپ 3 همدان به ديده‌بان حمله و وي را مجروح و تيربار آن را مي‌برند. اين مطالب كه بخشنامه شده بود، از طريق گردان نيز بخشنامه و به كليه پرسنل در مورد هوشياري و مراقبت تذكرات لازم داده شده بود.

در مورخه 24/6/63  جهت بازديد به بنه گردان كه حدود 4 كيلومتر عقب تر از پاسگاه گردان بود، رفتم كه بلافاصله در بنه مطلع شدم دشمن به يكي از پايگاهها در منطقه گروهان 2 حمله كرده، بلافاصله تلفني دستور دادم كه افسر عمليات گردان، سروان فلكي فوراً به محل مذكور برود و خودم هم سريعاً به منطقه پاسگاه مذكور رفتم.

 متأسفانه مشاهده شد كه دشمن ضربه بدي به گردان ما وارد آورده، بدين ترتيب كه گشتي رزمي دشمن به پايگاه شماره 1 يعني درب ديه حمله كرده و تعداد 3 نفر از سربازان را شهيد و 3 نفر را اسير و 3 نفر را مجروح كرده بود.

بلافاصله با جمع‌آوري تعدادي از پرسنل بنه‌ها و ساير گروهانها دسته‌اي سازماندهي شد كه به جلو اعزام گردد. در همين لحظه سرهنگ جمشيدي فرماندهي لشكر به محل آمده و دستور داد كه تعقيب دشمن با توجه به سپري شدن مدت زمان زيادي از هجوم آن، ديگر دير شده و اثر مثبتي نخواهد داشت. متأسفانه نگهبان سر پست هم به موقع نتوانسته بود عكس‌العمل مناسبي از خود نشان بدهد و دشمن با توجه به وضعيت منطقه و زمين اين دستبرد را به خوبي طرح‌ريزي و اجرا نموده بود واين ضربه، هشداري به كليه يگانهاي لشكر بود كه از حالت پدافندي محض خارج شوند.

با توجه به شماتيك منطقه كه به شرح شكل 22 نشان داده شده گشتي دشمن در امتداد جاده پيش آمده و مسير را طوري انتخاب كرده بود كه از نقطه كور ديد نگهبان (زاويه بي‌روح)[2] عبور نموده، به طوري كه نگهبان ديدگاه، وي را نبيند، يعني حدود 500 متر مانده به ديد نگهبان، مسير را عوض كرده و از پهلو كه تا گردان 201 حدود 4 كيلومتر از نيرو خالي و تپه‌هاي رملي بود تغيير مسير داده و حدود 5/1 كيلومتر در تپه‌هاي رملي پيش آمده و در محل مناسبي نزديك پايگاه مستقر شده، سپس يك نفر از گشتي دشمن در 50 متري پايگاه پشت يك بوته و با رعايت كامل قواعد اختفاء وضعيت پرسنل پايگاه را بررسي كرده و وضعيت را به فرمانده خود اطلاع مي‌دهد، در ساعت 9:30 خودرو تانكر آب گردان پس از آبرساني منطقه پايگاه را ترك مي‌نمايد.

در ساعت 10 صبح كه هوا گرم شده و آموزش خاتمه يافته بود كليه نفرات به داخل سنگر استراحت رفته بنابراين دشمن در ساعت 10:15 مورخه 24/6/63 با يك يورش سريع سنگر استراحت شماره 1 را به رگبار بسته كه يك نفر شهيد و سه نفر مجروح و دو نفر ديگر كه تلاش كرده‌اند تا با دشمن گلاويز شوند با كارد سنگري دشمن شهيد مي‌شوند، ضمناً گشتي دشمن سنگر شماره 2 را محاصره كرده و سه نفر كه خود فرمانده پايگاه (گروهبان آبزن[3]) نيز همراه آنها بوده به اسارت مي‌برد سپس با نارنجك آتش‌زا سنگرها را منهدم مي‌نمايد. نگهبان ديدگاه شماره 1 كه از بالا نظاره‌گر اين موضوع بوده، اقدام به تيراندازي با تفنگ ژ-3 نموده ولي متأسفانه به علت بعد مسافت زياد محل او تا سنگر و رگبار و آتش دشمن نتوانسته عكس‌العمل مناسبي را انجام دهد و دشمن تمام اين عمليات را حدوداً ظرف 10 دقيقه اجرا كرده و سريعا منطقه را ترك مي‌کند.

 فرمانده گروهان كه پاسگاهش حدود 2 كيلومتر تا پايگاه فاصله داشت به محض وقوف بر حادثه، چند نفر را به پايگاه اعزام مي‌كند كه آنها نيز نتوانسته بودند اقدامي انجام دهند، زيرا دشمن با سرعت محل را ترك نموده بود. گرچه نيروهاي گروهان در ظرف حدود 10 دقيقه و نفرات گردان هم حدود 20 دقيقه بعد از حادثه در محل حاضر شدند، ولي به علت طرح‌ريزي دقيق و عمليات برق‌آسا و استفاده دشمن از وسيله نقليه آثاري از نفرات دشمن مشاهده نشد.

 اين اتفاق تأثير بدي روي همه رزمندگان گردان گذاشت و اكثر نفرات ناراحت بودند و همچنين انعكاس زيادي در سطح لشكر و حتي قرارگاه جنوب داشت.

نمايندگاني از لشكر و قرارگاه جنوب به گردان مراجعه و از فرمانده دسته و گروهان و گردان سؤال و جواب نموده و هر كدام اظهار نظري مي‌كردند، ولي آنچه مسلم بود که نفرات پايگاه سريعا غافلگير شده و تأمين خود را به خوبي برقرار نكرده بودند، حتي اگر يك نفر از آنها چند متري به سمت چپ استراحتگاه شماره 1 مي‌رفت، مي‌توانست دشمن را مشاهده نمايد.

 

شكل 22: كروكي عمليات گشتي رزمي دشمن در منطقه گروهان 2 گردان 220

 

 

 

اين رویداد باعث شد كليه يگانهاي لشكر از خواب غفلت بيدار شوند چون مدتها بود كه وضعيت پدافندي اكثر پرسنل را بي‌تفاوت نموده و مسئله تأمين و نگهباني را جدي تلقي نمي‌کردند بعد از اين واقعه كليه سنگرها تأمين و گشتي دورادور برقرار كرده و سلاح و مهمات كافي جهت هر پايگاه پيش‌بيني گرديد. ولي متأسفانه دوباره پس از مدتي وضعيت به حالت قبلي برگشت و تعداد دو نفر از نفرات گردان 185 نيز توسط گشتي دشمن ربوده شدند.

 

منبع: از هویزه تا آتش بس، نوجوان، امرالله، 1388، ایران سبز، تهران

 

 


1.دافوس: مخفف دانشكده فرماندهي و ستاد

2. زاويه بي‌روح: منطقه‌اي است كه در برد جنگ‌افزار يا ديد ديده‌بان بوده ولي به علت شكل ويژه زمين و يا وجود مانعي از محل مربوطه اجراي تير مستقيم يا ديده‌باني روي آن مقدور نمي‌باشد. (آئين‌نامه رزم انفرادي)

3. بعد از مراجعت آزادگان گروهبان حميد آبزن را با درجه استواري در بيمارستان 506 ارتش ديدم كه وي به علت شكنجه و آزار نيروهاي بعثي دچار بيماري رواني و روحي شده بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده